بارداري فرزند پروري سركلاژ درد مصيبت زايمان سخت🤣 هرچي هشتگ راجب بچه س..
مامانا يه كم طولانيه حال داشتين بخونين راهنمايي كنين اگه ميدونين
من سر شاهان سركلاژ شدم دگ تو بارداري
بعد هفته ٣٥ بهم گفت بيا سركلاژتو بكشم
رفتم و از اونجايي ك واژينيسموس شديددددددددد هستم كل طول اون تايمي ك داشت بخيه سركلاژو ميكشيد عين شكنجه بود برام جووون دادم انقد فرياد زدم گريه كردم جيغغغغ كشيدم انقددد حالم بد شد كه بعدش دوباره ٣ شب بستريم كردن🙄😑 بعد چون من خيلي حالم بد شد دكتر نتونست كامل بكشه و گفت ٢ تا از بخيه ها موند كه ديگه اونارو موقع زايمان درميارم
خلاصهههههههه
موقع زايمان شد و كيسه ابم تركيد و شاهان مدفوع كرده بود اوضاع داغوووووون دكتر هول شد يادشششش رفت موقع زايمان اون دوتاروبكشه🙄😑🥲
بعد از زايمان بهم گفت ٣-٢ ماه دگ بيا واست بكشم (همونجوري مث قبل زنده زنده و با درد وزجر) گقتم ببهوشم كن من نميتونمممم لااقل از اين خواب مصنوعيا بهم بده گقت نه نميكنم😣🙄🙄😑
خلاصه كههههه من دگ ترسيدم و نرفتممممم و هنوزم ك هنوزم با دوتا بخيه سركلاژ دارم ادامه ميدم🙄😑
در حد معاينه معموليييي هم نميتونم تحمل كنم واژي شديددددد هستم، شايد بگين پس چطوري رابطه داشتي و بچه دار شدي كه بايد بگم در حد معجزه بود كه بچه دار شدم و اونم با درد فراووون و گريه زاري
حالا ب نظرتون الان چي ميشن اون بخيه ها؟؟؟ اگه رحم عفونت كنه علائمش چيه؟ همش كابوسشو دارم كه اهر رحممو از دست ميدم😣😣🙄🥲

۱۲ پاسخ

ببخشید یه سئوال دارم ...میتونید رابطه برقرار کنید الان با همسرت؟بخاطر واژینیسموس پرسیدم

چقد ناراحت شدم چه چیزا و دردای عجیب غریبی هست
میدونم ادم سر یه موضوعی چقققدر میتونه استرس بکشه واذیت شه جوریکه کلا از زندگی میافته
ولی انقد قوی بودی ک اینارو گذروندی بنظرم برو پیش دکترت بذار بازش کنه و یبار واسه همیشه از شرش خلاص شو🥲

زایمانت طبیعی بود؟

برو واژینیسموس تو درمان کن اول
چرا به خودت عذاب میدی
رچطور رابطه نداری؟ اعصابت سرجاشه؟ بهم نمیریزی؟

عزیزم سوال دارم...شما چند هفته سرکلاژ شدی و کی زایمان کردی..طولت چند بود ..استراحت مطلق بودی

خیلی چیزا درد داره ولی باید تحمل کنی به خاطر سلامتیت
به خودت بقبولون که تحمل کنی تا دو تا بخیه رو بکشخ
دو تا بخیه که طولی نمیکشه ولی بهتر ار عفونت و دردسره
پس شما با همسرت کلا نزدیکی نداری ؟

منم سرکلاژ بودم باز کردن سر کلاژ خیلی سخته ولی تحمل کن بزار باز بشه تموم بشه دیگه

عررررررررر شوهرت داغون میشه تو رابطه چون خوندم یه اقایی بازخم اومد فهمیدن بخیه سرکلاژ زنشو برنداشته بودن ک زخم شده بود هنش سرویس شده بود

الان با همسرت رابطه نداری یعنی؟

خوندم. ولی اطلاعی ندارم، فقط در این حد به نظر خودم، چیزی اضافه ای داخل بدنته و ممکنه بدنت بهش واکنش نشون بده و دردسر بدتری برات بیاره. بهتره اول با مشاور راجب مشکلت صحبت کنی ،بعد از اینکه آمادگی پیدا کردی بری درش بیاری.
ولی واقعا برام سواله که چطور بعد بارداری و زایمان و بزرگ شدن بچت بازم این مشکل همراهته و چطوری شوهرت کنار میاد، یعنی برا رابطه مشکل داری همچنان؟

وای چ ریسکی میکنی دختر دردشو تحمل کن ولی نزار بمونه دردسر میشه برات

نمیدونم اما خودتو به دردسر ننداز
برو بکشه
یا یه دکتر دیگه

سوال های مرتبط

مامان sam مامان sam ۲ سالگی
زایمان پارت ۲

رفتم بیمارستان وقتی رسیدم فشارم گرفتن که یهو دیدم همه دکترا اومدن بالا سرم فشارم ۱۹ بود خیلی اورژانسی بهم سرم زدن حالم بهتر شد خودم اصلا فکرشو نمیکردم بستری شم چون اصلا اون بیمارستان قرار نبود زایمان کنم
خلاصه دیدم مامانم با گریه اومد بالا سرم نگو بیمارستان بهشون زنگ زده بوده خودم مامانم دل داری میدادم که هیچیم نیس چونکه تنگی نفس شدید داشتم دکترا ازم آن اس تی گرفتن یکم ضربان و تکون های بچه بد بود بهم گفتن شب رو باید بمونم وقتی رفتم تو بخش با آسانسور حس کردم دستشویی کردم تو خودم یادمه از خجالت مردم
ولی نگو کیسه آبم بوده خیلی زیاد بود
تو این اوضاع خودم استرسم بیشتر شد تا اینکه به مامانم گفتم به همسرش بگید ساک زایمان بگیره و من خیلی بیشتر ترسیدم اخه هنوز زود بود اگر بچم بره دستگاه چی و کلی سوال دیگه با این حال که کیسه آبم پاره شد بیمارستان چون دولتی بود به زور منو تا فردا صبح نگه داشت تا طبیعی زایمان کنم آمپول فشار زدن بهم شاید باورتون نشه بالای ۶ ساعت درد کشیدم و تنها ۴ سانت باز شدم صبح ساعت ۹ بود که من تقریبا از شدت درد بی حال بودم چیزی نمیفهمیدم فقط یادمه‌ ی دکتر داد زد چرا این خانم سزارین نشده کلی جیغ و داد کرد و منو بردن اتاق عمل برا سزارین وقتی بیحسی زدن کل پاهایم داغ شد یادمه بچم که به دنیا اومد پرسیدم خانم دکتر سالمه نفس داره!؟؟؟ گفت اره حتی دستگاه هم فک نکنم بره
اینو که گفتم دکتر دیگه ای که بالاسرم بود گفت به دکتر که داشت جراحی می‌کرد مه این خانم افت فشار شدید داره و بی هوش شدم تقریبا وقتی بیدارشدم دیدم تو ای سیو هستم و