بمونه به یادگار از روزی که خیلی عذاب کشیدم و بچم رو از دست ددادم❤️‍🩹 و بشه قوتی برای ادامه دادن این مسیر که خیلی سخت و پر از استرس هست . ما زن ها خیلی روح بزرگی داریم که وقتی بچه ای رو از دست میدیم دوباره از نو خودمون رو میسازیم و دوباره تلاش میکنیم تا یه موجود کوچیک رو توی بدنمون پرورش بدیم 🥹 این قدرت بزرگ رو خدا به ما زن ها داده هیچ وقت نباید خودمون رو دست کم بگیریم ما هیلی قوی هستیم . خواستم بگم خواهرایی که مثل من بچه از دست دادین فقط ما میتونیم هم دیگه رو درک کنیم فقط ما میتونیم بفهمیم که چقدر سخته موجودی که هزار آرزو براش داشتی ، با شوق براش اسم انتخاب کردی؛ با ذوق براش لباس خریدی ؛ چقدر خدارو التماس کردیم که همه چه خوب باشه ؛ ولی دیگه نداریمش و سپردیمش دست خدا و رفت اون دنیا خیلی خیلی دردناکه این موضوع . امیدوارم هیچکس هیچکس حتی دشمنم این دردی رو که من کشیدم رو تجربه نکنه . امیدوارم بتونم توی دلم دوباره یه موجود پاک رو پرورش بدم و این دفعه همه چیز عالی باشه . خواستم این عکس گهواره از اون روز بد بمونه اینجا تا یادم نره که من چقدر قوی بودم و دوباره میخوام این راهو از نو شروع کنم💔
خواهری قشنگم اگه تجربه ای دارید زیر این پست برام بنویسید و برای من و تموم کسایی که بچشون رو از دست دادن دعای خیر کنید تا این دفعه همه چیز عالی باشه و خدا یه بچه ی سالم بهمون بده🤲❤

تصویر
۲۰ پاسخ

مجددا چندبار اقدام کردی و‌باردار شدی؟

علایم ایست قلبی بچه چیه و چرا ایست قلبی میکنه

خانمایی که بچشون سقط شده حتی تو هفته های پایین حتما براش اسم انتخاب کنین چون اون دنیا همه اسم دارن و جنین هایی که سقط شدن هم چون روح دارن و مثل بقیه هستن باید اسم داشته باشن اگه براشون انتخاب نکنید اون دنیا پیش خدا ازتون شکایت میکنن

خیلی سخته منم درک میکنم منم ۱۳آذر سقط کردم ۱۵هفته بودایست قلبی کرده بود چقدبراش وسایل گرفتم هنوزلباساش مونده دست ودلم نمیره برم نگاشون کنم غم عالم میادروسرم هرشب یادمه یه شب نشد بدون فکرش بخوابم خیلی سخته این دردو فقط کسی که تجربه کرده میفهمه خداسرهیچکس نیاره🥹😢🖤

همسرم
حامی خوبیه برام بهم انرژی داد وروحیه تا حالم خوب شد🧿🧿💞💞

یه ماهه کورتاژ کردم بارداریم پوچ بود تا 13هفته موندم عیچ علایم نداشتم نه خون ریزی نه چیزی سخت بود دو هفته بعد کورتاژ افسردگی گرفتم بعد جریانات سیاسی اومد بدتر شدم الان تازه روحیم خوب شده یکم قصد باشگاه رفتن دارم خیلی خوبه هم ورزش هم آهنگ هم واسه سلامتی بدنت خوبه

من 6 تا سقط داشتم

منم دقیقا میخوام برم باشگاه وزن کم کردن رو تخمک گذاری تاثیر داره هم ورزش تحرک بالا خیلی خوبه هم روحیت اروم میشه

منم تو 10 هفته سقط کردم خیلی بده همیشه با خودم میگم اگه بود الان 6 ماه بودم 😭🥺

آخ😞😞😞😞قلبم به درد اومد خدا بهت صبر بده خواهر
ان شأالله خدا جاشو با یه نی نی سالم و خوشگل پر کنه

