۱۶ پاسخ

چرااینکارومیکنی مجرده دوسدارعشق حال کنه ب بقیه چ ربطی دارچراخودتوبدمیکنی دنبال دردسری

ول کن چ حوصله ای داری

عزیزم حرفی بهت میزنه جوابشو بده مثلا میگه چاق شدی اسم شوهرتو بیار بگو اون دوست داره اما این کارا درست نیست وقتی زیاد دهن به دهنش نزاری ساکت میشه

شما چکار داری به کار کسی کار نگیر خب معلومه بچشو پیش عروس خراب نمیکنه حتی اگه باشه

عزیزم از مادرشوهرتون دوری کنید به فکر زندگی خودتون باشید تا آرامش داشته باشید .

تابوده کارای خودشون ماست مالی میکنن ولکن بذارانقدبغل کنه

خب مجررد چیزبدی نیست ک همه الان دوس میشن بعد ازدواج میکنن

خوب عزیزم‌پسر خودش به شما چه مربوط

هدفت از نشون دادن اون عکس چی بوده؟؟بنظرم شما دخالت نکن خودشون مشکلشون رو حل میکنن

حوصله داری چرا خودتو بد میکنی

چه حوصله ایی داری تو ول کن بابا

عزیزم سریع محل زندگی تو جدا کن ازش

ازشون فاصله بگیر حتی اگه صدات کرد کاری چیزی بهونه کن تا حرفای چرتو پرت تحویلت ندن

😂😂😂بگو پس کیه

خب چرانشون دادی؟؟؟من اینقد چیز ازخواهرشوهرم تومجردیش میدونستم حتی ب شوهرمم نمیکفتم

جونش دراد ولش کن

سوال های مرتبط

مامان دخملای مامان🩷 مامان دخملای مامان🩷 ۴ سالگی
روزی که بیمارستان بستری شدم هم تختیم پرسید بچت چیه گفتم دختر گفت اسمش گفتم هلیا انتخاب کردم گفت عه هلیا که اسم پسرا ست گفتم ن ایلیا الیاس اسم پسره هلیا اسم دختره
وقتی مرخص شدم برادر شوهرم زنگ شوهرم زد گفت اسم دختر تو چی گذاشتی شوهرم گفت هلیا کلی خندید گفت عه اسم پسرو رو دختر تون گذاشتین خوب یه محمد هم بهش اضافه کنید که اسمش تکمیل شه کلی خندید مسخره کرد بعد قطع کرد ب شوهرم گفتم ب داداشت بگو اینقد عقل مون سواد مون میکشه که اسم دختر و پسرو از هم تشخیص بدیم شوهرم گفت بیخیال اهمیت نده دوباره خالم دیروز از شهرستان زنگ زد اسم دختر تو چی گذاشتی گفتم هلیا گفت قشنگه مبارکش باشه ولی اسم پسرا ست هلیا گفتم ن خاله جون ایلیا الیاس اسم پسره هلیا اسم دختراست حتی تو ثبت احوال تو قرآن هم هلیا اسم دختره ن پسر
الان گیج شدم من اشتباه میکنم یا بقیه اخه تو گوگل سرچ کردم هلیا هم تو ثبت احوال هم تو قرآن اسم دختر بود از همه جا هم دیدم شنیدم اسم دختره نظر شما دوستان چیه کی اشتباه میکنه نمیخام با یه اشتباه دخترم تو آینده مسخره مردم شه بخاطر اسمش

بچه پوشک شیر خشک
مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...
مامان مهربان مامان مهربان ۳ سالگی
ماامانا یه دقیقه بیاید تاپیک قبلمو بخونید
امروز یه اتفاقی افتاد.با دخترم خیلی اتفاقی رفتیم بازاری تو شهرمون که اصلا سمت ما نیست و اولین بار بود دخترمو میبردم اونجا.از قضا شوهرم لباس مجلسیش لک ششده بود و منم یهو اونجا پود لکه بر لباس دیدم رفتم تو مغازه بخرم یهو فروشنده رو کرد به دخترم گفت منو شناختی؟گفت من بابای همون پسری هستم که پارسال تو پارک بهت خورد(اون پسر سمت دختر من دوید و دختر من ثابت کنارم ایستاده بود من پشتم به اون پسر بود و اصلا ندیدمش عین برق رد شد تا به خودم اومدم دیدم دخترم یه متر با پشت سرش پرت شده زمین و سر همین ضربه یه دندون جلوشو از دست داد و اینکه اونا اصلا عذرخواهی نکردن و مادر پسر اومد گفت بچه ان دیگه پشتشو کرد رفتن)من تا مرده رو دیدم گفتم ای وای شما همون اقایید گفت دیروز تو همون پارک یه دختره تاب سواری میکرد تاب خورد تو صورت پسر من داغون شد صورتش و مادر دختره اصلا عذرخواهی نکرد پشتشو کرد.منم درجواب گفتم از هردست بدی از همون دست پس میگیری دقیقا کاری که خانم شما و شما باما کردید و باعث شدید دختر من یه دندونشو از دست بده مرده شرمنده و لال شد کارت کشیدم و با خنده اومدم بیرون.
مامانا ظالم به سزای عملش میرسه و من باز ایمان آوردم