۶ پاسخ

ای باباااا

شماهم درد طبیعی کشیدین سزارین شدین🫠

خب...

۰۰۰۰۰۰۰

خب بگو

بقیش.

سوال های مرتبط

مامان آراز مامان آراز ۱ سالگی
سلام دوستان میخوام تجربه خودم برا زایمان طبیعی بگم ب صورت خلاصه ۰۰۰من از اول بارداری انتخابم سزارین بوو د اصلا ب طبیعی فک نمیکردم همه تلاشم میکردم واسه سزارین ۳۷ هفته ۲ روز م بود همینجوری گفتم برم بیمارستان ببینم قبول میکنن برا سزارین اختیاری رفتم وقتی فشارم گرفت گفت یکم بالاس بعد تست آمینو شور گرفت جوابش مثبت بود بعد اومد معاینه م کرد گفت ۲ ثانت باز هستی زود برو آماده شو برا زایمان من گفتم میخوام سزارین کنم گفتن باشه ۰ بعد منو بردن زایشگاه دیگ شروع کردن معاینه هر نیم ساعت میگفتم معاینه نکنین من سزارین میخوام گفتن نمیشه از شب شروع کردن معاینه ک ساعت ۸صب بود ک دردام شروع شد دهانه رحمم با آمپول فشار همینجور باز می‌شد ک وقتی رسید ب ۱۰ دوتا زور ک زدم نی نی اومد ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه کلا ۲ ساعت من درد کشیدم وقتی بچه ب دنیا اومد انگار ن انگار درد کشیدم ۰ میخواستم بگم ک با این ک اصلا اصلا ب طبیعی فکر نمیکردم و ی ترسی از طبیعی داشتم ۰ کلا از زایمانم راضی هستم ۰ گفتم تجربه م بگم ک طبیعی اونقدر ها هم ترس نداره ۰بیمارستان هرکس سزارین کرده بود ب من می‌گفت خوشحال ب حالت ک طبیعی آوردی ۰۰ ایشالا شما هم زایمان خوبی داشته باشین
پسر منم ²/²ب دنیا اومد 🥰
مامان 💞مارال💞 مامان 💞مارال💞 روزهای ابتدایی تولد
پارت یک تجربه زایمان 😑
خوب از اونجا ک من هعی از زایمان طبیعی میترسیدم و میترسم تصمیم گرفتم سز بشم هر جور ک شده
خلاصه نامه گرفتم از پزشک البته پزشک هم بهم گفته بود ک بچه درشته نمیشه طبیعی خیلی اذیت میشی
خلاصه من دنبال دکتر و بیمارستان ک سز انجام بدن
دکترم نامه داد بیمارستان ولیعصر و گلپایگانی ک اول گلپایگانی رو باید می‌بردم بردم دادم منتظر ک ببینم قبول میکنن یا ن
که اگه قبول نمیکردن باید صبر میکردم ک بشم ۴۰ هفته تا اون موقع بچه کانل رشد کرده بود و با پیش بینی دکترم بچه تا اون موقع میشد ۴۲۰۰اینا ک دیگه سز میکردن ولی چون من تو ۳۸ هفته و چند روز بودم
میترسیدم اورژانسی بشم سر این میخواستم ک نامه داشته باشم هم این ک سزارین دوهفته جلو تر انجام میدن تا طبیعی خلاصه ...... منتظر نامه ......
من روز قبل مهمون داشتم حسابی کار کرده بودم به اجبار انقدک شب حس میکردم واژن درد دارم بعد چون تو دوره بارداری من کار خیلی کرده بودم گفتم طبیعیه اینم مث سری های پیش خوب میشه 😑
من خوابیدم از ساعت ۹ شب خوابیدم تا ۱۲شب
۱۲ شب گشنم بود یچی خوردم باز خوابیدم 😐
صب پاشدم باز گشنم بود ک اومدم پاشم حس کردم یچی ازم اومد بیرون گفتن شاید دوتر بهم دارو داده اونه باز تکون خوردم دیدم بیشتر اومد خودمو محکم گرفتم و پاشدم رفتم سرویس تا پامو گذاشتم سرویس آب ازم ریخت اندازه یک لیوان گفتم نکنه شربت زیاد خوردم یا حالا مثانه ام کوچیک شده سرفه کردم دیدم بعله همینجوری داره میاد...من حالا ن ساک جمع کردم 😂🤦‍♀️
ن آمادگی دارم نه نامه تایید شده..... حالا من دارم به شوهر عزیزم روحیه میدم ک نترس چیزی نیست وقت دارم .... ادامه پارت بعدی