۸ پاسخ

از حرفت کوتاه نیا
وقتی دیدی زیاد داره گیر میده ، بگو برای آخرین بار بهت میگم مثلا فلان
بگو دیگه بپرسی جواب نمیدم
بعد اگه باز پرسید ، درمورد یه چیز دیگه صحبت کن باهاش ، بحثو عوض کن

من بیشتر با حرف قانعش میکنم ک بعضی وقتا جواب داده. گاهی ک واقعا لج میکنه بگم میریم مغازه میاد. دیگه تو مسیر ی مغازه میبرمش

ما هم همینجوریم،بی وقفه هی میگه و من راستشو میگم که نمیشه.باباش خودشو راحت میکنه میگه باشه.یه دعوا هم بعدش من و باباش داریم که وعده ی الکی نده به بچه🤦‍♀️

من دخترم وقتی خواسته ای داره که الان نمیخوام انجام بدم مثلا پارک شهربازی یا خوراکی میگم باشه هر زمان فرصت کردم حتما انجام میدیم دیگه کوتاه میاد

پسرمم اینجوریه بخوام راستشو بگم مثلا بگمونمیریم خونه پدربزرگ یا نمیریم پارک گریه های وحشتناکی میکنه که نگم برات مجبورم وعده بدم میریم خونه پدر بزرگش راضی نمیشه برگرده خونه با وعده مثلا بریم مغازه یا پارک میاد بعضی وقتا میبریمش واقعا ولی بعضی وقتا اصلا نمیشه برد ..نمیدونم واقعا چ راه حلی درسته

حواسش پرت نمیشه؟
باید یه چیز هیجان انگیز جایگزین داشته باشی

میگن بچه گریه کرد چیزی خواست نخرین که بدعادت نشه والا لیانا مارو رسوای عالم میکنه انقدر گریه و جیغ میکشه والا من از ترسم زود میخرم که باز ۱ساعت شروع نکنه
واقعا مغزمم نمیکشه

مصلحت و اینام که کشک..
به روانپزشک باید مراجعه کنیم پس

سوال های مرتبط

مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
سلام بر همه مامانا
چند روز پیش رفته بودیم بیرون که ببرم پارک دیدم از این جا ها هست درست کردن بچه ها نقاشی میکشن تیام گفت منم بردم بعد یه بچه اومد از تیام کوچیکتر بود هر مداد رنگی که تیام می‌گرفت با لج و گریه از دستش می‌گرفت خودم کلا خوشم نمیاد از این حرکت حتی بچه باشه ولی چیزی نگفتم گفتم مامانش هست بهش یاد میده دیدم تیام ناراحت شد دوباره تیام یکی دیگه گرفت اومد از دستش بگیره تیام نداد این کشید تیام چون دقیقا همون رنگ دستش بود یک دفعه مادرش اومد از دست تیام گرفت داد به بوس تیام عزیزم مهربونم چیزی نگفت
باز تیام یه مداد رنگی دیگه نشون داد منم گفتم آره خیلی خوشگله با همین بکش باز بچه دیدم داره میگیره تیام لج کرد برای کنه منم گفتم خاله جون این برای تیامه خواستی از اینجا این همه مداد بردار مادرشم گفت ولی دید له زور داره می‌کشه به تیام گفت بده بهش به تیام گفتم نه مامان نده مال خودته نقاشی کن خانمه برگشت گفت وا بچه من کوچکتر حس مالکیت داره میخواستم دهنشو جر بدم بچه ما آدم نیست گفتم چه حرفیه بچه منم حس مالکیت داره چند بار بچه شما گرفت باید به بچه تون یاد بدید نمیشه چون کوچیکتر گذشت کنن بزرگتر چیزی نگه بعد مداد رنگی که تیام دوست داشت براش تیز کردم گذاشتم جلو به بچه هم گفتم دیگه دست نزن به مادرشم گفتم بچم میخواد نقاشی کنه بچه تون هم جیغ میزنع هم نمی‌ذاره خدایی خیلی بعضی ها پرو هستن باز میگم نکنه اشتباه کردم ولی خودم خس نمیکنم تیام خودش بچه کوچیکتر باشه وسیله میده جا میده اونجوری نیست ولی دوست ندارم انقد از خودش بگذره
مامان ریحانه و تودلی مامان ریحانه و تودلی هفته هفدهم بارداری