😔😭😭😭اشکم درامددخترم ۳ماه پیش ازدست دادم ۵ماه بودسقط شوداگه مونده بود۲۵روزدیگه ب دنیامیومدچقدرلباس گرفتم براش اسمش انتخاب کردم

سلام خواهرم خدابهت صبر بده واقعن سخته عزیزم من هفتم پایین بود اردیبهشت ماه سقط شد بازوای ب حال شما ک هفتت بالا بود ولی غصه نخور ایشالله خداب زودی زود جاشو برات سبز میکنه قلب من مواظب خودت باش عزیزم ب خودت برس ک ایشالله ب زودی زود دوباره مامان بشی بهترین مامان دنیا

عزیزدلممم
انشالله این سری خدا بهت ی نی نی سالم و تپلی بده قربونت برم

پن یه سقط زیر دوازده هفته داشتم دکترم گفت این ۱۲ هفته بگذره دیگه احتمالش خیلی کمه میشه بهم علت سقط و بگی

دوبار باردار شدم و سقط شد
یادمه بار دوم که مجبور به کورتاژ شدم
تو اتاق عمل که بودم
صدای گریه بچه از اتاق عمل کناری که سزارین بود میومد...واقعا اونجا خیلی دلم شکست....
این تلخ ترین چیزی بود که تجربه کردم😔😔😔😔😔

سلام عزیزم الهی خدا زود جاش و برات سبز کنه ببخشید چرا ۱۷ هفته سقط شد انوکساپارین و آاس آ هم مصرف میکردی چرا دکتر من گفت ۱۲ هفته بگذره احتمال سقط خیلی کمه پس

منم نه ماه پیش ۲۵ هفته از دستش دادم و باردار نشدم هنوز تنبلی دارم خیلی سخته انشالله که خدا دوباره دامنت سبز ‌کنه عزیزم

منم ماه پیش کورتاژ شدم ایست قلبی کرده بود جنینم

بدترین چیز اینه هی با خودم میگم اگه الان تو دلم بود تا عید به دنیا میومد و میشد اولین عید نوروز ۳ نفرمون💔😭

من خودم دوبار باردار شدم دوبارم کورتاژ شدم میفهمتت😭

سوال های مرتبط

معجزه‌الهی معجزه‌الهی قصد بارداری
این متن برای توست دوست عزیز
از طرف من که با تو همدرد و هم مسیرم
می‌خوام بهت یه خداقوت بگم
مهم نیست نتیجه چی شد که می‌دونم دوست داشتیم نتیجه عکس این چیزی میشد که الان اتفاق افتاده🥺
اما تو با همه سلول سلول جسم و روحت صَدت رو برای مادر شدن و تحمل سختی های یک عمر تربیت بچه گذاشتی
بیا خودمون رو از بالا نگاه کنیم،
از اونجایی که خدا نظاره مون کرد هر بار که برای مادر شدن تلاش کردیم ؛در هر سطحی، چه طبیعی و چه با تحریک دارویی و چه با آی وی اف و آی یو آی
مهم تلاش ما تو درگاه خدا بود
او نخواست که میوه دل ما در این زمان به ثمر برسه
اما طبق روایات، زمانی که میل به چیزی در وجود ما قرار میگیره یعنی رسیدن به اون در تقدیر ما هست
قطعا این فرزند یا فرزندانی که براشون تلاش کردیم و خواهیم کرد در تقدیر ما هست و ان شاالله و بفضل خدا بزودی محقق میشه اما زمان آمدن این فرشته ها الان نبود
پس دلت رو راضی کن به نگارنده عالم هستی که در بهترین وقت این اتفاق مبارک برای من و تو هم خواهد افتاد و شادی عمیق سهم دل منو تو هم خواهد شد🤲🏻🥹
فقط تا اون روز قوی بمون و دست از تلاشت برای رسیدن به هدفت بر ندار💚💚💚
چشم انتظار❤️‍🩹 چشم انتظار❤️‍🩹 قصد بارداری
سه ساله دلم یه آغوش کوچیک می‌خواد…
یه «مامان» گفتن که تمام خستگی این سال‌ها رو از یادم ببره.

