۱۱ پاسخ

به نظرم یه بار قشنگ قهوه ایش کن تا دیگه جرعت نکنه بیاد سمتت😑

ببین خانواده من شهرستانن مثلا خانواده شوهرم اینجان من حالم خیلی خیلی بد بود دیگه مجبور شدیم بهشون بگیم بیان پدرشوهرم رک به روم گفت از کسی انتظار نداشته باش کمکت کنه هیچ کاری برام نکردن و خیلی کارای زشت دیگه درحقم کردم من کامل باهشون کات کردم الان ذهنم ارومه

حالا من بودم جرواجرش میکردم بدم میاد ازکسی که دخالت میکنه بیشعور

نمیدونم چرا حتی کاری نمیتونم انجام بدم ولی باز دوس ندارم خونوادت شوهرم بچه رو نگه دارن.روش حساسم‌.وسواسیم اوناهم رعایت نمیکنن.

توفه روش وابسته نشع چیزه 😐😐😐😐😂😂😂

تا میتونی دوری کن ازشون
آدمی که دلش نخواد بچه به باباش وابسته بشه ببین چه چیزایی میخواد برات دیگه

شما تو جمع نه ب حرفاش عکس العمل نشون بده نه هیچی باهاش حرفم نزن کوتاه بزن
بعدشم دیدی داره دستور میده بگو کی مدرک پزشکیتو گرفتی؟من ندیدم🤣
و پاشو خودتو با بچت و چایی و فلان سرگرم کن
اگه همسرت الکی پشتش در نمیاد دستتم بازتره 😁

خودت حقتو ازش بگیر خوب .

چرا همونجا جوابش رو ندادی بگی بچشه میخاستی وابسته تو بشه چغندر بو گندو

عزیزم خانواده شوهر همینن من شوهرم‌ب دخترم میگه دردت ب جونم مادرشوهرم میگه چرا ایجور میگی نگو الان درد کی‌افتاده ب کی یا ب دخترم میگه هر چی کسم زور ب ک و ن ش و ن داره

مطمئنا جواب کارش رو ی روزی پس میده

سوال های مرتبط

مامان محمد مصطفی🐣 مامان محمد مصطفی🐣 ۶ ماهگی
سلام صبح بخیر
یه سوال میخواستم ببینم همسرای شماهم به بچتون خیلی حساسه؟؟؟
این موضوع داره اذیتم میکنه .
شوهرم خیلی به بچه حساسه
من ناخن پسرم همیشه میگیرم ولی خب پیش میاد با همون یکم ناخن تو خواب صورتش چنگ میگیره یعنی شوهرم خودش میکشه که چرا حواست نیست، وقت نمیزاری ،چرا این بچه صورتش اینجوری، حالا بخدا اندازه نخود یه خط کوچیک رو اینجوری میکنه .
با بغلش میکنم همش تذکر میده که بد بغل کردی اینجوری باید بغل کنی .
اصلااااا اجازه نمیده تنها با خودم خونه کسی ببرم .
یکی بغلش میکنه سریع تو‌جمع میگه خانوم بچه خوابش میاد بیا لطفا بخوابونش دیگه طرف خودش متوجه میشه
چون اون زمان پسر اندازه نعلبکی چشاش بازه
فکر کن طرف ۵ شکم زاییده بعد میگه اون بلد نیست بچه بغل کنه .
اصلا کلافم بخدا من اینجوری نیستم مادر شوهرم از راه دور برا زایمانم اومده بود من میگفتم این بنده خدا دیر به دیر بچه رو میبینه اجازه بدم یه دل سیر نوش بغلش باشه
بهم میگفت اجازه میدی حموم کنم گفتم بله چرا که بعد شوهرم‌میگه نه خطرنامه نمیتونی
من بهش گفتم مادرت ۲ تا بچه داشته ها میگه یادش رفته الان بلد نیست
میرفت حموم میگفت آب داغ نباشه ،
بچه نیوفته ،تو گوشش آب نره....
یا مادرشوهرم بغلش میکرد بهش شیر بده شوهرم غررررر افتضااااااح که خودت بچه رو بگیر شیر بده
چیکار کنم این حساسیت کم بشه
خیلی اذیت میشم اصلا برا بچه کاری میخوام بکنم استرس میگیرم
اجازه نمیده هیشکی بیاد خونمون جز مادر ،پدرا
مامان آیهان🌙🧸 مامان آیهان🌙🧸 ۱۱ ماهگی
یکم درد و دل
بچه ها کسی هست مثل من با مادرشوهرش تو یه ساختمون باشه؟؟
منه بیچاره طبقه اول خواهر شوهرمه طبقه دوم مادرشوهرم طبقه سوم هم ما میشینیم از وقتی آیهان به دنیا اومده مادرشوهرم میاد بالا میشینه پیش بچه هر دفعه هم من بهش میگم هم شوهرم که بچه رو بوس نکن نباید نوزاد رو بوس کرد اما تا چشم منو دور میبینه بوسش میکنه کلا بلده با من لج کنه بچه رو میگیره بغلش انگار عروسکه انقد بچه رو سر و ته میکنه آخر بالا میاره 😑🤦‍♀️بچه گریه میکنه نمیده بچه رو بهم میگه الان آروم میشه 🫤در حالی که وقتی باردار بودم و حالم بد بود یه سر بهم نمیزد ببینه مردم زندم با وضع بارداریم هی دعوا های مختلفی مینداختن من فقط میشستم گریه میکردم فشارم میرفت بالا حالا با اینکه فامیلیم (شوهرم پسر داییمه) آخر کاری کردن که ۳۰ هقته به خونریزی افتادم دیگه بچه رشد نکرد ۳۶ هفته به دنیا اومد اینا هیچ وقت یادم نمیره اونوقت الان میاد میشینه بالا قربون صدقه بچم میره الان عزیز شده😑با همه اینا دلم گرمه که شوهرم همیشه پشتمه همیشه درک میکنه خودشم میدونه خانوادش با من لجن🥺ای کاش از دست اینا من راحت میشدم 😫