دارو گرفتنی برا بچه هاتون حتما همونجا بارکدشو بزنید تو گوشی چک کنید
تاریخشو نگاه کنید
ی گریپ میکسچر گرفتم چن روز پیش اومدم خونه دیدم تاریخ نداره بردم پس دادم دوباره یکی دیگ گرفتم جالبه همیشه ۱۲۰ میگیرم اینبار بهم ۹۰ داد خودم تعجب کردم گفتم شاید اون یکیا گرون میدن دیدم رنگش تیره شده تاریخشو دیدم ۳ روز مونده رفتم پس دادم دارخونه حتی نگفت چک کنم ببینم سریع تا گفتم گفت عوض میکنم سریع بدو بدو همشون جمع شدن عوض کردن منم رفتنی شلوغ بود بلند داد زدم گفتم ما اینارو ب نوزاد میدیم هواستون باشه تاریخ گذشته ندید ادم گاهی نگاه نمیکنه منم رنگش فرق داشت شک کردم، بعد بازم اونی ک عوض کرد ی کوچولو تیره بود ولی تاریخ داشت دوروز دادم ایهان بچم بعد شیر دوباره رفلاکسش برگشته بود بالا میورد گفتم حتما شرایط نگهداریش بد بوده خراب شده اینم رفتم از ی دارخونه دیگ گرفتم رنگش سفید و شفاف بود امروز اونو دادم بچم ی قطره هم بالا نیورده از صبح، خلاصه هواستون باشه دارو میخرید برا بچه هاتون بعضیا وجدان ندارن
بعد تازه برگشتم گفتم میدیم ب بچه ها خراب شده اینا یچی میشه یا پرویی دختره گفت ن هیچی نمیشه منم گفتم اره دیگ شما تالا چن تا فروختی تاریخ گذشته کسی نیمده شکایت میدونی هیچی نمیشه

۵ پاسخ

واااای لعنت بهشون بیاد خدا ازشون نگذره مملک نیس که دیونه خونس

منم گرفتم رنگش تیرس بهش دو بار دادم از اون روز همش بالا میاره ینی تاریخش گذشته😭😭😭

ب راحتی میتونستی ادرس داروخونه رو زنگ بزنی ب تعزیرات بگی، پدرشونو درمی اوردن

چقدرپستن

یا خدا

سوال های مرتبط

مامان گردو مامان گردو ۱۴ ماهگی
امروز سالگرد آشنایی من و همسرم بود. کلی برنامه داشتم ک پسر کوچولوم همه رو بهم ریخت قربونش برم.
حالا بگید چجوری😯 صبح اومدم شیر بدم بهش دیدم یکم خورد و دیگه نخورد. تعجب کردم. خوابوندمش. یکم بعدش بیدار شد دیدم بیقراری میکنه و گریه، گفتم خب گرسنشه حتما. شیر اوردم براش دیدم نمیخوره و جیغ داد. داشتم دیوونه میشدم. رفتم در خونه همسایمون خونه نبود، همسایه پایینی مون اومد بالا گفت چی شده. گفتم اینجوریه. اونم هر کار کرد نتونست آرومش کنه. زنگ زدم همسرم که سریع مرخصی بگیر بیا بچه رو برسونیم یه درمانگاهی جایی. اونم کارشو ول کرد بدو بدو از وسط یه پروژه مهم اومد گفت سریع اماده شو بریم.
خلاصه من تا داشتم آماده میشدم گفت این انگار گرسنشه اا. گفتم نههه شیر نمیخوره. گفت حالا بذار یبارم من امتحان کنم. سرتونو درد نیارم، شیر درست کرد پسرم هی میک میزد تند تند. همسرم گفت ببین گفتم گرسنش بودا.یه تایمی گذشت ما دیدیم ازین شیر هیچی کم نمیشه انگار. همسرم گفت پس این تا الان اینجوری با حرص میک میزد چی شد؟؟؟ یهو شک کرد گفت نکنه شیر از شیشه بیرون نمیااااد چک کردیم دیدیم بلهههه سوراخ سرشیشه کیپ شده بچه طفلی از صبح گرسنشه شیر نمیاد دهنش که بخوره😟 هیچی دیگهههه یعالمه شیر خورد و خوابید.
من😨
همسرم😄
همسایه ها😐😐😐
همکارای همسرم😒😮‍💨
مامان ماهـ🌙لین مامان ماهـ🌙لین ۵ ماهگی
پارت ۲
بعد ب پرستاره گفت برو دستگاه سونوگرافی رو از تو اتاق عمل بیار رفت آوردش گفت اینکه سفالیکه زنگ بزنید ب همون دکتر تا بیاد ازش سونوگرافی بگیره از همینجا منم ترسیدم گفتم خودم گفتم ک بزنه بریچ گفت پول دادی گفتم بعد سرشو چرخوند سمت پرستاره بهش گفت چن نفر دیگه بهش پول دادن تا بزنه بریچ گفتم بخدا من پول ندادم خودمم گفتم ک بزنه اون بنده خدا هم گفت ک چک میکنن من گفتم ن چون از طبیعی میترسم بعد گفت ی وجب بچه مارو سرکار گذاشته و رفت بعدش دکتر یار احمدی اومد گفت بزار معاینت کنم معاینه کرد گفت ی سانتی بستریش کنید ب دکتره گفتم نمیشه عملم کنی میترسم از طبیعی دردشو نمیتونم تحمل کنم گفت معاینه تحریکی انجام میدن زایمان نکردی نمیزارم بشه ۱ بعدظهر ب شرفم قسم میبرمت اتاق عمل گفتم باشه بعد مامانم و شوهرم رفتن کارای بستری رو انجام دادن و منو بر ن تو اتاق زایمان پرستاره ب مامانم گفت میتونی پیشش بمونی مامانمم اومد تو اتاقه پیشم بعد هی میومدن ان اس تی میگرفتن و معاینه میکردن خیلی درد داشت بعد دردامو میتونستم تحمل کنم ۴ صبح بود ک دیگه نتونستم....
پارت بعد
نوزاد
کولیک