۷ پاسخ

چ خوب من دوره pmsهر کاری بکنم داغونم اصلا اعصاب و حوصله ندارم بچه هام که همون موقع تصمیم میگیرن بیشتر اذیت کنن 😅🤦

تو بسته های نواربهداشتی یه دفترچه راهنما بود که پسرم دید بهم گفت /گفته تخم مرغ،موز،دمنوش بخورین
منم بهش گفتم خانوما یه روزای مریض میشن
و زود ناراحت میشن وکم انرژی تر از روز های دیگه هستن
پسرم گفت خوب باش بغلم کرد💝

منم از لحاظ روحی میریزم بهم گریه میکنم و همش به جدایی فک میکنم .....

چه مامان خوبی.من تو دوران pms انگار سگ میشم🤣

👍🏻👍🏻🌹🌹

چ خووووب انشالله راحت میگذره
خواستم کیک پرتقالی درست کنم یادم رفت😩
الآنم همسری زنگ زد گفت آماده شید بریم بیرون ی تابی بخوریم

امید که این دوران رو عالی سپری کنی🌹
منم توی این دوران شل میکنم که راحت بگذره،مثلا دیروز گل پسرمون برنج فروش شده بود و کل خونه شده بود برنج😊

ایده خوبیه ارد بازی خب گلم دیگه بعدش ارد بدرد میخوره ازش استفاده میکنید؟یا میریزد دور

سوال های مرتبط

مامان یه انسان بزرگ مامان یه انسان بزرگ ۳ سالگی
سلام سلام گلا
یه سلام پرانرژی خدمت شما مادران زحمت کش 😍😘
خدمتتون عرض کنم که تصمیم دارم بازی های روزانه ای که با پسرم دارم رو باهاتون به اشتراک بذارم خواستید استفاده کنید
روزی حدودا ۳محور بازی دارم با پسرم و کتابخوانی
یکیش بازی حسی هست هر روز داریم شما هفته ای یه بار کفایت میکنه
من پسرم لمسش خیلی حساسه باید از این حالت دربیاد به همین منظور
خلاصه امروز طبق تصویر هم می‌بینید گل بازی داریم
گل بهداشتی خریداری کنید حتما بعد بازی جمع کنید میشه دوباره بیارید واسه بازی.
توی گل بازی امروز لوله کردن گل و با چاقو بریدن گِل و برش گل با قیچی رو حین بازی داریم انجام میدیم که هم حسی باشه و هم دست ورزی
یه بازی دیگه امروز انجام دادیم اسمش سبد گنج بود
یه سبدی چیزی بیارید داخلش هر چی دلتون میخواد بریزید
چشماشو ببندید و بگید با لمس حدس بزنه چیه
فوق العاده عالیه دوستان😍
و بازی بدوبدو و بپر بپر و فعالیت های حرکتی رو سعی میکنم هر روز داشته باشیم که انرژی هم تخلیه شه
تا دیدار دیگر بدرود
سوالی داشتین درخدمتم
مامان اهورا مامان اهورا ۳ سالگی
دیروز تاپیک زدم تولد اهورا بود،تولدی که زهر مارمون شد با گریه هاش
هر چیزی که تو تاپیکم نوشتم از ته ته قلبم بود ولی...
ولی واقعیتش دارم تموم میشم،دارم له میشم،روانی شدم،درمونده شدم،خسته شدم از این همه گریه الکی ،بهانه الکی،کارای خطرناک،حرف گوش ندادن،لجبازی،و جالبیش اینه که همه منو درک میکنن و میگن حق داری الا مامانم
همش میگه تو بلد نیستی با بچه رفتار کنی،حوصله نداری،حیف این بچه که تو مادرشی🥲
به قران که من خیلی صبر دارم،خیلی مراعات میکنم،خیلی خودمو کنترل میکنم که داد نزنم دعواش نکنم
امروز اینقدر خودمو زدم و گریه کردم دوتا هم زدم رو باسن اهورا، تمام بدنم به هم ریخته،هنوزم دارم گریه میکنم،اشکم بند نمیاد،اینکه مامانم درکم نمیکنه یه طرف حرفاش یه طرف
و جلوی من طرفداری بچه رو میکنه منو تو چشم بچه بد کرده
مامانم خیلی کمک میکنه بهم ولی خیلیم با حرفاش بهم ضربه میزنه
خستم خیلی زیاااااد خستم
مامانم که فقط حرف خودشو میزنه شما اگه راه حلی دارین بگین انجام بدم


فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان