۳ پاسخ

اوه دختر منم اونقد وابستس ک همه مهمونی ها بغلمه تکون نمیخورهذ

پسر منم سه ساله میشه مثل دخترت همه کاراشو من میکتم کفش پا کردن تا در اوردنشون، خوردنشن ، رو پا خابیدنش ، میگذره

به باباش بسپار انجام بده تا عادت کنن منم این طوری بودن ولی الان مثلاً میگم فلان کارو برو بابا بده انجام بده دیگه عادت کردن میرن پیش باباشون

سوال های مرتبط

مامان مسیحا مامان مسیحا ۳ سالگی
پوشک
فرزندپروری
شیرخشک
گهواره
حااااالم خییییییییییییلی بده😭😭
بخدا انقد که تو خودم جا داده بودم امروز دیگه واقعا نتونستم.
خواستم خوشحال کنیم پسرمو یه تولد ساده بگیریم.
عمه هاش اومدن و خواهرم فقط داشتیم بادکنکارو درست میکردیم و کارا رو انجام میدادیم
اگه بدونید چقددددد اذیت کرد چقد خراب کرد مدام جیغ میزد مدام بهونه هی ناز خریدم هی درست حرف زدم به خوبی به بدی اصلا گوش نکرد و باز لجبازیشو ادامه داد زدمش از ته دل جیغ میزدم.
نشستم کلی گریه کردم دیگه هیچوقت تولد نمیگیرم
که انقد اذیتم کنه
حالا تو روزی که باید خوش باشیم بکل رید تو همه چی اخرم کتک خورد😭😭😭😭😭😭😭بخدا خسته شدم واقعا کم اوردم.همیشه خدا میدونه کاریش ندارم و به خوبی و ارومی حرف میزنم باهاش امروز دیگه نتونستم چمشمش به دوتا ادم میخوره وحشی میشه 😭😭😭😭😭😭ناراحتم از اینکه زدمش
ناراحتم به حال خودم که انقد باید جا بدم و هیچی نگم که اخرش اینجوری بشه.
دیگه چیکار باید بکنم ک نکردم