۱۸ پاسخ

جای تو باشم ازش دوری میکنم،جوری ک قشنگ متوجه تغییر رفتارت بشه

ای وای.عجب مادریه.تاسف داره واقعا.منم مادرم سرده باهامون.سالی یبار خونه ما نمیاد اونوقت هر دو روز خونه این خواهرشه اون خاهرشه. چقدر دل آدم میشکنه از این جور رفتار مادرها.چطور دلشون میاد اخه

اون مادر نیست من حتی اسمشم نمیارم

چرا خب؟
دوست نداشت بچه بیاری؟

من بودم میپریدم با مامانم

عزیزممم🥺❤️اشکال نداره تو برا ببچهات مث اون تباش🫂

ولی من هر سری برا محبتایی ک تو زایمانام مامانم ازم کرده ازش حلالیت میخوام.کاش اون همه زحمت جبران بشه.خیلی اذیتش کردم.تازه مامان من مریضه هم

مامان منم همیشه بقیه براش تو اولویتن تا بچه هاش . عروسمون یه شهر دیگه زایمان کرد سر هر ۳تا بچش مامانم رفت ۱۰ روزی موند بعد با خودش اونو میاورد خونش بچه هاشو ختنه میکرد خوب که میشدن میرفتن . من آی وی اف کردم روز دوم ولم کرد رفت .الان ۱۰ ماهه قطع ارتباطم باهاش . اولویتم شده شوهرم و بچه هام

واقعا تاسف داره برای همچین مادرهایی و همچین مادر شوهر خودم که هم فرق میزارن ببین بچه های خودشون هم دیگران و بیشتر‌ از بچه های خودشون میخوان

بعضیا خود نما هستن

ای خدا بمیرم برا دلت

عزیزم چرا بابت این کاراش نمیپرسی ازش .؟

باز خوبه دو رو نیست ک جلو ثی بقیه هی بخواد بچت رو بگیره و باهاش بازی کنه ولی تو خلوت حتی یک ساعت بچتو نتونی پیشش بذاری و حموم بری

مارو از پرورشگاه آوردن😂😂😂😂

چون من تک بچه هستم مامانم از ناراحتی منو تو لباس اتاق عمل دیده بود حالش بد شده بودبعد که زایمان کردم اومد

منم موقع زایمان با آقام ک مامانم رفتیم بیمارستان چون اسهال شده بودم فکر کردم ویروس گرفتم گفتن خانوم بچت داره میاد با پا هست اصلا آمادگی نداشتم لباس هام رو در اوردن ببرن اتاق عمل گفتم بزارین لباس هام رو بدم آقام گفتن مامانت حالش بد شده برده خونه دوباره بر میگرده من نمیدونستم از استرس بخندم یا گریه کنم منو داشتن میبردن اتاق عمل مامانم حالش بد شده بود

چه مادر سنگ دلی من با مادرم همسایه ام هرلحظه زحمتم پیششه بخدا خودمم خجالت میکشم انقد بهش زحمت میدم خدا سایشو برامون نگهداره

