۶ پاسخ

۸۰۰هزار تومن؟؟؟؟؟😐😐😐😐
چه مفت
واسه من شد ۹۵میلیون😐

مبارک باشه گلم❤️

خیلی خیلی مبارکت باشه عزیزم قدمش پر خیرو برکت باشه براتون😍من از وقتی نامزد بودی داشتمت شاهد تک‌تک لحظه ها بودم 😁

خودتم میتونی بخیه ها تو بکشی من زنداییم کشید واسم

ولی این که نوشتی فشارت رفت بالا و لرز گرفتی من استرس گرفتم 😐

اصلااا قابل تحمل نیس دارم میمیرم از درد پمب دردم دارم الانم شیاف گذاشت یدونه انگار ن انگار

سوال های مرتبط

مامان میراث مامان میراث روزهای ابتدایی تولد
مامان رادمان🩵 مامان رادمان🩵 ۵ ماهگی
مامان دونه🥰 مامان دونه🥰 ۱ ماهگی
بعد که بردنم تو بخش هم با پمپ درد قابل تحمل بود و زیاد اذیت نبودم هی به پسرم شیر میدادم که دریغ از از یه قطره شیر بعد با سرنگ هم نوک سینه ام رو میکشیدم به کمک مامانم یکی دو قطره درومد که اصلا به دهن بچم نرسید تو سرنگ خشک شد همسرمم رفت دنبال شیرخشک تا پیدا کرد مامانم به بچه یکم نبات داغ داد تا اروم گرفت ، تا شب که پمپ درد داشتم هم همه چی خوب بود ساعت ۷ شب هم سوند رو دراوردن و ده شب گفتن بلند شم از جام که یک ساعت پیشش پمپ دردم تموم شده بود و بهم شیاف هم ندادن گفتن مسکن زیاد روی بچه اثر میزاره یکی از اشتباهاتم همین بود که خودم شیاف نزاشتم شیر که نداشتم چجوری میخواست روی بچه اثر بزاره و تمام شب رو با درد شدید و بدون شیاف گزروندم ، بلند شدن اول چون هنوز اثر مسکن بود هم به سختی بود اما بازم قابل قبول بود،
ساعت ۳ شب دوباره از جام بلند شدم که جونم درومد از درد و فقط اشک میریختم نقسم حتی درنمیومد و حرف هم حتی نمیتونستم بزنم که واقعا پشیمونم شیاف نزاشتم ، روز بعد هم هنوز شکمم کار نکرده که بهم شیاف دادن در لحظه کار کرد و مرخصم کردن.
مامان آراد مامان آراد ۲ ماهگی
پارت پنجم سزارین اختیاری ✍️✍️✍️✍️
همش نگران بچه ام بودم ک دکتر بیهوشی خوش اخلاق آمد دلداریم داد ک بچه ات خیلیم خوب ولی بخاطر اینکه خاطرمون جمع بشه می‌بریم بخش اطفال زود میاریم پیشت دلم گرم شد باز ...با خودم میگفتم سزارین چقدر خوب بیست دقیقه عم طول نکشید دردم ندا م ...منو از اتاق ریکاوری بردن تو بخش ک دیدم همه اقوام دایی خاله و...آمده بودن منم حالم خوب بود درد نداشتم نگران بچه ام بودم ک دو ساعت گذاشت دردام داشت شروع می‌شود با اینکه من پمپ دردم هم نداشتم و بیمارستان هم نداشت آخ دیگ یهویی شد عملم و همه جام بستع بود ...ولی دردام قابل کنترل بود تا اینکه شکم فشار دادن ک اون دنیام دیدم از بس درد داشت هرچی پرستار التماس خواهش میکردم گریه میکردم تو رو خدا یبار فشار دادی دیگ فشار برو ی نیم ساعت دیگ بیا ولی ب حرف نکرد دستم گرفت فشار دادم ک میخاستم از شدت درد بیهوش شم ک خیلی داد بی داد کردم از شدت گریه های من خواهرم با مامانم گریه میکردن میدین من درد دارم ...دیگ مورفین زدن بهم شیاف گذاشتن ولی قابل کنترل شد ولی یبار دیگ هم فشار داد ک باز آمد مورفین زد ولی بعدش قابل کنترل بود ...راه رفتن هم زیاد سخت نبود فقط بخیه یکم میسوزه ...کنار اتاق من یکی زایمان طبیعی داشت میکرد از ساعت ۳ شب ک این جیغ داد میزد تا ۷ صب ک زایمان کرد این آنقدر جیغ داد میزد ک همون جا خدام شکر کردم ک سزارین کردم ک آنقدر از جیغ داد این من وحشت کردم ...دیگ مرخص شدم ولی بچه ام ۳ شب موند موقعی ک مرخص شدم خیلی سخت بود بدون بچه ام فقط گریه میکردم تا خونه ...راضیم از سزارین با اینکه بخیه ام میسوزه ولی خداروشکر ک طبیعی زایمان نکردم همه چیز طی چند ساعت برام
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۴ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت شش 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

تغریبا ۳۰ دقیقه هم تو ریکاوری بودم که بازم اومدن شکمم رو فشار دادن هر دفعه شاید کمتر از ۲۰ ثانیه طول میکشید ولی هم ترس داشت هم استرس هم درد خلاصه بعدش رفتن شوهرم و صدا کنن که بیاد دنبالم بریم بخش که شوهر رفته بود خونه به دخترم و پسرم سر بزنه🤣✋
بابام اومد منو تحویل گرفت و رفتیم بخش اینجا دردم کمتر از سزارین اولم بود و هنوز سر بودم ( سزارین اولم سر کمرم خیلی زودتر باز شد )

بعدم خدمه اومد جامو عوض کرد ( حتما پوشک بچه و شیاف ببرید با خودتون ) ۲ تا شیاف زیرم گذاشت یدومه هم … و شیاف گذاشت

من ساعت ۱/۲۰ دقیقه ظهر عمل شدم و باید تا ۱۰ شب چیزی نمیخوردم بعدشم گفتن مایعات بخورم و دو ساعت بعدشم غذا ( که چون من هموگلوبینم از ۹ اومد رو ۷ دیگه
گفتن فقط مایعات بخورم تا صبح و اینم خیلی سخت بود و من ۲۴ ساعت تمام چیزی نخورده بودم

خلاصه اون شب پسرمم هر چی شیر میدادم سیر نمیشد تا خوده صبح گریه کرد و‌ نمیخوابید چون من اصلا شیر نداشتم 😫😭

( چقدر قانون بدی که نمیزارن به بچه شیرخشک بدی چقدر بچه ام عذاب کشید کاش قایمکی میدادم ) 😒

فرداش ساعت ۲ ظهر هم مرخص شدم

( پارت های قبلی هم هست اگه دوست داشتید برید از اول بخونید ) مرسی که وقت گذاشتید امیدوارم به دردتون بخوره


تمام 🌱