ادامع تایپ قبلی ... دکتر عکس رنگی خاست ! هیچوقت دردش یادم نمیره... مکمل ها و ماه بعدش امپول های تخمک کشی شروع شد هرروز میگفتم نمیرم امپول بزنم و گریه میکردم باز عصر ک میشد میرفتم و میومدم گریه میکردم ک چ غلط کردم نمیتونم محمد دردداره ولی باز ذوق بعدش باعث میشد باز برم ! سرما خوردم تا سر حد مرگ ب حدی ک تب داشتم ولی ی قرص استامینوفن ساده نمیخوردم ک نکنه یوقت تخمکام بد بشن ، گریه میکردم و از خدا میخاستم بی جواب نزاره این همه تحمل کردن برای کسی ک کلا ۲۱سالش... تخمک کشی کردم و ماه بعدش نوبت خراش رحم شد روزی ک دکتر ی اهن بزرگ ک ۳۰ سانت بود رو ک روش مس سر گل بود و تیغ تیغ بود دستگاه معاینه گذاشت و رد کرد داخل دیواره رحمم و داخل رحمم ی دور چرخوند😔 اه همش میگفتم چقد بیشعورم شدم موش ازمایشگاهی ببین دارم چیکار با خودم میکنم... ی روز نشسته بودم تو خونه داشتم با شوهرم میگفتم میخندیدم یهو سرم داغ شد درحد ۱ دقیقه بیشتر طول نکشید کل بدنم لرزید نتونستم جلو خودم بگیرم با دندون کریچه میگفتم محححمددد زنگ بزن اورژانس و دیگه چیزی یادم نمیاد ! انفولانزای جدید بود ک مث کرونا بود اومده بود پارسال! و بعله هیچی یادم نیومد و ( بعد فهمیدم خون اوردم بالا و امبولانس اومد دنبالم ) یادم نمیاد هیچی یادمه فقط تو امبولانس بودم و ی دستگاهی بود هی عددش افت میکرد توی زهنم اون امام قسم نکیدادم نبود عدد از ۱۰۰ شد ۲ و ماسک کشیدم پایین نگاهش کردم محمد خیای دوستدارم ی حسی بهم میگفت شاید دیگه نمیبینیش پس حرفت بزن و ماسکم کشیدم بالا عدد اومد روی یک درها باز کردن ببرنم داخل بیمارستان و ادامه تایپک بعد...

۴ پاسخ

الهی چقدر اشک ریختم با تایپیکت🥺

خیلی ناراحت شدم چه روزای سخت🥲

الهی خیلی ناراحت شدم

عزیزم چه روزای سختی 🥲

سوال های مرتبط

مامان 💫امیدخونه‌مون مامان 💫امیدخونه‌مون هفته هشتم بارداری
اومدم تجربه تخمک کشی سومم رو بگم
دوستان میدونن تخمک کشی قبلی جنین هام افتضاح شد فقط دوتا انتقال دادم ضعیف بودن چهار تای دیگه هم اینقدر ضعیف تر بودن ک موقع باز کردن بسته از بین رفتن

دکترم گفت dfi همسرت بالا بوده دلیل میشه ولی تخمک های خودت باعث شد جنین ها اینقدر ضعیف بشن .

بهم گفت تخمک اهدایی گفتم ن گفت چهار ماه دارو بخوربیا
دارو خوردم رفتم
همسرم آزمایش داد dfi بالا تر اومده بود با این ک اونم دارو های خیلی خوبی خورده بود

این سری آمپول سینالف هر روز تعداد بیشتر میشد
آمپول النوا اضافه شد
آمپول ستروتاید
آمپول ستروپین اکثرا داشتم
فقط آمپول بود

دقیق سر ساعت زدم
رفتم تخمک کشی خداروشکر تخمک خیلی با کیفیت شده بود
همسرم عمل تسه نشد و طبیعی نمونه داد
شب قبل تخمک کشی همسرم ارضا شد و روزش هم نمونه داد دستور پزشک بود
.
و فهمیدم ک جنین ضعیف ربطی به اسپرم ندارع چون اونقدر اسپرم با کیفت پیدا میشه بین اون همه اسپرم
کیفیت تخمک مهم تره

خدارو جنین های خوب و قابل قبولی این سری دارم

داروهایی ک چهار ماه خوردم میذارم
اریانا اریانا قصد بارداری
😭😭ای یو ای کردم باحالی ک هیچوقت تب هم بکردم امپول نمیزدم ولی رفتم امپول زدم هعی باردار نشدم بعد هم برا ای وی اف ۱۳ روز هرروز هرروز خودا امپول سرما خوردگی هم داشتم حتی ی قرص شاده نمیتونشتم بخورم دندون های عقلم رو ۳تاش کشتیدم از درد میمیردم ولی نمیتونستم حتی مسکن بخورم 😭😭😭💔بعد تخمک کشی یک هفته درد شدید شگم ولی تحمل کردم بخاطر اینکه ۷تاتخمکم حداقل ۴تاش جنین شده بود و خراش رحم دادم و مردم و زنده شدم و توبه افتادم و توخونه نشسته بودم یهو تب لرز کردم دیگه چیزی یادم نیومد تا تشنج کردم رفتم کما و خودم توبیمارستان دیدم و فک کردم مردم و اینکه نزدیک ب مرگ بودم و یک هفته زجر زجر امپول ها و ازمایشات و بعد خوب شدن باز ای وی اف و ۲۰روز توخونه خودم حبس کردم حتی نرفتم بیرون هوا بخورم مس یک زندانی و پرستار هرروز میومد امپولامو میزد روز ۱۱ یجوری شدم فوری فهمیدم یچیزی شده و رفتم سنو و سه تا کیسه خالی بود و جنین هام پوج بودن و جنین نبود از ۴جنین ۳تاش رشد داشت ک انتقال دادن سه تاشم فقط کیسه خالیشون موند ای خدا چقد زجر کشیدم ۴صب بلند میشدم زار زار زار گریه میکردم من لام خوش بود دستم روشکم و باهاشون حرف میزدم ماما خیلی دوستون داره منو ترک نکنیدااا😭😭😭💔