۱۱ پاسخ

من طبیعی زایمان کردم اگر بازم زایمان کنم بازم طبیعی انتخابمه و زایمانم قشنگ ترین خاطره ی زندگیمه که خیلی هم خنده دار بود و تا الانم خی تعریف میکنم و همه روده بر میشن از خنده. .از زایمان طبیعی نترس نمیگم راحته. اره درد داره ولی زایمان طبیعی فقط آمادگی جسمی و ذهنی میخواد،
یعنی باید یکارایی قبل از زایمان و در طول بارداری و مخصوصا دو هفته ی آخر انجام بدی تا جسمت رو قشنگ آماده ی زایمان طبیعی کنی. و هم زمان رو ذهنت هم کار میکنی تا ترست رو از بین ببری.
کسایی که با زایمان طبیعی دچار مشکل شدن چون آمادگی ذهنی و جسمی نداشتن. وقتی ذهنت آماده نباشه ، باعث استرس میشه و اون استرس بر خلاف پیشرفت زایمان عمل میکنه و زایمانت رو سخت و طولانی و با مشکل میکنه. . وقتی خودت رو و ذهنت رو آماده کرده باشی هر ثانیه در طول زایمان هوشیار هستی که الان تکنیک تنفس تو این مرحله چجوریه. تو روند زایمان طبیعی تکنیک تنفس رو حتما باید بلد باشی.
وگرنه فقط جیغ میکشی و زور میزنی و ببخشید میگی غلط کردم طبیعی خواستم زایمان کنم .در حالی که اصلاااااااا نباید اولش زور بزنی وگرنه دچار دردهای مقعدی یا حتی هموروئید میشی. فقط تو ۱۰ سانت زور میزنی. من نهایت ۱۰ دقیقه زور زدم که بچه رو هول بدم که این زور زدن هم خودش تکنیک داره که اگه بلد نباشی فقط جیغ میکشی‌ من تمام زورهام به ۸ بار هم نرسید. تمام جیغ هام از اول تا اخر زایمان شاید کلا ۵ ۶ بار بیشتر نبود. ذهنت و جسمت رو باید آماده ی زایمان طبیعی کنی وگرنه از اول تا آخر فقط جیغ میکشی و به غلط کردن می‌افتی

وای خدا خیلی سخته آدم بچه کوچیک داشته باشه خودش هم مریض بشه..زود خوب میشی نگران نباش ولی خیلی باید رعایت کنی..من که تا یه مدت جای بخیه ام از داخل میسوخت درد عجیبی داشتم

من دوبار بعد دخترم گرفت فلج میکرد منو .میرفتم آمپول میزدم بعد دوسه روز درست میشدم

قربونت عزیزم

منم کمر دردهای وحشتناکی دارم وقتی میگیره دلم میخواد بمیرم از دردش راحت شم

من همم سزارین زایمان کردم😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑

منم ۴ماهه درگیرم دراز بکشم نمیتونم دیگه پاشم روزم ک انگار شکسته کتف و کمرم 🥲😐بدنمون نابود شد

یعنی بخاطر سزارینه؟
من تا الان کمردرد نداشتم

انشاالله رفع میشه به دکتراتوپدمراجعه کن

خدا سلامتی بده عزیزم

وای عزیزم
چه وحشتناک
انشالله بهتر بشی
بی‌حسی از کمر به پایین بودی؟

سوال های مرتبط

مامان مریم مامان مریم ۷ ماهگی
سلام . تجربه زایمان .
ظهر بود زیر دلم و کمرم خیلی درد میکرد ، تا شب صبر کردم با این درد شب رفتم بیمارستان گفتن انقباض ندارم دهانه رحمم باز شده بود چهار سانت . تو بیمارستان نگهم داشتن ماماهایی که تو بیمارستان بودن هر دو جوان و بی سابقه بودن منو روی تخت خوابوندن هی دستشون را داخل واژنم میکردن این دستشو در میورد اون یکی ماما دستش و تو واژنم میکرد و میچرخوند و من هی داد میزدم کیسه آبم را پاره کردن یه فشار روی شکمم آوردن دوباره دستشون را داخل واژنم میکردن و میچرخوندن و من هی داد میزدم از درد تا اینکه دهانه رحمم به نه سانت رسید منو بردن روی تخت زایمان تا دکتر اومد بهم گفتن چند تا زور زدم تا بچه به دنیا اومد ، آنقدر این دو تا ماما منو اذیت کردن که همش میگم خدا از سرشون نگذره ... دکتر امپول بهم زد و بخیه زد جای آمپولی که دکتر زد خونریزی کرد بند نمیومد تا صبح خونریزی جای امپول و داشتم چند یار محکم شکمم را فشار دادن . تا صبح هم چندین بار ماماها شکمم رافشار دادن ...خیلی اون شب اذیت شدم خیلی ... من فک کردم بیمارستان خصوصی برم بیشتر رسیدگی میکنن پرستار با سابقه دارن در صورتی که همش میگم ای کاش میرفتم بیمارستان دولتی زایمان میکردم انقدر سختی نمیکشیدم ... اینم تجربه زایمان من بیمارستان میلاد بود ...
مامان 𝑻𝒂𝒉𝒂🩵✨ مامان 𝑻𝒂𝒉𝒂🩵✨ ۶ ماهگی
پارت 4

وقتی 10 سانت شدم ساعت 6 صبح بود خانم که بغلم بود بچه اش به دنیا امد منو ترک کردن
خانم تمیز کاری با التماس بهش گفتم تورخدا فقط صداشون کون دارم میمیرم توخدا اون داشت تمیز میکرد و جوابم نمیداد و انقدر التماس گفتم بلاخره جواب داد گفت چون داد میزنی نمیان سمتت دیگه و من با ترس و درد وگریه میخواستم خودمو بکشم
صداشون کردم صداشون کردم نیومدن با این همه درد بلند شدم و سُرومو گرفتم دستم رفتم پیش شوهرم و پشت پنچره داشتم باش صحبت میکردم
اون وقتی منو اینجوری دید دستاش فقط میلرزید با ترس و داد گفت چته نازنین
بهش گفتم منو ترک کردن و جیغ میزدم بعد ماما امد شوهرم فقط بهش فوش میداد اونم جوابش میداد
ماما گفت الان به پلیس زنگ میزنم ادبت میکنن شوهرم هم جوابش داد گفت مگه میخوای منو میترسونی زنگ بزن ببینم چه غلطی میخوان بکنن

بعد دوتا خانم منو بلند کردن گفتن دخترم بلند شو عزیزم منم رفتم رو تخت بعد ماما امد سمتم
وقتی بچه سرش در امد حس کردم یه کوه خالی کردم از پشت ماما گفت فشار بده منم فشار دادم بچم به دنیا امد
...
مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ ۵ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