۶ پاسخ

من میگم نکن بدتر میکنه دعواشم ک‌میکنم قهر میکنه گریه میکنه،بهترین روش اینه ک حواسشو پرت میکنم مثلا داره میکوبه ب تلویزیون سریع ی خرسی جیزی میارم براش یا خوراکی میذارم جلوش ی جوری حواسشو پرت میکنم

این بدترمنه اره دعوامیکنم هرروزجارومیزنم هیچ روزمین نمیزارم ولی بازورمیداره

بچه من تاخیر حرکتی از بچه های شما خیلییی عقبه مثل بچه ۴یا۵ ماهست
اگه گریه کنه دعواش کنم بدتر گریه میکنه 🫠🥹

من به سطل گذاشتم گوشه خونه بهش دیگه خودش عادت کرده میگه اخ بعد می‌بره میندازه تو همون سطل

من بلند میگم‌نه دیگه نمیره سمتش

پسرمن چیزی رو فرش باشه برمی داره بگم احه میره میندازه توسینک

سوال های مرتبط

مامان آنیسا خانوم🍩👶 مامان آنیسا خانوم🍩👶 ۲ سالگی
جملاتی که کودک با شنیدن آن احساس خوشبختی می کند :

۱- تو قهرمان منی
وقتی تکلیفشو انجام داد دستتونو بگیرید زیر بغلش بلندش کنید و بگید تو قهرمان منی.(اینطوری اعتماد به نفسش به عرش الهی می رسه)

۲-بیا بغلم
اگه ترسید سفت بغلش کنید و همینطور که دارین نوازشش می کنید بهش بگید من و خدا همیشه کنارتیم و ازت مواظبت می کنیم.
(بذارید کودک با احساس امنیت زندگی کنه نه با ترس تنهایی)

۳-تو بهترین هدیه خدایی
گاهی روبروی فرزندت بشین و بلند بگو خدایا شکرت به خاطر این که عزیزی مثل تورو به ما داد ما کنار تو خیلی خوشبختیم.
(اینطوری فرزندتون حس خوب دوست داشته شدن را با همه وجودش حس میکنه)

۴-مرسی که بهم کمک کردی
از فرزندتون کمک بگیرید مثلاً موقع درست کردن شام بهش بگید میتونی سفره رو پهن کنی یا چیزای دیگه و ازش تشکر کنید و بگید ممنونم که کمکم کردی.
(اینطوری فرزندتون احساس مفید بودن می کنه)
خوشبختی زمانی است که چیزی که فکر می کنید چیزی که می گویید چیزی که انجام می دهید با هم هماهنگ باشد.
تکرار این جملات اعتماد به نفس فرزندتون رو چندین برابر می‌کنه
مامان سیاوش مامان سیاوش ۲ سالگی
ادامه ی تاپیک قبلی بیاید بگین من بی ادبی کردم یه مادر شوهرم یا اون بد برداشت کرده.
خلاصه سرتون رو درد نیارم مادر شوهرم عمدی یا غیر عمدی بچه منو خیلی به خودش وابسته کرده. جوری که وقتی میاد همش بچه من می خواد جفش باشه یا بغلش کنه. اگر مادر شوهرم بخاطر یه تماس بره توی تراس حرف بزنه، یا بره دست شویی، یا دیگه بخواد از خونمون بره بچم کلیییییی پشت سرش جیغ و داد می زنه و هردومون خیلی اذیت می شیم. حتی وقتی با مادرشوهرم تو ماشین می ریم جایی و اون رانندگی می کنه پسرم کلی جیغ می زنه که بره توی بغلش درحالی که خیلی خطرناکه و تونم سختشه.
امروزم که از صبح خونمون بود، عصری خواست بره پمپ بنزین و کاری هم داشت. تا لباس پوشید پسرم شروع کرد به جیغ زدن که منم ببر. من به مادرشوهرم گفتم عیبی نداره شما برید. پسرم فوقش چند دقیقه گریه می کنه و بعدش ساکت می شه(می دونستم کار واجبی هم داشت) ولی اون گوش نکرد نیم ساعت معطل کرد نرفت این وسط پسر منم هی می دید مادر شوهرم لباس تنشه نمی خواد ببرش جیغای بنفش می کشید و گریه می کرد.
آخر سر مادر شوهرم گفت خب مینو تو هم لباس بپوش بریم پمپ بنزین😐😐😐
منم که کلافه شده بودم دیگه یکمی از حرفای دلم رو زدم....
ادامه می ذارم