چه حس لطیف و پر از زندگی‌ای 🌧️💖
بارون همیشه یه نشونه از رحمت خداست؛ هم زمین رو زنده می‌کنه، هم دل‌هایی رو که منتظرن و امید دارن برای یه شروع تازه… مثل مادرایی که در انتظار شنیدن صدای قلب کوچولوشون هستن یا زن‌ و شوهرایی که با عشق، خودشون رو آماده آوردم یه نوزاد می‌کنن 🤍

✨ دعای امروزتون زیر بارون:

> اللّهُمَّ ارزُق كلَّ مَن يَنتظرُ فَرَحَ الأُمومةِ والرَّحمةِ بالأبُوّةِ نطفةً طيّبةً مباركةً، واجعلها قُرّةَ عَينٍ لهم، كما تُنزلُ الغَيثَ رحمةً على الأرضِ الجافة 🤲🌧️
> خدایا، به هر دلِ پاکی که آرزوی داشتن فرزند دارد، نطفه‌ای مبارک و سرشار از نور عطا کن؛
> و بارداری‌های در جریان را با سلامت، آرامش و شادمانی کامل کن؛ همان‌طور که باران رحمتت زمینِ خشک را زنده می‌کند 🌱

🌸📿
در لحظه‌های بارونی، ملک‌ها مشغول نوشتن دعاهای خالصانه‌ان…
پس دست‌هاتون رو به آسمون بلند کنید و بگید:
> ای خدای باران، دعامون رو با قطره‌هات مستجاب کن؛ هم رحمتی برای دل‌هامون باشی، هم بشارتی برای زندگی کوچولوی در راه 🤍☁️

💮🌈
و یادتون نره، هر قطره باران که به زمین می‌خوره، شاید پاسخی باشه به یک «الهی آمین» از دل شما.🤲🏻🥲

التماس دعا دارم از همگی تون 🫂🫰🏻

تصویر
۷ پاسخ

چقدددر قشنگ 🥹😍🫠🥺 قلبم اکلیلی شد عزیزممم . خیلی برام دعا کن پس . فقط خود خدا باید برام بخواد خیلی روزای سختی دارم میگذرونم . اگر اینماه منفی بشم ، فقط آرزو میکنم اینطوری نشه چون نمیدونم چطوری تیکه هامو جمع کنم ک مثل اولش بشه ...

چه متن زیبایی نوشتی 😍الهی آمین 🤲🤲🩷🩷🌱🌱

سلام گلم سرصبح چه متن زیبایی نوشتی ممنون گلم الهی آمین🤲🙏
ممنون بامتنت حال دلمونوخوب کردی

منم الان رفتم زیر بارون برای همه چشم انتظارا دعا کردم انشااله همگی دامنشون سبز شه بعد هم من الاهی آمین🤲

اخ عزیزم چه پیام عالی چه حس خوبی خدا حفظت کنه نازنینم به حالم اول صبح خوب شد ممنونم خانمی🩷🫂💚

الهی آمین یا رب العالمین 🙏❤️
خدایا شکرت

الهی آمین...من خودم بعدازظهر نوبت سونو دارم ا‌ولین بار...ارزومه برم بگه بارداریت قطعیت داره و قلب داره و ساااالمه

سوال های مرتبط

مامان حنانه مامان حنانه هفته بیست‌وچهارم بارداری
کسانی که قصد بارداری دارند این دعا رو ذخیره کنید که همیشه آرامش داشته باشید و بسلامتی و دل خوش باردار بشید و بچه تون رو بغل کنید .
برای منم دعا کنید که بسلامتی باردار بشم و زایمان خوب و راحتی داشته باشم ❤️

🌙 دعای مخصوص بارداری و آرامش دل:

🌸 یا رازقُ یا وهاب، ای بخشنده بی‌منت
دلم رو با امید به دست‌های مهربونت می‌سپارم
ای خدا، همون‌طور که قطره‌ای رو به دریا، و دونه‌ای رو به درخت تبدیل می‌کنی
رحم من رو مأمن امنی برای یه بنده پاکت قرار بده 🌱
قلبی در من بتپد که نشونه‌ی عشقت باشه...
نطفه‌ای در من شکل بگیره که از نوری باشه که خودت دمیدی

✨ الهی رحمم گرم باشه از زندگی
و وجود کوچیکی درونم آرام آرام رشد کنه
ای پروردگار مهربون، منو لایق مادر بودن قرار بده
و این انتظار رو به اجابت برسون؛ اون‌طور که فقط تو بلدی...

💖 خدایا، اگر به صلاحم نیست، دلم رو راضی و آروم کن
و اگر به صلاحم هست، راهش رو باز کن، بی‌درد، بی‌دغدغه، بی‌اشک
تا با لبخند اون دوتا خط، دنیا رو دوباره ببینم...

