این متن برای توست دوست عزیز
از طرف من که با تو همدرد و هم مسیرم
می‌خوام بهت یه خداقوت بگم
مهم نیست نتیجه چی شد که می‌دونم دوست داشتیم نتیجه عکس این چیزی میشد که الان اتفاق افتاده🥺
اما تو با همه سلول سلول جسم و روحت صَدت رو برای مادر شدن و تحمل سختی های یک عمر تربیت بچه گذاشتی
بیا خودمون رو از بالا نگاه کنیم،
از اونجایی که خدا نظاره مون کرد هر بار که برای مادر شدن تلاش کردیم ؛در هر سطحی، چه طبیعی و چه با تحریک دارویی و چه با آی وی اف و آی یو آی
مهم تلاش ما تو درگاه خدا بود
او نخواست که میوه دل ما در این زمان به ثمر برسه
اما طبق روایات، زمانی که میل به چیزی در وجود ما قرار میگیره یعنی رسیدن به اون در تقدیر ما هست
قطعا این فرزند یا فرزندانی که براشون تلاش کردیم و خواهیم کرد در تقدیر ما هست و ان شاالله و بفضل خدا بزودی محقق میشه اما زمان آمدن این فرشته ها الان نبود
پس دلت رو راضی کن به نگارنده عالم هستی که در بهترین وقت این اتفاق مبارک برای من و تو هم خواهد افتاد و شادی عمیق سهم دل منو تو هم خواهد شد🤲🏻🥹
فقط تا اون روز قوی بمون و دست از تلاشت برای رسیدن به هدفت بر ندار💚💚💚

۶ پاسخ

سلام من گروه دارم روبیکا خواستی لینکشو بدم بیای گروه مامانا و اقدام به بارداری

امیدوارم خیلی زود این اتفاق قشنگ رقم بخوره برای همه ما ک این درد چشم انتظاری درد زخم زبون دیگرانو میچشیم 😔

قبل از اینکه تاپیکتو بخونم داشتم خدارو شکر میکردم. شبایی که به خاطر بچه آروم گریه میکردم ولی کسی نمیفهمید ولی الان خداروشکر پسرم پیشمه ،انشاالله که شماهم چند سال دیگه از این شبا به عنوان خاطره یاد میکنید

حرفات خیلی قشنگه ولی پر از درده برای منو تویی که با تک تک کلمات بغضی شدیم🥺🥺

امیدوارم به زودی زود باردار شی قشنگم و همه کسایی که نی نی میخوان خدا بهشون بده🥹🥹🥹🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🌷🌷🌷🫠