سه ساله هر ماه با یه دل پر از امید می‌رم دکتر، دارو می‌خورم، منتظر می‌مونم و با خودم می‌گم:
«شاید این ماه دیگه نوبت من باشه… شاید این بار خدا معجزه کنه.»

حتی لباس کوچیک نوزاد می‌بینم، دلم می‌لرزه و می‌خرمش…
با خودم می‌گم «این رو برای بچه‌م نگه می‌دارم، شاید ماه بعد مادر شده باشم…»
ولی ماه بعد میاد و من هنوز همون دخترِ چشم‌انتظارم…

هر بار که بیبی‌چک منفی میشه، فقط یه خط روی اون نیست…
انگار یه عالمه امیدی که توی دلم ساخته بودم، دوباره فرو می‌ریزه.

من از دیدن مادر شدن بقیه ناراحت نمی‌شم؛
برای هر مادری و بچه‌ش از ته دلم آرزوی سلامتی می‌کنم…
فقط گاهی با خودم می‌گم:
«خدایا… پس کی نوبت من می‌شه؟»

من دیگه چیز زیادی نمی‌خوام…
فقط یه معجزه.
یه روزی که این همه انتظار تموم بشه،
یه بچه رو بذارن توی بغلم و من با گریه بگم:

«بالاخره اومدی…
مامان خیلی منتظرت بود… خیلی.» 🤍
در انتظار یه جوجه🥹👼🏻 در انتظار یه جوجه🥹👼🏻 قصد بارداری
روزی که برای عکس رنگی رحم رفتم، یکی از روزایی بود که هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم
با کلی استرس و هزار تا فکر رفتم، از نتیجه می‌ترسیدم؛ بیشتر از هر چیزی نگران این بودم که نکنه مشکلی باشه و هیچ‌وقت نتونم طعم شیرین مادر شدن رو بچشم😭
اما وقتی دکتر با لبخند گفت: هیچ مشکلی نداری و همه چیز طبیعیه، انگار یک کوه از روی دلم برداشته شد😍
همون لحظه دوباره امید توی دلم زنده شد و با خودم گفتم شاید تو خیلی زود، مهمون زندگی ما بشی👼🏻
اینارو برای تو می‌نویسم، عزیزِ مامان…🥹🤍
از خدا می‌خوام روزی که این نوشته رو با هم می‌خونیم، کنارم نشسته باشی و بدونی که برای رسیدن به تو چقدر انتظار کشیدم، چقدر دعا کردم، چقدر اشک ریختم و با وجود تمام نگرانی‌ها، باز هم امیدوار موندم
اون روز دکتر با اطمینان گفت: باردار می‌شی، نگران نباش✨
نمیدونم توی همین ماه مهمون دل و جانم میشی یا چند ماه دیگه، اما یک چیز را با تمام وجودم میدونم اینکه جای تو، خیلی قبل‌تر از آمدنت، در قلب من آماده شده بود.❤️
بی‌صبرانه منتظر روزی ام که تو رو در آغوش بگیرم، و با لبخند و اشک شوق بگم:
تمام این انتظارها، تمام دعاها و تمام اشک‌ها، ارزش رسیدن به تو رو داشت👩‍🍼.
دوستت دارم، حتی قبل از اولین تپش قلبت💓🥹
شیما🦋🌸 شیما🦋🌸 قصد بارداری
خدایا...🙂
دیگه خسته‌ام...
از انتظار، از فکر کردن، از شمردن روزها، از امید بستن و دوباره ترسیدن.
این همه مدت با تمام وجودم خواستم، دعا کردم و تلاش کردم اما دیگه نمی‌خوام بیشتر از این خودمو خسته کنم
من دیگه نمی‌خوام زمانش رو تعیین کنم نمی‌خوام هر روز دنبال نشونه بگردم نمی‌خوام با هر درد و هر ترشح دلم هزار راه بره...این آرزو رو که این‌همه از ته قلبم خواستم، می‌ذارم توی دستای خودت.😭
رهاش می‌کنم و می‌سپارمش به تو.
خودت بهتر از من می‌دونی چقدر دلم مادر شدن می‌خواد خودت می‌دونی شب‌هایی رو که با بغض خوابیدم و صبح‌هایی رو که با امید بیدار شدم خدایا اگر قرار هس این آرزو نصیبم بشه خودت قشنگ‌ترین زمانش رو رقم بزن و اگر هنوز وقتش نرسیده، به من صبری بده که نشکنم 🫠دیگه نمی‌خوام با خدا بودنم رو با گرفتن یا نگرفتن یک خواسته اندازه بگیرم فقط می‌خوام دلم آروم بشه و بدونم هر چیزی که تو برای من رقم بزنی، منو فراموش نکردی.
من خسته‌ام، خدایا...
این بار من رها می‌کنم و تو نگهش دار.
هر وقت صلاح دونستی، هر طور که خودت خواستی، قشنگ‌ترین اتفاق رو وارد زندگی من کن
من سپردمش به خودت...
و حالا می‌خوام کمی نفس بکشم.🤍🙃
و امشب، برای تمام دل‌های منتظر دعا کردم
الهی هیچ‌کدوممون با دست خالی از درِ خدا برنگردیم 🤲🏻🤍🌸💜
فاطمه فاطمه قصد بارداری
دخترِ قشنگِ آینده‌ام...

