سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۱ سالگی
بچها باردار که بودم ۳۰هفتگی رفتم سنو گفت جنین بریچه و من انگار دنیا رو بهم دادن چون پول نداشتم زیر میزی بدم برم سزارین زایمان قبلیم ۴سال پیش بود با اینکه بچم ۲کیلو بود ولی خیلی در وحشتناکی داشتم و خیلی از زایمان دومم میترسیدم یعنی وقتی بیبی چکم مثبت شد تا اخرش ترس زایمان داشتم خدا خدا میکردم بریچ بمونه دکتر نیگفت بعید میدونم و من هر روز دعا تا روزی که۳۷هفته بودم گفت فکنم چرخیده برو سنو گفتم خانم دکتر من سر بچمو میفهمم بالاس نچرخید بچم تا رقتم سنو و اومدم بریچ بود و انگار دنیا رو بهم دادن خلاصه رفتم بیمارستان امین یه بیمارستان معمولی دولتی سزارین شدم خیلی ازم مراقبت کردن همه چیز عالی خیلی بهم سر میزدن انگار خصوصی بود خیلی خدارو شکر میکنم که اذیت نشدم چون ماها که دستمون خالیه نمیتونیم هزینه و زیر میزی و بیمارستان خصوصی بریم واقعا دردناکه و خیلی خوشحالم هنوز از بابتش خداروشکر میکنم همش به پسرم میگم افرین مامان که نچرخیدی تا لحظه اخر🤣🤣اینجا ۶ماهه حامله بودم
مامان نیکو مامان نیکو ۱۰ ماهگی
سلام مامانها
من حدودا دوماه سر شیرخوردن دخترم مشکل دارم و واقعا اعصابم بهم میریزه، اول بگم که خب دختر من رفلاکس داره و هر ماه هم میبرمش دکتر برای چکاپ ولی متاسفانه هفته آخر اسفند نوبت داشت ولی دکترش نبود منم دیگه دارم خُل میشم.
دختر من خب چون رفلاکس داشت اوایل خیلی شیر میخواست، منم سر همین داشتم نابود میشدم یه دفعه سه ماه و نیم که شد اینحوری شد که میخواست شیر بخوره ولی نمیتونست خب تایم شیرش هم بود. بیچاره انگار یه دردی داشت، هی چندتا مک میزد بعد غر میزد🥺 منم یاد گرفتم اول بخوابونمش بعد چشماش که میرفت شروع میکردم شیردادن بهش و میتونست بخوره، بهمن ماه که رفتم دکتر، دکتر گفت برای رفلاکسشه و دارو داد،من خودم فکر میکردم شاید برای دندون باشه که دکتر گفت نه هنوز زوده، یه وقتایی من میفهمم این وضعیت برای رفلاکسشه چون خیلی هم آروغ داره ولی الان باز چند روزه وضعیت همینه میخواد شیر بخوره ولی نمیتونه🥺 من واقعا اعصابم خورد میشه، تا واکسن ۴ ماهگی هم خوب وزن گرفته بود الان رو نمیدونم.
بعد مساله‌م اینه که تا بخواد خوابش بگیره باز شیر بخوره خیلی فاصله بین دوتا شیر خوردن زیاد میشه! این وسطها تلاش میکنه برای شیر خوردن ولی انگار یه دردی مانع میشه، مثلا ممکنه تا ۴ ساعت هم شیر نخوره، بعد تایم شیر خوردن هم دیگه مثل قبل نیست خیلی کم شده مثلا یه ربع اینا
من خودم حس میکنم علت رفلاکس نیست و چیز دیگه‌ایه، اینم بگم که دو سه روزی بود که مدفوعش خیلی آبکی شده بود، امروز باز خوب شد.
میخواستم ببینم کسی بوده چنین تجربه مشابهی در مورد بچه‌ش داشته باشه؟
#کولیک #رفلاکس #اسهال #دندان #شیر
مامان تربچه مامان تربچه ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت چهارم

نزدیکای ساعت ۳ بود که من همچنان داد میزدم و کمک میخواستم و انقد ناامید شده بودم که واقعا فکر میکردم من امروز زایمان نمیکنم و احتمال زیاد می میرم . بعدها تا مدت ها کابوس میدیدم که تو اتاق زایمانم و هنوز بچم به دنیا نیومده و وقتی بیدار میشدم به یاد اون روز گریه میکردم . بالاخره نزدیک ساعت ۳ یه خانمی بهم گفت انقد داد نزن که ببرنت سزارین چون هم اتاقای عمل پره و به خاطر تاریخ رُند امروز خیلیا واسه سزارین اومدن و هم اینکه بچه تقریبا داره دنیا میاد و نمیشه دیگه عمل کرد . نهایتاً میتونی بی حسی بزنی و اونم هزینه داره اگه میخوای بگم دکترش بیاد فقط اینکه خبر داشته باش دکتر مَرده اگه مشکلی نداری بگم بیاد منم که اون موقع قدرت فکر نداشتم اصلا و هیچی هم بلد نبودم گفتم اره راضی ام .. اون زمان نمیدونستم چه اشتباهی دارم میکنم رضایت نامه رو با همون حال امضا کردم و دکتر که یه آقای میانسال بود اومد و گفت چهارازنو بشین و تا جایی ک میتونی خم شو و آمپول رو که نمیدونم اسمش چی بود به کمرم زد ...