🤲 آمین یا رب العالمین

هر وقت دلت لرزید، همین دعا رو زیر لب بخون...
شیرین شیرین قصد بارداری
روز مادر امسال برای من رنگ دیگری دارد…
من مادری هستم که ضربان کوچکی را در وجودم حس کردم، مادری که برای مدت کوتاهی دنیا را با چشمان دیگری دید، مادری که هر چند آغوشش خالی مانده، اما قلبش سرشار از عشقی است که هیچ‌وقت از بین نمی‌رود.
من مادر شدم… حتی اگر زمان بودنش کوتاه بود.
حتی اگر امروز در آغوشم نیست، یادش در رگ‌هایم جریان دارد، در رویاهایم می‌درخشد و در سکوت شب‌هایم آرام می‌گیرد.
روز مادر، روز همه‌ی زن‌هایی است که طعم شیرین مادر بودن را برای لحظه‌ای چشیده‌اند. روز مادر، روز دل‌هایی است که به عشق یک فرشته کوچک می‌تپد؛ چه آن فرشته روی زمین باشد، چه در آغوش آسمان.
امروز به خودم یادآوری می‌کنم که مادری فقط به داشتن کودک در آغوش نیست؛
مادری یعنی عشقی که آغاز شده و هرگز تمام نمی‌شود.
و من این عشق را تا همیشه در وجودم حمل می‌کنم.
روز مادر بر تمام مادران آسمانی و زمینی مبارک.
بر من…
و بر هر زنی که قلبش برای کودکی تپیده است. 💛
مامان هدیه امام رضا مامان هدیه امام رضا هفته شانزدهم بارداری
هر روز که می‌گذرد، می‌گویند “فراموش می‌شود نبودش، داغش سرد می‌شود”. اما برای من، هر طلوع، داغ دلم را تازه‌تر می‌کند. در این تقویم بی‌رحم، روزها نه که بگذرد، که هر کدام زخمی تازه بر دل می‌نشاند.
می‌بینم تمام آنان را که همسفر بارداری‌ام بودند، اکنون یکی یکی فرزندانشان را در آغوش می‌کشند. از ته قلب برایشان شادم، دعای خیر بدرقه‌شان می‌کنم تا در سلامت کامل، عطر وجود فرزندشان را استشمام کنند.
اما، من هم انسانم، دلم می‌شکند… چه کسی می‌تواند خرده بگیرد بر مادری که می‌خواهد عطر تن پاره تنش را در آغوش بکشد؟ دلم می‌خواست، آری، دلم می‌خواست من هم کودکم را در آغوش می‌کشیدم. اگر بود، امروز یک ماه و هفت روز از آمدنش به این دنیا می‌گذشت. یک ماه و هفت روز پر از لحظه‌های ناب، پر از عطر حضورش، پر از شوق مادری.
امروز، خبر زایمان دختردایی‌ام را شنیدم. اولین کلامم شکر بود، شکر برای سلامتی او و فرزندش. اما بلافاصله بعد از آن، داغ دلم تازه شد، زخم کهنه‌ام سرباز کرد.

آه، بمیرم برای تو، فرزند از دست رفته‌ام… آیا می‌شود من هم دوباره طعم مقدس مادری را بچشم؟ آیا دوباره آغوشم پر می‌شود از گرمای وجود کودکی؟ در این لحظه، امیدی به بغل گرفتن فرزندم ندارم…💔
💚🌱اُمید💚🌱 💚🌱اُمید💚🌱 قصد بارداری
دل‌نوشته‌ای برای آرزویی که هنوز بغلش نکردم…

گاهی دلم از این همه خواستن، از این همه دعا، از این همه گریه بی‌صدا، پُر میشه...
بغض می‌کنم وقتی صدای خنده‌ی یه بچه رو می‌شنوم...
اشک تو چشم‌هام جمع میشه وقتی یه نوزاد رو بغل می‌کنن و می‌گن "مبارکه"...
منم دلم می‌خواد… دلم می‌خواد بغلش کنم، ببوسمش، از ته دل براش لالایی بخونم...
حتی شده یواشکی، دست یا پای یه بچه رو بگیرم و تو دلم بگم:
"خدایا… به منم بده… سالمشو… صالحشو… اونی که سهم منه…"

نه حسادت می‌کنم، نه بی‌صبری… فقط یه دلتنگی مادرانه‌ست که توی دلم قد می‌کشه…
یه بغضیه که هر روز صبح باهاش بیدار میشم و هر شب باهاش می‌خوابم…
یه آرزوی کوچیک، ولی مقدس… یه بچه… یه صدای "مامان" شنیدن…

خدایا!
تو خودت شاهدی من چقدر دلم نازک شده برای این حس قشنگ...
تو خودت می‌دونی چقدر با اشک، با امید، با عشق دارم منتظرش می‌مونم...
خدایا… فقط خودت می‌تونی جواب این همه دعا رو بدی…
من منتظرم… با یه قلب پر از مهر و آغوشی که همیشه بازه برای اونی که هنوز نیومده...
sara✨ sara✨ قصد بارداری
باشه، یه نامه از طرف جنین 5 هفته‌ات برات می‌نویسم:

مامان عزیزم،

سلام! من یه کوچولو هستم، فقط یه دونه کنجد، اما دارم خیلی سریع رشد می‌کنم و برای دیدن تو خیلی هیجان‌زده‌ام.

