دخترا هممون نکات قوت و منفی داریم
مثلا نقطه ضعف من که همه جا هم میگم نلینه
من اگر کسی توی جمع به نلین چیزی بگه بدون این که خودم متوجه بشم بهش میپرم😕
واقعا دست خودم نیست
مامانم میگه تو خیلی حساسی و حساسیت نشون میدی
ولی من میگم تربیت بچم و حتی دعوا کردنش با منه نه کس دیگه ای
زن پسر عمه‌ی همسرم ۲تا پسر داره کاملااااا بیش فعال یکیش از نلین ۱ماه بزرگ‌تره یکیش هم ۳سالشه بچه هاش حرف نمیزنن در حد یه کلمه چون دو زبانه شدن
من به خودم اجازه نمیدم بهشون چیزی بگم چون بچه من نیستن
تازه اومدن ایران ما باهم نشسته بودیم که نلین واسه یه اسباب بازی گریه کرد یهو با یه لحن بدی به نلین گفت تو داری بچه منو بیدار میکنی باید ساکت باشی هیش….
اینو که گفت من قاطی کردم بهش گفتم تو اجازه نداری به بچه من چیزی بگی همونطور که من به خودم اجازه نمیدم با بچت بد رفتار کنم
بچه های تو سر و صدا میکردن من چیزی نمیگفتم چون بچه هستن
(تازه پسر بزرگش افتاد روی افرا ولی من چیزی نگفتم)
و اونجارو ترک کردم
الان به نظرتون من حساسم و باید اخلاقمو درست کنم؟

تصویر
۲۱ پاسخ

نه بنظر من این رفتارت خیلیم عالیه
منم رد بچه هام حساسم اگه یبار دوبار کسی چیزی بهشون بگه و تو همینجوری وایسی قطعاا بدتر و بیشتر میشه
همینجوری ادامه بده و به بچه هاتم یاد بده از خودشون دفاع کنن

هوووف چقدر من قاطی میکنم سر پسرم

بهترین کارو میکنی یسری آدم ها باعث میشن اعتماد به نفس بچه پایین بیاد و بچمونو بی ارزش نشون بدن من خودم خیلی بدم میاد
یه جاری بیشور دارم همیشه به پسرم چرت پرت میگه با اینکه 4 ماهی یبار خونش میرم و دعوت میکنه باز حرف مفت میزنه

چون این اخلاق رو خودم دارم پس میگم نرماله😬😬
و حساسیت رفتاری نیس

من جای تو بودم همین کار رو میکردم هیچ کس حق نداره به شخصیت بچه ی من توهین کنه

به نظرم یه کم زیادی بزرگ کردی خاب اونم نباید این لحنی میگفت

منم خیلی رو پسر بزرگم حساسم دست خودم نیست،خب ب هرحال بچته خوب کاری کردی خواهر

رفتارت خیلی هم عالیه

بهترین کارو میکنی عشقم درستش همینه

افرین کاره خوبی کردی

اتفاقا کار درستی کردی بایدم رو بچه ت حساس باشی اجازه ندی کسی چیزی بگه..

کاش یه ذره مثه تو بودم از پسرم دفاع میکردم😔
تو خیلی مامان خوبی هستی به خودت افتخار کن🥲🧡🧡

تو خوبی زن من باشم حرش میدم 🥲😂

رفتارت خیلی خوبه مادرشی حق داری نذاری ی یچت بگن بالا چشت ابروعه منم اجازه نمیدم ب هیچ وج

منم همینم وقتی کسی به روژا چیزی بگه نمیتونم خودمو کنترل کنم

نه خوب گقتی

نه مث‌خودش رفتار کردی
بعضیا هر کاری کنن عیبی نداره تا عکس‌العمل میبین بدشون میان

وای منمممم همینم بخدا هرکی هرچی بگه سریع جوابشو میدم نمیتونم وایسم ب بچم چیزی بگن حتی کوچیک ترین اخم

ن کارت کاملا درسته

منم باشم جواب میدم تازه من گریه ام میکنم😁

نه کار خوبی کردی

سوال های مرتبط

مامان mamanee مامان mamanee ۶ ماهگی
سلام مامانا🌱🌹🍀

چرا ما اینطوری هستیم؟

شما هم در شرایط من هستید .این خانمه که من باهاش مشکل دارم خودش مادر سه تا بچه است اومده کمک من باشه سوهانه روحه نوزادم ۳۴ هفته دنیا اومد ریز بود اول که دیدش گفت گنجیشک زاییدی!…وای من می ترسم بغلش کنم…منم گفتم بچه هامو بغل هیچکس نمیدم …حالا این دو ماه که اصرار داره شیرت کمه میگم ببین میپاشه میگه رمغ نداره و اصرار که شیر خشک بده به کنار اینو بگم دخترم ماهی ۱/۲۰۰ با شیر مادر وزن گرفته و البته با سرنگ و کاپ بهش شیر دادم این دو ماه یا شیر میدم یا می دوشم و خلاصهههه دیروز اومده میگه رفتم دیدن دوستم بچه اش هفت ماهه دنیا اومده دو تا بچه تو اااا میگم مگه میشه بچه هفت ماهه الان دستگاه باید باشه میگه نه کوچیکتره بچه تو دنیا اومده الان دو برابر بچه تو میگم حتما شیر خشک دادن به شیشه بهش میگه نه چون نارسه ریه هاش دکتر گفته فقط شیر مادر!؟….شیر مامانش خیلی خوبه خلاصه من اینو چکارش کنم ردش نکنم بره شما منو آروم کنین لطفا این بنده خدا نیاز داره فقط خیلیییییی حرف میزنه و حس ناکافی بودن به من میده!…..
مامان سپهر مامان سپهر ۸ ماهگی
اخ که چقدر از خودم بدم میاد
چقدر من مادر بدیم😭
امروز توی مهمونی یکی از فامیلامون رو دیدم که خیلی باهم صمیمی هستیم و همیشه با پسرم خیلی ملایم و قشنگ برخورد میکنه . نمیدونم امروز چش شده بود😭😭داشت با پسرم صحبت میکرد و پسرم میخندید بهش. دیدید یه نفر از دوست داشتن زیاد یه نفرو چجوری باحرص میزنه؟ اینم همون جوری پسر گل منو فشار میداد و به دستش میزد یا تکونش میداد . من لال شده بودم. پسرمو ازشون گرفتم دوباره موقع خداحافطی در حالی که توی بغلم بود دوباره هی میزد روی دستش . تا اینکه ییکی از مهمونا گفت بسه دیگه بچه رو کشتی. و من همچنان لال بودم و از درون خودخوری میکردم ولی به خاطر رودروایسی هیچی نمیگفتم. خانومه هم سن مامانمه. اخه زن تو که میدونی چقدر بچه ظریفه چرا میزنیش. حالا گیریم که خیلی هم دوستش داری.
تازه مادربزررگ شوهرم میگفت بچه ات میندازیم بالا میترسه مگه تو نمیدازیش بالا. گفتم نههههه هنوز گردن نگرفته خیلی کوچیکه. اونم با تاسف میگفت همینه که ترسوعه😭 دلم میخواست داد بزنم سر همشون دلم میخواست بگم بچه های کج و کوله خودتونو جمع کنید منو ول کنید. ولی باز هم موندم تو بی زبونی خودم... من که نمیتونم از حق بچه خودم دفاع کنم غلط میکنم مهمونی میرم غلط میکنم بچه رو راحت میدم دستشون‌تا حالا هیچ موقع اینقدر ار خودم منتفر نبودم. بچه ی بی دفاع مظلوم من....🥲🥲