۳ پاسخ

تولدتون مبارک

تولدت مبارک عزیزم

مبارکه عزیزم

سوال های مرتبط

مامان نبض🌱🫀 مامان نبض🌱🫀 هفته سی‌ونهم بارداری
🔹دلایل نازایی زنان

1. تخمدان پلی کیستیک:شرایطی را فراهم می کند که فولیکولهای کوچک موجود در تخمدانها نمی توانند به فولیکولهای بالغ تبدیل شوندوبا عدم تعادل هورمونی والگوهای غیر قابل پیشگویی تخمک گذاری مشخص می شود.پریود های نامنظم ،رشد موهای زائدوآکنه وچاقی.

2. مشکلات تخمک گذاری:به شرایطی (معمولا هورمونال)اطلاق می شود که مانع از آزاد شدن تخمک بالغ توسط تخمدانهای زنان می شود. فقدان یا وجود عادات ماهیانه نامنظم و خونریزی های ماهیانه کم یا زیاد.

3. آندومتریوزیز:به شرایطی اطلاق می شود که در آن بافت پوشاننده مخاط رحم(بافت اندومتریال)در بیرون از حفره رحمی ومعمولا در حفره شکمی لگنی رشد می کند. بعضی زنان بدون علامتنددر حالی که دیگران دچار درد موقع عادت ماهیانه یا درد حین نزدیکی یا دردهای مبهم لگنی هستند.

4. لوله های رحمی مسدودشده:لوله های رحمی آسیب دیده یا مسدود شده ،ازرسیدن اسپرم به تخمک ویا از رسیدن تخمک بارور شده به داخل حفره رحمی جلوگیری می کنند.علل مهم انسداد لوله های رحمی شامل بیماری های التهابی لگن ،بیماری های انتقال یابنده از طریق روابط جنسی نظیر کلامیدیاواعمال جراحی عقیم کننده قبلی می باشند.


#بارداری #کودک #نوزاد
پناه پناه قصد بارداری
هنوز مادر نشدم.، اما میدانم که خیلی دلم برای کودک نداشته ام تنگ شد
دلم لک زده برای کودکی که جای خالی اش تنها دغدغه زندگی ام شده.و
این روزها تنها خدا می داند و می بیند که مادرانگی هایم را چگونه در تنهایی و خلوتم بروز می دهم.
با کودک نداشته ام راه می روم و حرف می زنم و مدام زیرلب می گویم کی از پیش خدا می آیی؟ ملاقاتت باخدا تمام نشد!
آه نمی دانی اینجا برای نداشتنت هزار راه نرفته را رفتم ولی نشد.
می دانی فرزندم تا پای جان هم برای داشتن ات میروم
تمام گفته ها و ناگفته ها را تحمل کردم تا روزی تورا در آغوش بگیرم.ولی نشده
روز های مادر ک همه ب مادرشان هدیه میدادن، اما من از تو می خواستم خودت را به من هدیه کنی، اما نشد
کاش می امدی چون دیگر طاقت نگاه های سنگین دیگران را ندارم
کاش می امدی و در مقابل دیدگان پدرت سرافرازم کنی
راستش را بخواهی از روی پدرت هم خجالت می کشم.ک انقدر بهش امید دادم
ولی نیامدی و مادر نشدم.
اما هیچ کس نمی داند حس مادرانگی از تمنای وجودم لبریز شده.
هیچ کس نمی داند درونم داغ نداشتنت مثل کوه آتشفشان در حال انفجار است.
فرزند عزیزم، اینجا برای داشتنت دست به هر کاری زدم، هزار درد را تحمل کردم.اما نشد
انصاف نبود کسی را که برایت این همه بی تابی می کرد را بیشتر از این چشم انتظار بگذاری.
من خودم را همین حالا مادر می دانم به خاطر حسی که برای داشتنت از وجودم لبریز شده، به خاطر تمام سختی هایی که برای داشتنت از یک مادر واقعی بیش تر کشیدم، بی منت!!!
اما هیچکس مرا مادر خطاب نمی کند،
می دانی تا تو را نداشته باشم هیچکس مرا مادر به حساب نمی آورد.
عزیزترین آرزوی محالم😢😢.خدایا دلم هر روز شکسته تر میشه صدای دردام گریه هام ب گوشت میرسه؟!