🤔🤔🤔🤔🤔

سوال های مرتبط

مامان فنچ من مامان فنچ من ۱ سالگی
پسر من خیلی خونگرمه همیشه مادرشوهرم میگف براش دعا چشم نظر بگیر من دوست نداشتم خودش رفته گرفته ولی من نمیندازم گردن بچم خوشم نمیاد اما الان واقعا حس میکنم لازمه ن دعا میخوام براش پلاک ون یکاد چهار قل اینا بگیرم پسرم خیلی خونگرمه ینی ی غریبه تو خیابون ببینه با خنده میره بغلش🤦‍♀️
ی شب داشتم میبردمش پارک ی خانومه با دخترش هم داشت می اومد این وایساد خانومه برسه بعدم رفت پیشش دستاش بلند کرد ینی بغلم کن و بغل حانومه رفت پارک انگار ن انگار مامانی داره🤣🤣خود خانومه ترکیده بود از خنده میگف فک نکنم دگ باتو بیاد گفتم ار همیشه همینجوره یا شیشه ماشین پایینه دست بلند میکنه سلام میده مردمم دستشون بالا میکنن براش
ینی حتی اگ کسی بش توجه نکنه این خودش میکشه داد میزنه دَ دَ ینی منو ببین🫠🤣
کلا بچم با هیشکی احساس غریبگی نداره مامانم مونده با این بچه 😶‍🌫️حالا هروقت بیرون برم اون شب تا صبح این بچه گریه میکنه دیوونم میکنه من ب چشم اعتقاد دارم ولی ن اینک خیلی درگیرش باشم ولی حالا برا بچم نمیدونم چی بگیرم ک برا چشم نظر خوب باشه!🫠
#گهواره
#شیرخشک
#پوشک
مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱۶ ماهگی
سلام مامانا خوبین
من از الان استرس زایمان و بیمارستان رو دارم چون زایمانم طبیعیه دلم نمی‌خواد اصلا بیمارستان دولتی برم زایمان کنم دولتی خیلی اذیت میکنن و بی ادبن سر دخترم رفتم خصوصی دکتر خودمم خیلی خیلی عالی و خوب بود خودش بدون دستمزد اومد زایمانم کرد کلی هم برام وقت گذاشت با وجودی که هم شب قدر بود هم ۲ فروردین کلا بخاطر من تو بیمارستان مونده بود تا بزام حالا زنگ زدم بیمارستان میگن زایمان طبیعی ۸۵ پایه اش تازه بدون بی حسی اسپاینال و ماما همراه و اتاق خصوصی و ......
همسرم میگه حیفه این پولو بدیم بیمارستان الکی برو دولتی این پولو بدم بهت از یه طرف واقعا دلم نمیاد از یه طرفم دلم نمی‌خواد برم دولتی باز اگر سزارین بودم می‌گفتم دولتی عمل می‌کنه تموم میشه می‌ره اما طبیعی خیلی سخته از الان غصه ام گرفته موندم چیکار کنم ترس و وحشت زایمان طبیعی هم دارم باز سر دخترم نمی‌دونستم چطوریه زایمان طبیعی استرس نداشتم الان که دردش رو کشیدم خیلی خیلی استرس دارم خیلی هم سخت زا بودم پدرم در اومد دو شب بیمارستان خوابیدم 😮‍💨😭😭
مامان 🩵امیر مهدی🩵 مامان 🩵امیر مهدی🩵 ۱ سالگی
بچه های شمام خاله /دایی هاشو بیشتر از شما دوسشون دارن🫠😒
پسرمو بغلم گرفتم پسرم یه جیغ های میزنه خودشو محکم اینور اونور میکنه دستاشو ب سمت خاله ش دراز میکنه گریه میکنه
بعدش میره بغلش انقد شاد میشه😒🤣
خواهرای من دوقلو هستن ،
بغلم بود پسرم یه دستشو به یکیش دراز کرد گرفت دستشو
اون یکی دستشو ب اون یکی دراز کرد گرفت دستشو
خودشو هم انداخت زمین با اونا راه رفت🤣
پسرم رمین بود دست خاله شو گرفته بود اون یکی دستش رو هم داد ب من گرفتم فک کرد اون یکی خاله شم😐میخندید سرشو بالا کرد دید منم
چنان اخم کرد جیغ کشید 😐😐😐
دستشو محکم از دستم کشید دراز کرد سمت خاله ش گفت ( گَه گَه )
ینی بیا بیا 🤣🤣🤣🤣
شاد و خرم باهم سه تایی رفتن منم موندم سوزان سوزان🤣🤣🤣🤣
اصلا تو خونه مامانم
نه بچم منو میشناسه نه من بچمو🤣🤣🤣
دوتا غریبه میشم بهم دیگه🤣🤣🤣
پسرم ک اصلا محل نمیدههههه بهم انگار غریبه م
از دستم غذا نمیخوره، نمیزاره زیرشو عوض کنم
نمیزاره بغلش کنم🤣🤣🤣
نمیزاره کنارش بخوابم 🤣🤣🤣
کلا منو نمیشناسه 😐💔
بچه های شمام اینجورین یا مال من نامرده😒🤣💔



بچه پستونک شیشه شیر ،شیرخشک ،رفلاکس بارداری نوزاد اسهال