۴ پاسخ

عالی
وسر من الان تا ۱۰ بلده بشماره. حالا چطوری یاد گرفته؟ از وقتی راه افتاد (حدود یک سالگی) من هر وقت می‌رفتم دستشویی گریه میکرد. منم از اونجا میگفتم آبان بیا تا ده بشماریم، من میام و بعد خودم بلند شروع میکردم به سبک مسابقهٔ محله از یک تا ده می‌شمردم😂
یهو زبون باز کرد دیدم خیلی صحیح از یک تا ده بلده بشمره

الفباهای توش رو هم درمیاره و درهم‌میریزه و دوباره سعی میکنه قالبهاشون رو پیدا کنه این هم یه بازی دیگه 😉🌹

اینم یه جور دسته بندی رنگ ها

تصویر

دسته بندی رنگها

تصویر

سوال های مرتبط

مامان دختری مامان دختری هفته دهم بارداری
تجربه‌ای که در مورد حرف زدن دختری دارم رو می‌خواستم باهاتون به اشتراک بذارم🥰🥰🥰
از اونجایی که من و دخترم بیشتر اوقات تنها هستیم ساعاتی که در منزل هستم فقط و فقط با دخترم صحبت می‌کنم.🤗🤗🤗
نمیدونم گفته بودم یا نه که ما اصلا تلویزیون نداریم و تلویزیون هم جایگاهی در زندگی روزمره ی ما ندارد🤪😍😍😍
به نظر من بچه‌ها آدم بزرگ‌هایی در سایز کوچک هستند که فقط ذهن بی‌نظیر آنها از نظر تجربه، آزمون و خطا از ما عقب‌تر است و در غیر این صورت فرقی با یک انسان بالغ ندارند🤭
از این رو من تمام وقایع روزانه آن‌هایی که جنبه مثبت دارند و تمام اقداماتی که در منزل انجام می‌دادم را برای او تعریف می‌کردم و گاهی اوقات هم از او در مورد مسائل ساده و ابتدایی نظر می‌پرسیدم؛ مثلا الان میوه بخوریم؟ یا موافقی بازی کنیم؟
مثلاً وقتی بیرون می‌رویم به او توضیح می‌دهم که وقتی ماشین یا موتور توی کوچه یا خیابان تردد می‌کند ما باید از کنار و با فاصله از آنها راه برویم🍃🏕
یا از او میپرسم موافقی میوه بخریم 🍑🍒
این‌ها گوجه هستند وای چه گوجه های قرمز خوشمزه‌ای🍅
هر شب قبل از خواب براش قصه میگم و گاهی قصه های تکراری میگم تا تلنگری برای حافظه اش باشه😍
پدرش هم وقتی میاد باید هر شب براش قصه بگه و جزئی از وظایفشه. هم برای ارتباط بهتر و با کیفیت تر با دختری، هم برای تکامل مغزش در ارتباط با شنیدن صدای پدرش😉🧠
دخترم هنوز دو سالش نشده بود که بیرون ساندویچ خوردیم و اون ساندویچ خودشو نخورد. بغل باباش بود گفت کیک میخوام
باباش گفت مگه مامان به تو ساندویچ نداد؟ اونم جواب داد : آره ، اما نخوردم😅
این کلمه ی اما و کاربردی که داشت واقعا جالب، صحیح و زیبا بود😉😉😉
مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
🧹🧺🫧🧼زیادی روی تمیزی حساسید؟

_"آخ آخ اینجا کثیف شد،بزار من ظرفتو برات بیارم"
_"ای وای!دستت کثیف شد!بدو برو بشورش"


🫟روی کثیف شدن شدن بچه زیادی حساسید و مدام تو موقعیت های مختلف بهش تذکر میدین؟

🛁درسته که تمیزی مهمه ولی وقتی حساسیت ما از یه حدی بیشتر میشه،میتونه اثر منفی روی کودک بزاره و کودک ممکنه از خیلی از خیلی از تجربه های طبیعی مثل؛خاک بازی،رنگ بازی،گل بازی بترسه و اجتناب کنه تا با واکنش منفی ما روبرو نشه.

🚫وقتی کودک مدام این پیام رو میگیره که "کثیف شدن بده" مکنه به جای اینکه با خیال راحت کشف کنه،بازی کنه و یاد بگیره،مضطرب و محتاط بشه.

⚠️گاهی ما فکر می‌کنیم که داریم نظم و بهداشت رو به بچه آموزش میدیم اما اگه این حساسیت از مرزش بگذره،میتونه کودک رو به سمت اضطراب،وسواس و حتی احساس ناکافی بودن ببره.

✅️دفعه بعدی که کوچولو یه کثیف کاری درست کرد قبل از شروع هر واکنشی بهش نگاه کن که با چه دقتی به صورت تو نگاه میکنه تا ببینه واکنش تو چیه! اونا خیلی زرنگن!


🎶🎧عکس مربوط به مجموعه ترانه های استاد ناصر نظر هستن که متعلق به سال ۱۳۸۱ هست اگه درست بگم و ما این مجموعه رو خیلی دوس داریم و بهتون پیشنهاد میدیم حتما گوش کنین
آذر دُخت آذر دُخت قصد بارداری
دختر همسایمون ۹سالشه و بعضی روزها در هفته میاد خونه ی ما و با مانلی بازی میکنن
دختر من عاشق خاله بازی و فروشندگی و رستوران بازی و….
اونم خیلی دل به دلش میده و خلاصه چند ساعتی مشغول هستن👭


توی ۷سالگی پدرشو از دست داده و یه برادر بزرگتر داره که زیاد باهم خوب نیستن
خیلی مودب و با تربیته و به دختر منم خیلی چیزا یاد داده
مثلا تا عطسه میکنه بهش میگه عافیت باشه🤧😷🤒
و الان هر کدوم از ما توی خونه عطسه کنیم دخترم سریع میگه عافیت باشه🥰

یا مانلی غذا رو پرت میکنه بعضی وقتها
هی بهش گفته این برکت خداست نباید پرت کنیم
و این عادت خیلی کمتر شده و همش میگه برکت خداست🥰🌱

ولی مثلا تا دخترم برای هر چیزی گریه کنه یا حوصله ی بازی نداشته باشه
اون میره جلو در و میگه میرم خونمونا!!!!!

و اینجوری ترس از دست دادن دخترمو ترغیب میکنه که ساکت بشه…

نمیدونم چه واکنشی نشون بدم اینجور موقع ها
یا کلا بیخیال باشم و دخالت نکنم⁉️‼️⁉️

وقتیم میاد دیگه دوست نداره بره
واقعا میمونم چجوری بهش بگم الان باید بری خونتون😵‍💫😬🫨