۱۶ پاسخ

چیکار کنم انقدر حرص نخورم داره به تمام بدنم فشار وارد می شه
حالم خیلی بده
این می خواد منو بکشه
همش منو حرص میده بخدا
یه بار هم خانوادم رفتارشون دیدن گفتن شوهرت می خواد با کاراش تو رو زودتر بکشه
یعنی همه کاراش حرص دادن منه
ای خدا من نمی خوام از دست این دق کنم بمیرم

برو گوشیش بزن تو دیوار

مردک گاو😑😑😑😑😑😑

عزیزم باهاش بحث نکن و بهانه دستش نده برو یه اتاق دیگه بعد حتما برو پیش یه روانشناس حالا یا حضوری یااینترنتی وقت بگیر اگر لازم باشه دارو میده

عزیزم باید کنارت باشه تواین شرایط نه درمقابلت ،باهاش صحبت کن با لحن اروم کلا اقایون از لحن تند وبد دهنی خوششون نمیاد بگو منم انسانم کلی مسئولیت خونه زندگی پخت وپز ،بچه ،وکاراش گردن منه توان ندارم انرژی ندارم حداقل کمک نمیکنی بزار ذهنم اروم ترباشه

توام وقتی خوابید یهو گوشیت بزار الارم شدید بیدارش کن

ازش جدا شو وقتی بود نبودش نقشی نداره در زندگی مشترک😔

منم با شوهرم قهرم دوروزه ندیدمش انقدر ازش ناراحتم که وقتی نفس میکشم احساس سنگینی تو قلبم میکنم😭😔

این رفتار هاشو برو به چت چی بی تی بگو تا بهت راه حل بده
اما بنظرم شوهرت خودشیفته باشه
آدمای خودشیفته میخوان بقیه رو آزار بدن و ازش لذت ببرن
فقط باید نادیده شون بگیری هیچ راه دیگه ای نداره
صدای گوشی رو زیاد میکنه تو جاتو عوض کن مثل یه بچه کوچیکه که تو هر چی بهش بگی ب عکس شو انجام میده
اگر میتونی برو کتاب هتی روانشناسی رو دانلود کن و بخون در کل شروع کن به انجام یک هنر اینجوری تمرکز ات از روی شوهرت برداشته میشه اصلا مغزت رو طوری برنامه ریزی کن که اصلا حضورشو حس نکنی
چون اگه بخوای اینجوری پیش بری در آینده افسردگی میگیری من دیدم که میگم
فقط به خودت اهمیت بدی ، و حتما از یک نفر کمک بگیر
اینم بدون تو دنیا بچه تی این از همه چیز مهم تره❤️

وا بهش میگی صداشو کم کنه نمیکنه

بزن فک خودشو خورد کن حالا شوهر خوب نمیخواد دیگه ب فکر بچه خودش باید باشه که

بروتویه اتاق دیگه عزیزم،خدابهت صبر بده واقعا😐

خودتواذیت نکن عزیزم مرداهمینن بخدا اگرم حرفی پیش بیادبدترلج می‌کنه بیخیال شو انگار نیس

مردای بی درک گوشی پرست همشون عین همن

بهش بگو کم کن چی میگه؟؟

برید تو اتاق

سوال های مرتبط

مامان سیاوش مامان سیاوش ۲ سالگی
ادامه ی تاپیک قبلی بیاید بگین من بی ادبی کردم یه مادر شوهرم یا اون بد برداشت کرده.
خلاصه سرتون رو درد نیارم مادر شوهرم عمدی یا غیر عمدی بچه منو خیلی به خودش وابسته کرده. جوری که وقتی میاد همش بچه من می خواد جفش باشه یا بغلش کنه. اگر مادر شوهرم بخاطر یه تماس بره توی تراس حرف بزنه، یا بره دست شویی، یا دیگه بخواد از خونمون بره بچم کلیییییی پشت سرش جیغ و داد می زنه و هردومون خیلی اذیت می شیم. حتی وقتی با مادرشوهرم تو ماشین می ریم جایی و اون رانندگی می کنه پسرم کلی جیغ می زنه که بره توی بغلش درحالی که خیلی خطرناکه و تونم سختشه.
امروزم که از صبح خونمون بود، عصری خواست بره پمپ بنزین و کاری هم داشت. تا لباس پوشید پسرم شروع کرد به جیغ زدن که منم ببر. من به مادرشوهرم گفتم عیبی نداره شما برید. پسرم فوقش چند دقیقه گریه می کنه و بعدش ساکت می شه(می دونستم کار واجبی هم داشت) ولی اون گوش نکرد نیم ساعت معطل کرد نرفت این وسط پسر منم هی می دید مادر شوهرم لباس تنشه نمی خواد ببرش جیغای بنفش می کشید و گریه می کرد.
آخر سر مادر شوهرم گفت خب مینو تو هم لباس بپوش بریم پمپ بنزین😐😐😐
منم که کلافه شده بودم دیگه یکمی از حرفای دلم رو زدم....
ادامه می ذارم