نمی‌دونم الان کجایی و اصلاً قراره یه روز بیای توی آغوش من یا نه...
ولی می‌خوام بدونی قبل از اینکه ببینمت، قبل از اینکه صداتو بشنوم و دستای کوچیکتو بگیرم، دوستت داشتم.

من همیشه یه گوشه از دلم آرزوی داشتن یه دختر رو داشتم.
یه دختر که موهاشو شونه کنم، لباسای کوچولوی دخترونه تنش کنم، براش قربون‌صدقه برم و وقتی بزرگ شد، رفیقش باشم...
یه دختر که یه روز بیاد و خونه‌مون رو با خنده‌هاش یه جور دیگه کنه.

من چهار تا پسر دارم و عاشق تک‌تک‌شونم؛ اونا همه‌ی زندگی منن.
اما راستش رو بخوای، یه جای خالی کوچیک توی قلبم هست که همیشه اسمش «دخترم» بوده.

این روزها خیلی به بودنت فکر می‌کنم.
گاهی امیدوارم، گاهی می‌ترسم، گاهی هم از بس آرزوت کردم با خودم می‌گم نکنه هیچ‌وقت نوبت من نشه...
و این قسمت بیشتر از همه دلمو می‌شکنه.

ولی دخترم، اگر یه روز خدا تو رو به من هدیه بده، می‌خوام بدونی چقدر منتظرت بودم.
چقدر قبل از اومدنت دوستت داشتم.
چقدر برای دیدن صورتت، شنیدن صدات و گفتنِ «دخترم» لحظه‌شماری کردم.

و اگر هم قسمت من چیز دیگری باشد، باز هم از خدا بابت پسرهایی که بهم داده ممنونم...
اما ته دلم همیشه برای تو یک دعا می‌مونه:

«خدایا اگر خیر منه، این بار یه دختر کوچولو بذار توی بغلم...
همونی که این همه سال توی قلبم جاش رو نگه داشتم.»

دختر آینده‌ام...
اگر یه روز این نامه رو خوندی، بدون که حتی قبل از اینکه به دنیا بیای، یه مادر داشتی که خیلی دوستت داشت. 🤍