۸ پاسخ

اونا بچه هاشون رو فقط به خودشون وابسته نمیکنن از اول پیش خانواده هاشون هم میزارن که جایی رفتنی بچه اونجا بمونه و فقط به مادر چسبیده نباشه ولی ماها چون اکثرا تنهایم و بچه فقط پیش خودمونه هم بچمون جایی نمیمونه و بهونه میگیره و اذیت میکنه هم خودمون نمیتونیم ازشون دور باشیم

متاسفانه مامان من حتی یه دقیقه هم نگهش میدارم گفتم یه بار بعد عمری گفتم میرم اصلاح سالن گفت با خودت ببر من نگه نمیدارم
ولی روز بعدش بچه داداشم و نگه داشت مامانش بره سالن🥲💔

من سرکارم 3 روز
بچم پیش مادرشوهرمه
ی وقتا تا شبم شده اونجاعه
ولی دیگ روزا تعطیلی روم نمیشه برم خونش😂

منم سرکار که میرم یک شیفت
همش شرمنده مامانم هستم
همش عذاب وجدان دارم پیش دخترم نیستم

من تایمی که سرکارم یا پیش مادرم میذارم یا مادرشوهرم ،کلی فکر و ذهنم پیششه هی زنگ میزنم ،اصلا گردش و تفریح هم نرفتم تنهایی،فقط سالی یکی دوبار با خانواده

من که حتی هفته ای یکبار هم روم نمیشه ببرم

منکه خانه دارم گاهی بخام یساعتی جایی برم روم نمیشه بذارم پیش مادرشوهرم

اخ گفتیاااا .بحث رو شدن نیست بنظرتون دلشون تنگ نمیشه یک هفته نمیبینن بچه شونو؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان مامان فندقی🐻 مامان مامان فندقی🐻 ۲ سالگی
کلا تو خونه م. جایی نیس برم. شوهرم وسیله ندارع میگه با موتور زشته ....فقط خونه مامانم دارم اونجام ازبس پسرم بد هست کسی نیست باهاش بازی کنه ....خواهرم بچه هاش نمیاره یا کم میاره خونه مامانم. پسر شش سالع م ب شدت شلوغ هست بلند حرف میزنه صدا آژیر در میاره جیغ میزنه امروز صبح خاستم بریم پیش مامانم بدو بدو رفت تو تاکسی نشسته ماهم هنوز سوار نشدیم در قفل کرده بلند می‌خندید رسیدم خونه مامانم کاسه برداشته با ملاقه میزد پشت کاسه. دخترم از این اتاق می‌کشه این ور اون ور کردن دخترم میگیره میشینه رو دخترم میگه بالشت. ده بار ب مامانم میگه خوراکی، سر سفره غذا بلند حرف میزنم غذاش تند میخوره بکناار منم زنگ خواهرم زدم گفتم دخترت نمیاد پیش بچها دخترش 11سالشه گفت میخایم بریم خونه دایی شوهرم. خب واقعا راست گفت. منم دیگه خودم بچهام گرفتم. ظهر پسرم نزاست بخابم ازبس بپر بپر میکرد دیگه عصرم ازبس شروع کاری کرد خواهرش زد. بابام اذیت کرد اومدم خونه زنگ گوشی دختر خواهرم زدم گفتم کجایی گفت مامانم رفت خونه دایی بابام من پیش عمم بعد زنگ خواهرم زدم گفتم دخترت کجاست اونم بردید باخودتو ن گفت آره. منم گفتم خواهر من که نمیخام بخورمش دخترت گفت پیشش عمم همین الان این پیام داد الان اومدم خونه شوهرم درک ندارن بچه چقدر اذیتم می‌کنه میگه وظیقت بچه جمع کنی. بچه بزرگ کنی دلم گرفت