۱۴ پاسخ

من باشم یه دکتره خوب پیدا میکنم که با دولتی قرارداد داشته باشه میرم همون

من دو سال پیش سی تومن دادم الان ۲۲تومن مفته از جونت بالاتر که نیست

بیمارستان خصوصی سزارین که ۲۲ میگیره خوبه
من دو سال پیش سزارین با اینکه اجباری بود ۲۰ میلیون شد، اگه اختیاری بود که گرونتر میشد
شما هم فکر کنم سزارین اجباری بشین اگه اشتباه نکنم تایم با سزارین قبلی کمه باشه باید سزارین کرد و بیمارستان دولتی بشه انجامش داد

وقتی شوهرت میگه میدم بنظرم برو ارزش عاقل شدی برای خودت

ببین مهم دکتر
من سر دخترم سزارین اجباری بودم چون بچه بریچ بود با دکترم مشورت کردم گفت اگه دولتی خوب سراغ داری برو دولتی
منم ی بیمارستان نزدیک خونمون بود پرس و جو کردم رفتم دولتی هم رسیدگی خوب بود هم قشنگ بخیه زد راضی بودم

22 زیر میزی دکتر هست ؟؟؟؟

ول کن بابا تو دست جونت موندی
منم میرم خصوصی درسته وضعه همه بده اما چکار کنیم
والله توی این دولتیا جون آدمو میگیرن

پیش کدوم دکترمیری ولکن بابا الکی پول بدی چه برو دولتی نهایتش۲ملیون میشه

من دوسال پیش برای دخترم ۲۰ تومن هزینه شد

خوبه که
من سر کایلین ۲۲ دادم بیمارستان خصوصی دیگه با هزینه اتاق فلان و عکاسی و اینا شد ۳۰ تومن

کدوم شهر هستی
اینجا طبیعی ۴۰ به بالاست

اگه دکتر خوبی هستش مراقبت هاتو برک پیشش برای عمل میری پیش یه دکتر تو بیمارستان دولتی

شما کدوم‌شهرین؟شهر من ۳۰ تومنه فقط دستمزد دکتره هزینه بیمارستان هم‌بماند

مهم دکتره عزیزم بیمارستان یه شبه چرا اینقدر هزینه بیمارستان بدی

سوال های مرتبط

مامان آقا کایان💓 مامان آقا کایان💓 ۲ سالگی
سلام هم قبیله ای ها
اومدم درد و دل خیلی ناراحتم
قصه از این جا شروع میشه که من به درخواست همسرم برای عمل خواهر شوهرم اوندم شیراز که کمکی باشم،برادر شوهرم هم باهامونه خیلی پولداره و به پسرم خیلی محبت میکنه در حدی که وقتی پیشش هست اصلا نمیاد سمتم ،میخوام پوشکش عوض کنم با گریه و شیونه ،لباسش عوض کنم گریه و شیونه ،صورتش بشورم گریه و شیونه و میره سمت عموش اونم هی ناز میکشه و بوسش میکنه ، به بار هم شوهرم تو جمع گفت خوبه ها پات رو پات بزاری یکی دیگه بچه داری کنه هیچی نگفتم ،امشبم پسرم چسبیده بود به عموش، عمو هم وقتی خسته میشه تیکه می‌میپرونه، امشبم بد تیکه ای پروند که خیلی ناراحت شدم، شوهرم بعد عمل خواهرش برگشت شهرمون که بره سرکار منم اینقدر ناراحت شدم که گفتم همین فردا میای دنبال منو پسرم من تحمل ندارم میترسم حرفی بزنم حرمت ها خراب بشه چون پولداره خیلی تو زندگی کمکمون کرده برا همین نمیتونم مستقیم حرفی بزنم و تصمیم دارم که برگردم تا این رفتارهای دیگه نبینم ،از طرفی هم ابن برادر شوهر خیلی استرسی هست میترسم بچه ام هم استرسی بشه که بخاطر ترس های عموش کمی شده میبرمش پارک میترسه سر سره بازی کنه ، از بچه ها میترسه و گریه میکنه کلا زیاد میترسه. کلافه ام و واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم.