پارت یک تجربه زایمان 😑
خوب از اونجا ک من هعی از زایمان طبیعی میترسیدم و میترسم تصمیم گرفتم سز بشم هر جور ک شده
خلاصه نامه گرفتم از پزشک البته پزشک هم بهم گفته بود ک بچه درشته نمیشه طبیعی خیلی اذیت میشی
خلاصه من دنبال دکتر و بیمارستان ک سز انجام بدن
دکترم نامه داد بیمارستان ولیعصر و گلپایگانی ک اول گلپایگانی رو باید می‌بردم بردم دادم منتظر ک ببینم قبول میکنن یا ن
که اگه قبول نمیکردن باید صبر میکردم ک بشم ۴۰ هفته تا اون موقع بچه کانل رشد کرده بود و با پیش بینی دکترم بچه تا اون موقع میشد ۴۲۰۰اینا ک دیگه سز میکردن ولی چون من تو ۳۸ هفته و چند روز بودم
میترسیدم اورژانسی بشم سر این میخواستم ک نامه داشته باشم هم این ک سزارین دوهفته جلو تر انجام میدن تا طبیعی خلاصه ...... منتظر نامه ......
من روز قبل مهمون داشتم حسابی کار کرده بودم به اجبار انقدک شب حس میکردم واژن درد دارم بعد چون تو دوره بارداری من کار خیلی کرده بودم گفتم طبیعیه اینم مث سری های پیش خوب میشه 😑
من خوابیدم از ساعت ۹ شب خوابیدم تا ۱۲شب
۱۲ شب گشنم بود یچی خوردم باز خوابیدم 😐
صب پاشدم باز گشنم بود ک اومدم پاشم حس کردم یچی ازم اومد بیرون گفتن شاید دوتر بهم دارو داده اونه باز تکون خوردم دیدم بیشتر اومد خودمو محکم گرفتم و پاشدم رفتم سرویس تا پامو گذاشتم سرویس آب ازم ریخت اندازه یک لیوان گفتم نکنه شربت زیاد خوردم یا حالا مثانه ام کوچیک شده سرفه کردم دیدم بعله همینجوری داره میاد...من حالا ن ساک جمع کردم 😂🤦‍♀️
ن آمادگی دارم نه نامه تایید شده..... حالا من دارم به شوهر عزیزم روحیه میدم ک نترس چیزی نیست وقت دارم .... ادامه پارت بعدی

۲ پاسخ

کلا میگم ۴و۵۰۰هم الان عمل نمیکنن پرسیدم قانون جدیده

بیمارستان دولتی بود قبول نمیکردن؟

سوال های مرتبط

مامان رایان👑 مامان رایان👑 ۸ ماهگی
سلام خانوما خب خب منم میخام تجربه زایمانم بزارم شاید برای کسایی ک زایمان سومشونه کمکی باشه...
من تو چکاپ اخری ک تو بهداشت دادم ازمایش اینا پلاکت خونم پایین نشون داده بود و تیروئیدمم دوباره از نرمال شده بود کم کار بهم نامه داد ارجاع داد پزشک متخصص منم چند روز بعد ک شده بودم ۳۷ هفته و ۲ روز رفتم متخصص برای تیروئید و پلاکت خونم دارو نوشت بعد گفت میخای معاینت کنم ببینم رحمت باز شده یا نه منم قبول کردم وقتی معاینم کرد گفت سه سانت رحمت باز شده و سر بچه ات خیلی پایینه بستری شی زایمان میکنی اینا منم تعجب کرده بودم آمادگیش نداشتم اینا خلاصه نامه زایشگاه داد و منم چون تنها رفته بودم بیمارستان یه راست اومدم خونه...اومدم خونه شروع کردم ب انجام کارام وسایلم اماده کردم حموم رفتم تا عصر درگیر بودم گفتم برم بیمارستان اگه رحمم بیشتر باز شده بود بستری میشم نشده بود هم ک هیچ ولی ناگفته نماند من از اوایل ۳۶ هفته خیلی کمر درد داشتم دیگه از ۳۷ خیلی اذیت بودم انگار بجا استخون چوب گذاشته بودن تو کمرم..خلاصه زایشگاه ان اس تیم خوب بود و رحمم فرقی نکرده بود اومدم خونه همش حس خیسی داشتم فک میکردم عرق کرده کشاله ران پام توجه نمیکردم
مامان جوجو ممد مامان جوجو ممد ۵ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱

