۵ پاسخ

دختر منم بشدت وابسته بود شیر روز رو تدریجی گرفتم فقط شیر شب مونده بود ک خوابیدنی شیرمیخورد میخابید
دوبار تلخک زدم تو روز که اعصابش جا بود بعد خودش گفت ایی و اینا بهش گفتم اره ایی شده
بعد شب هم چن بار غر زد دوباره تلخک زدم دادم دیدم با وجود تلخک داره میخوره ترسیدم دیگ ندادم بهش
سعی کردم حواسشو پرت کنم راه ببرم بخابه یا رو پا لالایی بگم بخابه البته شیشه شیرش رو نشاسته پر میکنم میدم بهش
حالا چن وقت دیگ باید شیشه رم بگیرم ازش🤣البته دختر من بشدت وابسته بود و بشدت بدخواب من چاره دیگه ای نداشتم

دختر منم وابسته بود یهویی گرفتم با تلخک. چون خودش زبون زد و دید تلخه دیگه سمت سینه نیومد

منم‌ تازه چند روزه‌ گرفتم‌ دخترم‌ بی نهایت‌ وابسته بود،مجبور شدم‌ تلخک‌ بزنم‌ روزها شیر ندم‌ فقط شبها واسه خواب دادم‌ چند شب بعد کلا اونم‌ قطع کردم‌ اول‌ یکم‌ بی قراری میکرد دیگه عادت‌ کرد خداروشکر.الانم‌ بعضی وقتها‌ یادش میاد سریع‌ گولش میزنم‌ با خوراکی یابازی.

دیگه وقت کم کم گرفتن نیست،منم همینطور بودم،تلخک زدم یه بار خورد دیگه فرار کرد

همون کم کم باید بگیری تعداد خوردن هی کم کن ولی اصلا این کارو سریع انجام نده و شبی که بهش ندی تا ۳.۴روز معمولا بی قراری میکنن همشون اینطوریه طبیعی باید صبر داشته باشی تا بتونی بگیری وقتی کامل گرفتی گریه کرد نده صبر کن

سوال های مرتبط