۱۰ پاسخ

اره واقعا با بچه کوچیک یکی خونه‌ام سه ساعت میمونه کلافه میشم واقعا

نباید رو بدی مادر شوهر منم چتربازه اما رو نمیدم اصلا بهش هیلی هم فضوله و باجزییات همه چیو ب همه تعریف میکنه بدم میاد

برات مهم نباشه یعنی ازت نقطه ضعفی ببینن ول کن نیستن بدتر رو اعصابت میرن

یعنی چی امدی مهمونی برو دیگه الا شب بمونی من خودم خوشم نمیاد شب بمونم خونه کسی یا یکی بمونه خونمون وازشانس چند روزه پسر دایی شوهرم امده مونده حالم ازین وضعیت بهم میخوره

کاملا حق داری عزیزم این چیزایی که گفتی همینجوریش سخته مخصوصا اینکه پریودم باشی که دیگه خیلی بدتره

کاملا درکت میکنم منم با بچه کوچیک نه واقعیت راحتم جایی شب بمونم نه واسه خواب مهمون داشته باشم

خدایش سخته ،🥴🥴

وقتی دیدی قصد موندن داره باید میگفتی مهمونی دعوتم گوشیتو الکی میگرفتی دستت ینی یکی زنگت زده
چون واقعا با بچه مریض سختتته

عزیزم ی وقتا باید تحمل کرد میگذره سرد رفتار کن ک بفهمه سر زده نیاد

یعنی متنفررررررررررررررم از این وضعیت

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
این مدت در کنار احوالات دورو ورمون و اتفاق های بد
درونم پر از غصه ست اکروز همش گریه میکردم .
اینقدر پرخاشگر و عصبی شدم همش به شوهرم گیر میدم و کم مهلش میکنم وقتی بهم میگه من این همه زحمت میکشم فقط. یه
چیز ازت می‌خوام که همیشه بخندی شرمندش میشم
همش هم غصه م غذا نخوردن دخترمه
تا ماه پیش مشکلم این بود که صبح و ظهر و شب میخورد ولی خیلی کم میخورد .
ولی الان از صبح تا شب هیچی نمیخوره ته تنقلات نه هیچ فقط یه وعده باشب یا صبح در حد کم
همه دندون ها هم در آورده
زینک و آهن هم میخوره
دوسال و سه ماهشه یازده کیلوهه
وقتی میبینم جلو چشمام از صبح تا شب هیچی نمیخوره روزم داغون میشه الان سه هفته ست اینجوریه
مرغ دو سینه میذارم
تو یه روز باهاش سمبوسه ته چین و سوپ درست میکنم ببینم کدوم میخوره نمیخوره
امروز قیمه گذاشتم
باهاش برج وقیمه ماکارونی و سوپ کردم دو قاشق کوچیک خورد از صبح هم هیچی نخورده بود
نمی‌دونم دیگه چیکار کنم
خسته م از زندگی
هرکاری میکنم بی خیال بشم نمیتونم
روز. به روز هم زندگیمون داره سردتر میشه