خب براتون بگم ک از روزی که فهمیدم باردارم همش میگفتم من باید طبیعی زایمان کنم و برام خوبه و عوارضش کمتره و ...
خلاصه ک چون عمل آپاندیس هم انجام داده بودم قبلا واقعا دوس نداشتم دوباره شکمم پاره بشه و ردش بمونه و کلی درد
تمام کلاس های بارداری و زایمان از ۱۶ هفته تو مرکز خصوصی شرکت کردم مامای خصوصی گرفتم و ماماخصوصی فقط بیمارستان قمر ک خصوصیه میومد منم گفتم اشکال نداره دیگه هزینه ماما خصوصی میدم هزینه بیمارستان هم چون تکمیلی داریم چیزی نمیشه
گذشت تا رسیدم ب هفته ۲۸ رفتم سونو گفتن نینی بریچ
کلی گریه کردم ک ن من میخوام طبیعی زایمان کنم و این چرا بریچه خلاصه ک دور و بری ها همه میگفتن برو سزارین تو بدنت نمیکشه تو طبیعی حتما خواست خدا بوده ک بریچ شده دیگه
دیگه پیش ماماخصوصی نرفتم افتادم دنبال ی دکتر متخصص زنان ک کارش خوب باشه و خلاصه کنار اومدم با سزارین
۳۲ هفته مجدد رفتم سونو ک گفتن سفالیک شده و کار من شده بود گریه ک من میخوام سزارین کنم
دیگه ن دکتر رفتم ن ورزش کردم بین دوراهی مونده بودم
گذشت و گذشت رسیدم ب آخرای ۸ ماه همش استرس زایمان هرشب گریه و کابوس اصلا نمیتونستم کنار بیام با هیچکدوم
رفتم سونو گفتن وزن نینی کمه واسه زایمان طبیعی عالیه
دیگه تصمیمم گرفتم گفتم طبیعی زایمان میکنم حالا ک بچه ریزه
زایمان طبیعی زایمان سزارین
مامان مهراد💙💙 مامان مهراد💙💙 ۱۴ ماهگی
من یکشنبه بود ک حس کردم حرکات بچم کم شده خلاصه هرکاری بگین کردم ولی بازم کم بود شب رفتم بیمارستان قسمت زایشگاه nstگرفتن گفتن مشکلی نداره و میتونی بری خونه ..بعد ی دکتر اومد گفت ن چون مشکل فشار داری باید بستری بشی ب احتمال زیاد فردا سز میشی مایعات سبک بخور من کلا شوکه شده بودم نمی‌دونستم چکارکنم فردا شب همون دکتره اومد گفت تورو ب شیفت بعد میسپارم ختم بارداری دادن گفتن روند زایمان طبیعی و شروع کنن من بازم تعجب کردم گفتم مگ قرار نبود منو سز کنید گفت نه فعلا طبیعی... خلاصه منم قبول کردم و گفتم مشکلی نیس..ساعت ۸٫۵اومدن معاینه کردن گفتن یه سانتی درصورتی ک خودم از هفته ۳۴ ی سانت بودم...برام نمی‌دونم شیاف بود یا قرص گذاشتن تو واژنمو و دردم شروع شد ...تا شد دوباره ساعت۱۲دکتر اومد معاینه کرد ب حدی فشار داد و چرخوند ک من جیغم دردومد و گریه کردم ..بعد دستکش رو دیدم ..دیدم خونی شده ..گفت دوسانتی فهمیدم ک بزور رحممو باز کرد...خلاصه تا شب ساعت ۱۰شب من داشتم درد می‌کشیدم و هر ی ساعتی یبار میومدن معاینه..و همچنان با وجود درد زیاد همون دو سانت بودم
ادامه پارت بعدی
مامان فسقل🐣 مامان فسقل🐣 ۹ ماهگی
سلام ب همه ی مامانا
پارت 1
من اومدم با تجربه و سرگذشت زایمانم
میخوام از اول اولش بهتون بگم ک جای سوالی نمونه براتون
من فشارخونی هستم خودم دوست داشتم سزارین بشم چون میدونستم با درد طبیعی فشارم بالا میره اخرش سز میکنم دیگه دلم نمیخواست درد هر دونوع زایمانو بکشم. یبار ب دکترم گفتم ک میخوام سز بشم گف فشارخونی دلیلی برای سز حساب نمیشه حالا تا اخر بارداریت صبر کن تا ببینیم شرایط برات چطور پیش میره... تقریبا تا اوایل ۹ماه فشارم قشنگ کنترل میشد اوایل ۹ماه قرصم خارجی بود و دیگه گیر نیاوردم ایرانی شو شروع کردم ک اونم برا تاثیری نداشت... ۳۶هفته رفتم پیش دکترم فشارم ۱۵بود گفت برات ازمایش دفع پروتیین مینویسم همین امشب باید اورژانسی انجام بدی اگه فشارتم بالای ۱۶ بشه باید بستری بشی همونجا هم بهم نامه سز رو داد برای ۳۸هفته. با اینکه گفته بود قبلش ک فشارخون دلیل سز اجباری بحساب نمیاد و برا اختیاری ۵تومن زیرمیزی میگیرم نمیدونم چیشد اون شب نامه رو داد و از پولم حرفی نزد ولی وقت تسویه حساب بیمارستان همسرم گف ک بهم گفتن ازاد حساب شده با این حالم من بیمه ام اختیاری رو قبول میکرد و خرجم زیاد نشد
ادامه پارت بعد...