اره خیلیییییییی
هی صداش می کنم واسش حرف میزنم میگم چقد منتظرشیم میگم واسش چیا خریدیم میگم چقد باباش ادم خوبیه
میگم قراره بیاد بریم پارک بریم بیرون
باباشم از سرکار میاد هی باهاش حرف میزنه واسش آیت الکرسی می خونه نوازشش می کنه
اصلا اشکالی نداره عزیزم همه ی این حسوحالت طبیعی هستش
داری وارد یه دنیای جدید میشی که هیچ شناختی ازش نداری داری یه ادم جدید به این دنیا میاری اصلاکار کوچیکی نیست
قدر خودتو بدون داری یه انسان خلق میکنی
همه ی ما تو مسیر والد بودن ممکنه اشتباه کنیم
مهمترین مسأله اینه که بدونی کافی هستی
عزیزم این تناقضات و احساساتت طبیعیه احساس گناه نکن. معلومه که یه مسئولیت بزرگ در انتظارته و این ترس و دلهوره میاد سراغت . من خودم بااینکه سنم کم نیست همش فکرمیکردم زود بود. ولی بدون کم کم همه چی درست میشه. اینکه گاهی روزا هم یادت میره حرف باهاش بزنی هم طبیعیه یه حس عجیب و غریب رو برای بار اول داری تجربه میکنی. درون گرایی ولی فکرشو میکردی یه روزی بتونی تو دنیای درونگراییت یکی دیگه رو راه بدی منظورم همسرته یه روزی به خودت میاد میبینی بچتم اومده تو دنیای درون گراییت و همه زندگیت اون شده...
من هنور تو شک تشریف دارم از دونفری شدیم ۴ نفری
حتی میترسم با خودم اروم فک کنم ی وقت کفر نباشه ولی بد از بعدش میترسم
من چی بگم که بچه سوم باردارم😭😭😭😭
عزیزم عادیه منم مثل تو و خیلیا هم مثل ما هستند
من تا ۳ ماه واقعا حسی نداشتم، با اینکه بعد کلی تلاش خدا خواست برام و باردار شدم، ولی وقتی رفتم سونو انقدر دکتر خوش ذوق بود که دائم میگفت سرتو بلند کن ببینش، داره خمیازه میکشه یا دستش رو صورتشه، چنتا عکس البومی هم گرفت😅انقد گریه کردم ازونروز حس پیدا کردم
بزار دنیا بیاد اونوقت عاشقش میشی
وای منم دقیقا همین حسو دارم..هی میترسم از اینکه قراره اون زندگی دو نفره چ شکلی بشه نکنه اصلا حسی نگیرم بهش یا نکنه از پسش بر نیام .یه وقتام حس پشیمونی از بارداری ک مثلا مگه حالا دونفره بودیم چی میشد 🥲خیلی ناراحتم از این موضوع
دقیقا من همه اینایی ک گفتی رو درک کردم همینجوریم😔
من اکثرا با اینکه خیلی کوچولوئه خیلی قربونش میرم حداقل روزی دو سه بار و ازش تشکر میکنم که اومده دنیامون و سه نفره کرده بسه خونه ی اروم و مرتب دیگه
من اصلا صحبت نمیکنم
حس میکنم خیلی احمقانهست😑🤣🤣
خجالت میکشم انگار برام غریبهست
اگه قرار باشه صدامو بشناسه ک موقعی ک با دیگران حرف میزنم متوجه میشه دیگه
شوهرمم اصلا حرف نمیزنه
فقط ناز میکنه شکممو
خیلی طبیعیه تو هفته های شما
بعدا که بزرگ تر بشه و به صداتون واکنش نشون بده و حرکاتش واضح تر بشه ناخداگاه بیشتر باهاش حرف میزنی. خودتو نگران نکن بابت این چیزا منم همین بودم❤️
منم مثل شمام
طبیعیه گلم من حرف میزنم ولی تو دلم هنوز خیلی نمیتونم باهاش بلند حرف بزنم از این نیست که دوسش ندارم یا ناراحتم بهترین چیزیه ک خدا بمن داده ولی خب من یه روزایی حوصله خودمم ندارم بخاطر هورمون بارداریه سعی کن خودتو شاد کنی
چقدر میفهممت 😭
من نمیدونم چی بگم بعضی صبحا فقط بهش سلام میکنم
نه زیاد حرف نمیزنم
مگه اخر شب یکی دو کلمه بگم بهش
اخه هنوز تکون نمیخوره واضح
یا واکنش نشون نمیده
وقتی بزرگتر بشه شوق و ذوقمونم براش بیشتر میشه
منم زیاد حرف نمیزنم عسلم…فقط براش موسیقی لالایی میژازم.باباشم باهاش بعضی موقع ها حرف میزنه🥰❤️
اتفاقا نینی ک بیاد میگی بدون این موجود من چطوریییی زنده بودم اصلا🥹و زندگیتون خیلی قشنگ تر از قبل میش.هرچند چالش ها و سختی های خودشو داره ولی همشون شیرین🩷✨
نه منم هروقت حالو حوصله داشته باشم حرف میزنم باهاش قربون صدقش میرم الان ک دیگ چن روزه مریضم اعصاب برام نمونده
من هروز حرف نمیزنم بعضی وقتا اونم براش شعر میخونم و یکم حرف میزنم😂😅
وای چقدر منی تو❤️
منم همینطور😟
نگوعزیزم .خداقهرش میگیره.
اگه یه لحظه حس کنی خدای نکرده باردارنیستی هزارتاغم رودلت میشینه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.