می‌دونم که الان ممکنه یه عالمه سوال و نگرانی داشته باشی. شاید هنوز مطمئن نباشی که من رو می‌خوای یا نه، اما من اینجا هستم و می‌خوام بدونی که من تو رو دوست دارم و به تو نیاز دارم.

من می‌تونم حس کنم که تو مهربونی و قلب بزرگی داری. من می‌دونم که تو بهترین تلاشت رو برای من خواهی کرد.

لطفاً مراقب خودت باش، مامان. غذاهای خوب بخور، استراحت کن و سعی کن زیاد استرس نداشته باشی. هر کاری که تو برای خودت انجام بدی، برای من هم خوبه.

من دارم تمام تلاشم رو می‌کنم که قوی و سالم باشم. به زودی، قلب کوچولوی من شروع به تپیدن می‌کنه و تو می‌تونی صدای اون رو بشنوی.

تا اون موقع، من اینجا منتظر می‌مونم و به تو عشق می‌فرستم.

با عشق فراوان،

جنین کوچولوی 5 هفته‌ات ❤️



این نامه از طرف نی نی هست که من اصلا امیدی ندارم به بودنش 🥲
چون امروز عصر که بیبی زدم منفی بود❤️‍🩹
🥲چشم انتظار🥲 🥲چشم انتظار🥲 قصد بارداری
این روزها زندگی من خلاصه شده در مشت های پر از قرص و درد آمپول هایی که هر روز مهمان تنم میشوند هر کدام از این قرص ها قصه ای دارند قصه ای از دردهایی که میخاهم فراموششان کنم از امید هایی که میخاهم زنده نگهشون دارم آمپول ها هم هرچند تلخ و ناخوشایند باشد اما نشانی های هستن که از تلاش که برای بهبودی و برای رسیدن به آن آرزوی شیرین میکنم
گاهی درمیان این همه دارو احساس میکنم دیگر بدنم دیگر توان ندارد خسته میشوم از این همه درد و انتظار اما بعد تصویری از آن لبخند شیرین از آن آغوش گرم که در انتظارش هستم در ذهنم جرقه میزند و همین تصویر به من قدرت می دهد که دوباره بلند بشوم و قرص بعدی را بخورم و برای آمپول دیگری آماده بشوم میدانم که این روزها میگذرد میدانم که این درد ها همیشگی نیستن من برای هدف بزرگتری تلاش میکنم برای آینده ای که میدانم ارزش این همه سختی را خواهد داشت این قرص ها و آمپول ها بخشی کوچکی از مسیری هستن که باید طی کنم تا به آن آرامش و شادی ابدی برسم🙂🙂🙃
هانیــه✨ هانیــه✨ قصد بارداری
ببخشید که همش میام اینجا و از دردام میگم… اما میام اینجا با دوستای همدردم صحبت میکنم خیلی آروم میشم🫂
اخه تو دنیای واقعیم همه فقط لبخند و صبوریامو میبینن💔
.
.
این روزا، حال و هوام عجیب غریبه…
گاهی پر از نوری که نمی‌دونم از کجا میاد،
و گاهی تاریک‌تر از شب، بی‌صدا، بی‌رمق، بی‌احساس.

گریه‌هام بی‌وقفه‌ست، از اون گریه‌هایی که انگار می‌خوان از مغزت بیرون بزنن،
نه از چشمات…
گریه برای دخترکی که اسمش هنوز رو لبهامه،
برای لالایی‌هایی که هیچ‌وقت خونده نشدن،
برای قلبی که نصفه مونده…

من پر از امیدم
ولی انگار دلم ازم قهر کرده،
و من باورم نمی‌شه چقدر یه حس،
یه زندگی کوچولو توی وجودم،
منو از ریشه عوض کرد…

گاهی می‌شینم به همون پنج ماه فکر می‌کنم،
به حس تکون‌های آرومی که انگار یه عشق تازه داشت تو وجودم جوانه می‌زد،
به شوقی که باهاش بیدار می‌شدم،
به آرزوهایی که هیچ‌وقت به زمین نرسیدن.

عشق من، دخترکم…
تو تنها نبودی.
من هر لحظه با تو عاشق بودم.
و حالا که نیستی،
همه چیز توی من جا مونده،
یه حس خالی،
یه دلتنگی برای چیزی که هنوز تموم نشده ولی نیست…

و شاید بیشتر از هر چیز،
دلتنگ خودمم…
اون “هانیه”‌ای که بی‌فکر زندگی می‌کرد،
بی‌دغدغه، سبک،
نه مثل حالا که انگار هر قدم،
یه کوه درد رو دنبال خودش می‌کشه…

دخترم…
مامان هنوز هم با تو نفس می‌کشه.
با خاطره‌هات، با اسم کوچیک قشنگت که تو دلشه.
و می‌دونه که یه روز، یه جایی،
باز هم به هم می‌رسیم…

برای دلم دعا کنید، خییییلی محتاج دعاهاتون هستم😭
❤️‍🩹