۹ پاسخ

از هورمون بارداریه
چه بسیار زنان هستند با سن سی سی و پنج حسرت یه بچه دارن
تو سی و پنج سالت بشه بچه هات بزرگ عاقل مستقل
منم پسرم دو و نیم سالشه باردارم نگران نباش خدا توی تو دیده که بهت داده پس قوی هستی فقط یه کمی نیاز به استراحت یا حال خوب داری
شوهر من ۱۱/نیم شب میاد رستوران دارن
من از وقتی چشمامو باز میکنیم نیست
تا دیگه خوابم میاد یهو میاد
برای خودت حال خوب بساز
با پسرت برو بیرون قدم بزن سبزی بخر ماهی بخر حتی یه بربری
انقدر به بچت خوش میگذره ما نمیفهمیم
گاهی برو خونه کسی خودتو سرگرم کن
رنگ انگشتی یا گِل بازی کن با پسرت از لوازم تحریری میتونی بخری
پیتزا بپز با پسرت بشینید بخورید فیلم ببینید هی باهاش حرف بزن مداوم
شبا حتما قصه بگو ببین اگه اروم نشد

خدارو شکر کن بابت هدیه زیبایی که بهت داده ی لحظه به این فکر کن ما برای بچه دار شدن چه عذاب هایی که به خودمون می‌دیم چه درد هایی رو تحمل میکنیم شمایی که خدا بهتون میده گله مند باشین ماهم که نمیده گله کنیم پس کی باید خدارو شکر کنه

خدا وقتی بچه میده تواناییش و قبلش میده عزیزم به سن نیست تازه الان خیلی بهتره بچه دار شدن تواناییت بیشتره فکره نکن سنت بیشتر شه توانا تر میشی نه برعکسه به این فک کن تو جوونی بچه هات جوونی کیفشو میبری اینم میگذره چند شبه تحمل کن الانم بارداری مشکلات و هزار برابر بزرگتر میبینی

می‌دونم عزیزم خیلی سخته تو فشاری دو تا بچه سخته قضاوتتم نمیکنم درکت میکنم ولی بیا از یه زاویه دیگه نگاه کن من دوستم ۲۳سالشع تا حالا سه بار سقط داشته نمیتونه بچه دار بشه دو بار سز شده به خاطر خارج رحمی و باز دو هفته پیش به امید این بود بچش بمونه نموند و باز پوچ بود وسقط کرد چقدر تو حسرت یه بچه مونده تو این چند سال چقدر دارو خورده پولش رفته جونش هم همین طور خداروشکر کن که خدا یه بچه داده که نزاره بخوابی منم مثل توام غر میزنم ولی بعد میگم بی انصافیه در قبال خدا

حرفات منطقیه عزیزم یه بچه کوچیک داری چون به مراقبت زیادی احتیاج داره خسته ای مسئولیتش سخته الان هم بارداری هورمونات بهم ریخته و شرایط خاص خودشو داره اما میگذره خدا خودش بهت توان میده مطمئن باش توکل کن به خودش و خداروشکرکن بابت بچه هات اگه کسی بود که میتونست کمکت کنه تو نگهداری پسرت و کارای خونه وتو بیشتر استراحت میکردی این ماه های اول رو حالت بهتر میشد اما اینو بدون خدا مراقبته و یکم بگذره بهترمیشه روحیت

تولدت مبارک مامانی♥️

وضعیت شما کاملا طبیعیه و حق داری و روزای سختی رو داری پشت سر میذاری. بارداری خودش سخته، چه برسه به اینکه برنامه ریزی نشده باشه و یه بچه کوچیک دیگه هم داشته باشی. سنتونم واقعا کمه و این همه چیزای جدید رو دارید تجربه میکنید.
شما هرموناتون هنوز از زایمان اول به حالت عادی برنگشته که دوباره باردار شدید و بارداری خودش یعنی یه بهم ریختگی هورمونی اساسی.😅 به خودتون اجازه بدید خسته بشید ولی کل زندگی تون رو تو این چند وقت نبینید. اینم بالاخره میگذره و از پس تجربیاتش شما بزرگ تر میشید. مادر جوونی هستید و کمتر بچه ای از این نعمت برخورداره تو این دوره زمونه.
تولدتون هم مبارک باشه😊

خدا بهت نعمتایی داده که خیلیا چشم انتظارشن خوشحال باش و شاکرش بچه نعمته حالتم خوب میشه اولشی کم کم هرمونات میاد سر جاش سرحال تر میشی فقط صبر کن

عزیزم تولدت مبارک
تقریبا اوضاع هممون که بچه کوچیک داریم همینه😅
حالا شما میگی ناخواسته بوده دومی من که خودم خواستم😭، حالا من حال روحیم بده حال جسمیم بدتر، از شدت تهوع نمیدونم دو دقیقه بشینم، ولی به بعد دنیا اومدنش که فکر می کنما چشمام قلبی میشه، اینکه اختلاف سنیشون کمه خیلی خوبه باهم وقت میگذرونن باهم سرگرم میشن درسته شاید برامون یکم سخت باشع ولی به نظرم حال خوبش بیشتره
برای منی که پارسال یه تجربه سقط داشتم اونم تو بارداری که خدا خواسته بود، الان که شرایطم خیلییی از هرنظر بده، بازم میگم خدایا شکرت فقط بچم سلامت باشه
شلش کن و یکمی راحت بگیر بخودت، به قول بابام عمر روزای سخت کمه، میگذره و روزای قشنگ میاد❤️

سوال های مرتبط

مامان Pesari o nini مامان Pesari o nini هفته بیست‌وسوم بارداری