۱۰ پاسخ

از من به شما نصیحت دلت برای هیچ مردی که تنها میره میخوابه نسوزه اولا باید بخوابه کنار فرزند و زنش چون اونم نصفی از قضیه است هر چقدر بخواد بره سر کار
دوم اینکه مرد که بره تنها سر و گوشش می‌جنبه من خودم شخصا دیدم که میگم به هیچ مردی تایید میکنم هیچ مردی اعتماد نکن

چون خسته ن و بچه ممکنه در طول شب چندبار بیدار بشه جدا میخوابن که اذیت نشن و خوابشون بهم نریزه ی وقت😂😂

نه ما جدا نمیخوابیم یک لحظه هم نمی‌تونیم جدا بخوابیم اصلا همسرم نمیتونه

اره عزیزم حق داری بنظر من پافشاری کن نزار مرد که تنها بخوابه هزار فکر پلید تو سرش میچرخه و با گوشی میکنه

اکثرشون همینن شوهر منم چند ماهی سکوت کردم ولی یه دفه بدجور ریختم بیرون گفتم وقتی یه مرد بالا سر زنش نباشه این یه اتاق اون یکی یه اتاق دیگه معلوم نی زنه خراب نشه
یه سال آخه خانومی کنه دو سال بتونه
الان جرات نداره میشینه بالاسرمون😁

وشهر منم بود منم این حسای بد سراغم میومد که نکنه بخاطر تغییرات بدنمه یا سرد شده و همش سر این قضیه دعوا
ولی متوجه شدم میترسه که بچه رو تو خواب لگد بزنه اگر وسطمون بزاریم ...و از یه طرفی هم چون کوچولوعه راضی به تنها خوابیدنش نیستیم
...و اوایل معذب بود .میگفت پیش بچه گفتم اتاق خواب خودمون و تایمی که میخوایم بخوابیم بریم تو هال پیش بچه بخوابیم

یعنی جدا میخوابین؟اتاق جدا

مردا حوصله ی بچه ها رو ندارن .ما زنای بدبخت باید کناره بچه ها بخوابیم چون تا صبح هزار بار بیدار میشن .مردا صبحها میخان برن سرکار ولی ما صبح ها فرصت داریم بخوابیم .ما که از وقتی بچه به دنیا اومده جدا میخابیم .یکی شمال یکی جنوب بچه هم مغرب .خخخخ

منو شوهرم ازوقتی دختربه دنیا اومده کنار هم نخوابیدیم

بله که حق داری عزیزم نمیدونم این مردا چرا اینجوری شدن ولی خب ماهم نیاز به محبت داریم🙂

سوال های مرتبط

مامان گندم🧚‍♀️🌾 مامان گندم🧚‍♀️🌾 ۲ سالگی
آقا میخام یه جیزی بگم ببنید حق با کیه
خب من از وقتی عمل کردم چون دو هفته دوره نقاهت داشتم دکتر گفته بود نزدیکی نباید داشته باشی تا بخیه هات رو بکشی بعد از وقتی عمل کردم منو دخترم تو اتاق رو تخت میخوابیم شوهرم تو پذیرایی البته خودش گفت میترسم لگد بزنم‌بهت دوم این ک دخترمو نمیتونستم بغل کنم مجبور بودم رو تخت پیش خودم بزارمش خلاصه ک دوهفته تموم شد بخیه هام رو کشیدم از اون موقعه هم همش خودم پیش قدم میشدم خلاصه چون تا ۴ هفته نمیتونستم دخترم رو بغل کنم بازم پیش خودم رو تخت میخوابید حالا چند روز چند بار به شوهرم گفتم بیا سرجات بخواب میگه نمیام هی منم باز گفتم بیا سرجات گفت نمیام اینجا راحتترم منم گفتم منم دیگه نمیام سمتت وقتی برات مهم نیست ک بیای پیشم بخوابی چیزی نگفت خو همچنان تو حالت عادی الان خواب بود ولی الان همچنان بیداره منتظره برم سمتش منم چند روزه خیلی باهاش حرف نمیزنم سر این موضع منم الان منتظره من نرفتم بنظرتون ادامه بدم تا بفهمه ناراحتم یانه قرار نیس همش من برم ک خودش میدونه من بدم میاد جدا بخوابیم حتی وقتی قهریم هم جدا نمیخوابیم