تجربه سزارین پارت اول
سلام
من واقعیتش بین زایمان طبیعی و سزارین مونده بودم ولی از همون اول نظرم رو سزارین بود با توجه به بدن خودم چون تحمل درد رو نداشتم همم از اول اهل ورزش و اینجور چیزا نبودم و میگفتم طبیعی برام سخت میشه ازونجایی ک همه یه نظری میدادن خیلیا میگفتن برو طبیعی باز یه عده ای ک درد طبیعی کشیده بودن و رفته بودن سز میگفتن برو سزارین
ازاینورم مادرشوهرم گیر داده بود برو طبیعی جاریت بچه 4ونیم کیلویی رو طبیعی آورده با دوسه تا دونه بخیه فقط
خلاصه باز با توجه به نظر اونا دکترمو انتخاب کردم ک دکترم رجبی بودن و رفتم پیششون تا یه مدت بودم بعد هزینه رو پرسیدم دیدم برای زایمان اول خیلی بالا میگن بعدها فهمیدم بخاطر این بالا میگن ک کسی سزارین نکنه خلاصه دکترمو عوض کردم و رفتم پیش دکتر دیگه ای قبل عید سه و چهاربار رفتم پیششون هزینه ها هم معقول بودن دکتر هم گفت ک فقط تو بیمارستان پارس هستم و جای دیگه ای نیستم

تصویر
۷ پاسخ

پارت دومش هم بذار

خخخب...

حالا از سزارین راضی هستی راحت بودیا سخت

خب بقیش

با اجازه مامان گلمون ک تاپیک گزاشته...
برای اتاق کوچولوهاتون
مکعب اسم با حروف روش سفارش گرفته میشه
در رنگ دلخواه شما 😍
برای ثبت سفارش روبیکا پیام بزارید💗🙏
۰۹۳۰۰۸۹۸۴۴۶۶

تصویر

هزینه اش چقدر شد بیمارستان پارس ؟

چقد اتاقش دلبازه

سوال های مرتبط

مامان جوجو ممد مامان جوجو ممد ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱

خب براتون بگم ک از روزی که فهمیدم باردارم همش میگفتم من باید طبیعی زایمان کنم و برام خوبه و عوارضش کمتره و ...
خلاصه ک چون عمل آپاندیس هم انجام داده بودم قبلا واقعا دوس نداشتم دوباره شکمم پاره بشه و ردش بمونه و کلی درد
تمام کلاس های بارداری و زایمان از ۱۶ هفته تو مرکز خصوصی شرکت کردم مامای خصوصی گرفتم و ماماخصوصی فقط بیمارستان قمر ک خصوصیه میومد منم گفتم اشکال نداره دیگه هزینه ماما خصوصی میدم هزینه بیمارستان هم چون تکمیلی داریم چیزی نمیشه
گذشت تا رسیدم ب هفته ۲۸ رفتم سونو گفتن نینی بریچ
کلی گریه کردم ک ن من میخوام طبیعی زایمان کنم و این چرا بریچه خلاصه ک دور و بری ها همه میگفتن برو سزارین تو بدنت نمیکشه تو طبیعی حتما خواست خدا بوده ک بریچ شده دیگه
دیگه پیش ماماخصوصی نرفتم افتادم دنبال ی دکتر متخصص زنان ک کارش خوب باشه و خلاصه کنار اومدم با سزارین
۳۲ هفته مجدد رفتم سونو ک گفتن سفالیک شده و کار من شده بود گریه ک من میخوام سزارین کنم
دیگه ن دکتر رفتم ن ورزش کردم بین دوراهی مونده بودم
گذشت و گذشت رسیدم ب آخرای ۸ ماه همش استرس زایمان هرشب گریه و کابوس اصلا نمیتونستم کنار بیام با هیچکدوم
رفتم سونو گفتن وزن نینی کمه واسه زایمان طبیعی عالیه
دیگه تصمیمم گرفتم گفتم طبیعی زایمان میکنم حالا ک بچه ریزه
زایمان طبیعی زایمان سزارین