سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۶ ماهگی
امیدوارم بدردتون بخوره 🥰
پارت دوم 🥰😘


ساعت هفت بعدازظهر بود رفتم بیمارستان معاینه کردن دیدن دوسانت باز شدم ولی نفهمیدن که ترشح با کیسه اب بهم گفتن برم دسشویی پد عوض کنم یک ساعت پله بالا پایین برم دوباره بیام چک بشم خدا مادرشوهرم نگه داره پا به پا باهام بود از روز قبل هیچی نخورده بودم رفتم دسشویی پد عوض کردم رفتیم باهم کیک ابمیوه خوردیم منم از پله بالا پایین میرفتم کلی ایت الکرسی و چهار قل تا تونستم خوندم چون خیلی استرس داشتم انقباض هم هی بیشتر و بیشتر میشد راستی قبل اینکه برم بیمارستان رابطه برقرار کردم ک تیر اخر زده باشم واسه زایمان راحت بعد یک ساعت شاید بیشتر پله رفتم رفتم برا معاینه نگم براتون ک معاینه چقد درد داره معینه کردن دیدن سه سانت شدم کیسه ابم هم نشتی داشت و بعد معاینه رگه های خونی ازم دفع میشد خلاصه که گفتن برو یکم دیگه راه برو پله برو دردات بیشتر شد بیا رفتم خونه دوش گرفتم زیر دوش اسکات زدم دوتا گل مغربی هم گذاشتم خونمون پله داره از پله ها بالا پایین رفتم هی دردام بیشتر میشد دیگه جوری شد ک نتونستم تحمل کنم ساعت تقریبا نزدیک دو بود ک رفتم بیمارستان
مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۵ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱

منم دیگه بلاخره وقت کردم بیام تجربه ام رو درباره زایمان طبیعی بنویسم
من از ۲۲هفته میرفتم کلاسای زایمان که بهداشت میفرسته و خیلی خوب بودن برام و تقریبا از ۳۰هفته ورزش های سبک گفته بود انجام بدیم و من هفته ۳۴که رفتم پیش دکترم و اون بهم گفت چون قدت بلنده برو طبیعی و کلی تشویقم کرد و منم جرعت پیدا کردم و گفتم میرم طبیعی خلاصه دیگه افتادم دنبال ماما همراه و بعد کلی پرس و جو فرناز محمدی رو انتخاب کردم چون هم تو فامیل های ما زایمان انجام داده بود هم تو کلاس کلی تعریفشو میکردن ۳۶هفته رفتم پیشش معاینه و بعد معاینه لگن بهم گفت که خیلی خوبم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم هم یک سانت باز هست و منم خوشحال از اینکه دیگه دهانه رحمم بازه و زود زایمان میکنم بهم هم گل مغربی داد و به همراه کلی ورزش و از ۳۶هفته دیگه من جدی ورزش ها رو شروع کردم و پیاده روی و پله نوردی هم کلی داشتم هر روز میگذشت و من هیچ دردی نداشتم….
مامان عدنان مامان عدنان ۱۴ ماهگی
مامان آنیسا 🩷👶🏻 مامان آنیسا 🩷👶🏻 روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی من از زایمان
#پارت اول
خیلی دوست داشتم طبیعی باشه زایمانم چون خواهرام سزارین شدن و درد کشیدن ولی نشد که بشه با اینکه کلاس های آمادگی برای زایمان رفته بودم و ورزش کردم ولی دختر مامان همکاری نکرد 38هفته رفتم برا معاینه لگن دکتر گفت عالیه لگن ولی بچه خیلی بالاست و چون پلاکت خونم داشت میومد پایین گفت 39 هفته شدم برم بخوابم که بعد ماما همراهم معاینه کرد باز گفت زوده نمیشه و اذیت میشم ،دوباره آزمایش دادم گفتن خیلی خطری نیست چند باری رفتم برای معاینه تحریکی گفتن دوسانتی قرار بود سه شنبه 21 مهر برم تا باز معاینه بشم ببینن کی باید بخوابم که شبش از درد خواب نمی‌رفتم دردهای خورده بود ولی اذیت بودم هی راه رفتم ورزش کردم تا صبح شد رفتم دستشویی تا خودمو خشک کردم دیدم چندتا قطره آب ازم ریخت تعجب کردم گفتم یعنی چی باز خودمو شستم خشک کردم دیدم باز اومد فهمیدم کیسه آبمه نشتی میده سریع رفتم به همسرم گفتم و مامانمم بیدار کردم و رفتم دوش گرفتم تا برای زایمان آماده باشم