#اشتراک تجربه

بازی های دوستانه کودکان

یکی از مشکلاتی که در جمع بچه ها گاهی اذیت کننده است دعواهاییه که بینشون رخ میده. و گاهی این دعواها به بزرگترها هم کشیده میشه و یا حداقل شیرین کامی و فراغ بالشون رو کم میکنه.😬

این راکت ها و توپ رو مادربزرگ پدری اش گرفته و در جمع بچه ها دوتایی باهم بازی می کنند.🤩🥰
یه توپ بزرگ سبک هم برای بازیهای جمعی داره که گروهی بازی کنند.🏀
قبل از اومدن مهمونها هم مدام بهش میگم: واااای حدس بزن کی میاد؟! 🤭 دوستای دخترم!🤩 قراره باهم بازی کنیم!🤗 و مشتاقش میکنم برای بازی جمعی.
خوراکی هم پفیلا و شربت میدم بهشون.
یکی دوبار دعواشون شده ولی سعی کردم حواسشون رو پرت کنم و به دختری میگم میبینی چقدر دوستت نازه🥰 خودت چقدر قشنگی😍 و بهشون خوراکی بدم.

البته گاهی هم چاره ای نیست که اون موقع کلا جداشون میکنم و دختری رو میبرم یه سمت دیگه و حواس دختری رو به تنهایی پرت میکنم🤪🫡

تصویر
۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان دختری مامان دختری هفته دوازدهم بارداری
تجربه‌ای که در مورد حرف زدن دختری دارم رو می‌خواستم باهاتون به اشتراک بذارم🥰🥰🥰
از اونجایی که من و دخترم بیشتر اوقات تنها هستیم ساعاتی که در منزل هستم فقط و فقط با دخترم صحبت می‌کنم.🤗🤗🤗
نمیدونم گفته بودم یا نه که ما اصلا تلویزیون نداریم و تلویزیون هم جایگاهی در زندگی روزمره ی ما ندارد🤪😍😍😍
به نظر من بچه‌ها آدم بزرگ‌هایی در سایز کوچک هستند که فقط ذهن بی‌نظیر آنها از نظر تجربه، آزمون و خطا از ما عقب‌تر است و در غیر این صورت فرقی با یک انسان بالغ ندارند🤭
از این رو من تمام وقایع روزانه آن‌هایی که جنبه مثبت دارند و تمام اقداماتی که در منزل انجام می‌دادم را برای او تعریف می‌کردم و گاهی اوقات هم از او در مورد مسائل ساده و ابتدایی نظر می‌پرسیدم؛ مثلا الان میوه بخوریم؟ یا موافقی بازی کنیم؟
مثلاً وقتی بیرون می‌رویم به او توضیح می‌دهم که وقتی ماشین یا موتور توی کوچه یا خیابان تردد می‌کند ما باید از کنار و با فاصله از آنها راه برویم🍃🏕
یا از او میپرسم موافقی میوه بخریم 🍑🍒
این‌ها گوجه هستند وای چه گوجه های قرمز خوشمزه‌ای🍅
هر شب قبل از خواب براش قصه میگم و گاهی قصه های تکراری میگم تا تلنگری برای حافظه اش باشه😍
پدرش هم وقتی میاد باید هر شب براش قصه بگه و جزئی از وظایفشه. هم برای ارتباط بهتر و با کیفیت تر با دختری، هم برای تکامل مغزش در ارتباط با شنیدن صدای پدرش😉🧠
دخترم هنوز دو سالش نشده بود که بیرون ساندویچ خوردیم و اون ساندویچ خودشو نخورد. بغل باباش بود گفت کیک میخوام
باباش گفت مگه مامان به تو ساندویچ نداد؟ اونم جواب داد : آره ، اما نخوردم😅
این کلمه ی اما و کاربردی که داشت واقعا جالب، صحیح و زیبا بود😉😉😉
مامان حسنا مامان حسنا ۲ سالگی
مامانا یه چیز جالب در مورد پاپت پیدا کردم گفتم شما هم بخونین واین اسباب بازی ساده رو برای بچه هاتون بگیرید
دختر من که از ۱۸ ماهگی خیلی بهش علاقه داره

وقتی با #پاپت بازی میکنیم👇

📍حرکت تکراری، باعث آروم شدن مغز میشه

📍 هم‌زمان حس لامسه و صدای «تق» پاپت هم استرس رو دور می‌کنه

📍 از طرفی خیلی از اضطراب ها توی دست و انگشتان جمع میشن که با این بازی تنش عضلانی دست تخلیه میشه

📍وقتی درگیر بازی بشی تمرکزت از موضوع استرس دور میشه.

🔵 به همین دلیله که پاپتها رو توی کاردرمانی، آموزش پیش‌دبستانی و حتی برای بزرگسال‌های پراسترس هم پیشنهاد می‌کنوقتی با #پاپت بازی میکنیم👇

📍حرکت تکراری، باعث آروم شدن مغز میشه

📍 هم‌زمان حس لامسه و صدای «تق» پاپت هم استرس رو دور می‌کنه

📍 از طرفی خیلی از اضطراب ها توی دست و انگشتان جمع میشن که با این بازی تنش عضلانی دست تخلیه میشه

📍وقتی درگیر بازی بشی تمرکزت از موضوع استرس دور میشه.

🔵 به همین دلیله که پاپتها رو توی کاردرمانی، آموزش پیش‌دبستانی و حتی برای بزرگسال‌های پراسترس هم پیشنهاد می‌کنن.
#پاپت
#اسباب بازی
#کودک