۸ پاسخ

بااین ادما نمیشه بحث کرد دریا تواستکان جانمیشه جان من💓💓من میگم بله میفهمم بفکرمونین متوجه محبتتونم بهش فکرمیکنیم تا دیگه ادامه ندن وازعقایدم نظراتم مجبورنشم توضیح بدم البته که خدا خودش دومی هم باوجودجلوگیری باقرص هدیه داد ولی چ میشه کرد به هرحال تلاشمو کردم که بچه دارنشم نشد که بشه عاشق درک بالاتونم تواین سن

چقد خوشگلی

دقیقا باحرفات موافقم
میخای بری دانشگاه؟

والا هی میگن یه پسر بیار تو این خراب شده
ول کن بابا از همه چی افتادم یه افسرده کامل نه باشگاه نه بیرون نه مهمونی دق کردیم بسه دیگه

عقیده هات پیش آدما پر ادعا ک فک میکنن عقل کل هستن و خیلی حالیشون ب زبون نیار ،شما الان ۱۹سالته خیلی وقت داری برا بچه دوم اصلا عجله نکن ،من ۳۰ساله هستم با شوهرم تصمیم بر تک فرزندی داریم چون هیچ جوره شرایط نداریم ن بخاطر پول بخاطر روان و جسم ،بچه زایدن شرط نیس درست تربیت شدن و رفاه شرط

حق داری اولا که زندگی هرکس به خودش مربوطه دوما واقعا بچه داری سخته آدم کم میاره

هر کاری که خودت احساس می‌کنی حالت باهش بهتر میشه همون کار رو بکن به حرف بقیه هم توجه نکن

عزیزم درست میگی
منم ک الان بچه دارم هنوزم حس میکنم زود بوده و واسه بچه بعدی اصلا برنامه ای ندارم، فعلا میخام رو خودم تمرکز کنم

سوال های مرتبط

مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
یادمه که برادر کوچیکم هشت نه ساله بود‌.نمیدونم سر رفتن به گیم نت یا چی بود، مامانم که اصلا دست رومون بلند نمیکرد، چنان با کمربند افتاد به جون اون بچه....
که سگک کمربند خورد به چشمش...دیگه بردنش بیمارستان و تا یه مدت چشمش بسته بود و مامانم بود و اشک و زاری که چه بلایی بود سر بچه م آوردم! میگفت هیچی حالیم نشد‌.چون شروع کردم به خوردن قرص اعصاب.
قرص اعصاب اینجوری تو ذهن من جا خوش کرد.چیزی که ادم رو روانی میکنه!
همیشه پی ام اس های وحشتناک داشتم.
از اینها که حتما با همسرم دعوا داشتیم.
کلی گریه داشتم، از اول زندگیم هر کی بدی کرده بود یادم‌میومد.
امگا و داروهای مکمل و ویتامین د هم میخوردم.
کافیین رو کم میکردم ولی بی فایده...
تا اینکه آخر آبان یه ویزیت با روانپزشک گرفتم، و طبق صلاحش دارو خوردن رو شروع کردم.
الان که دارم این ها رو میگم، راستش اصلا خبر نداشتم که پریودیم نزدیکه!
قبلا اول حالم بد میشد، بعد آلارم لونا میومد که پی ام اس نزدیکه.
الان یهو میبینم زده فردا پریودی و من خداروشکر دیگه هورمون هام بالانس شده.
همون چیزی که دکتر گفت.
دیگه اکثرا تو این دوره بحثی ندارم، اعصاب خردی بی دلیل ندارم.
و یه ارامش و بی خیالی ای دارم تو بعضی مسائل که برای خودم عجیبه!
خلاصه...
منی که مشاوره هم رفتم، میخوام بگم اگه یه جایی حس میکنید یه چیزهایی از کنترل شما خارجه، و نمیتونید جلوش رو بگیرید،
پس با دکتر مشورت کنید.
چرا دروغ؟
الان با خودم فکر میکردم کاش بعد از زایمان و تو دورانی که به هر ریسمانی چنگ میزدم حالم خوب شه،
یه بار تراپیستم دارو درمانی رو‌توصیه میکرد!