👏👏👏👏👏🌷🌷🌷🌷🌷

سوال های مرتبط

مامان شازده پسر👶👶 مامان شازده پسر👶👶 هفته سی‌ویکم بارداری
این روزها زندگی من خلاصه شده در مشت های پر از قرص و درد آمپول هایی که هر روز مهمان تنم میشوند هر کدام از این قرص ها قصه ای دارند قصه ای از دردهایی که میخاهم فراموششان کنم از امید هایی که میخاهم زنده نگهشون دارم آمپول ها هم هرچند تلخ و ناخوشایند باشد اما نشانی های هستن که از تلاش که برای بهبودی و برای رسیدن به آن آرزوی شیرین میکنم
گاهی درمیان این همه دارو احساس میکنم دیگر بدنم دیگر توان ندارد خسته میشوم از این همه درد و انتظار اما بعد تصویری از آن لبخند شیرین از آن آغوش گرم که در انتظارش هستم در ذهنم جرقه میزند و همین تصویر به من قدرت می دهد که دوباره بلند بشوم و قرص بعدی را بخورم و برای آمپول دیگری آماده بشوم میدانم که این روزها میگذرد میدانم که این درد ها همیشگی نیستن من برای هدف بزرگتری تلاش میکنم برای آینده ای که میدانم ارزش این همه سختی را خواهد داشت این قرص ها و آمپول ها بخشی کوچکی از مسیری هستن که باید طی کنم تا به آن آرامش و شادی ابدی برسم🙂🙂🙃
مامان تپلی👣🐣 مامان تپلی👣🐣 هفته سی‌وهفتم بارداری
بمونه به یادگار از روزی که خیلی عذاب کشیدم و بچم رو از دست ددادم❤️‍🩹 و بشه قوتی برای ادامه دادن این مسیر که خیلی سخت و پر از استرس هست . ما زن ها خیلی روح بزرگی داریم که وقتی بچه ای رو از دست میدیم دوباره از نو خودمون رو میسازیم و دوباره تلاش میکنیم تا یه موجود کوچیک رو توی بدنمون پرورش بدیم 🥹 این قدرت بزرگ رو خدا به ما زن ها داده هیچ وقت نباید خودمون رو دست کم بگیریم ما هیلی قوی هستیم . خواستم بگم خواهرایی که مثل من بچه از دست دادین فقط ما میتونیم هم دیگه رو درک کنیم فقط ما میتونیم بفهمیم که چقدر سخته موجودی که هزار آرزو براش داشتی ، با شوق براش اسم انتخاب کردی؛ با ذوق براش لباس خریدی ؛ چقدر خدارو التماس کردیم که همه چه خوب باشه ؛ ولی دیگه نداریمش و سپردیمش دست خدا و رفت اون دنیا خیلی خیلی دردناکه این موضوع . امیدوارم هیچکس هیچکس حتی دشمنم این دردی رو که من کشیدم رو تجربه نکنه . امیدوارم بتونم توی دلم دوباره یه موجود پاک رو پرورش بدم و این دفعه همه چیز عالی باشه . خواستم این عکس گهواره از اون روز بد بمونه اینجا تا یادم نره که من چقدر قوی بودم و دوباره میخوام این راهو از نو شروع کنم💔
خواهری قشنگم اگه تجربه ای دارید زیر این پست برام بنویسید و برای من و تموم کسایی که بچشون رو از دست دادن دعای خیر کنید تا این دفعه همه چیز عالی باشه و خدا یه بچه ی سالم بهمون بده🤲❤
آیدا آیدا قصد بارداری
چهار روز… فقط چهار روز سهم من از مادر بودنت شد..
چهار روزی که به جای اینکه تو را در آغوشم بگیرم، پشت شیشه‌های NICU چشم به دستگاه‌ها و نفس‌های کوچکت دوخته بودم.
۳۲ هفته تمام منتظر آمدنت بودم…
با هزار آرزو، با هزار خیال از روزهایی که بزرگ شدنت را می‌دیدم.
اما وقتی آمدی، آن‌قدر کوچک بودی که دنیا برایت سخت بود…
پسرم، من صدای گریه‌هایت را آن‌طور که باید نشنیدم،
آن‌طور که باید در آغوشم نگرفتم،
اما هر لحظه از آن چهار روز، قلبم کنار تو بود.
تو جنگیدی… با همان قلب کوچک و نفس‌های کوچکت جنگیدی.
و من هر روز پشت آن شیشه دعا کردم که بمانی… که برگردی به آغوشم…
اما رفتنت چیزی از مادر بودنم کم نمی‌کند.
تو فرزند منی؛
پسری که فقط چهار روز در این دنیا بود،
اما تا آخر عمر در تمام وجود من زندگی می‌کند.
خاطره‌ی آن چهار روز، بوی تو، انتظار پشت درِ NICU و عشقی که به تو داشتم…
همه‌ی چیزی است که از تو برای همیشه با خودم نگه می‌دارم.
بخواب آرامِ جانِ مادر…
کوتاه بودنت، اما عمیق‌تر از تمام سال‌های دنیا در قلبم ماندگار شد؛
تو فقط چهار روز مهمان این جهان بودی، اما تا همیشه در قلب مادرت خانه داری.
#بارداری#پوشک#فرزند
در انتظار یه جوجه🥹👼🏻 در انتظار یه جوجه🥹👼🏻 قصد بارداری
روزی که برای عکس رنگی رحم رفتم، یکی از روزایی بود که هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم
با کلی استرس و هزار تا فکر رفتم، از نتیجه می‌ترسیدم؛ بیشتر از هر چیزی نگران این بودم که نکنه مشکلی باشه و هیچ‌وقت نتونم طعم شیرین مادر شدن رو بچشم😭
اما وقتی دکتر با لبخند گفت: هیچ مشکلی نداری و همه چیز طبیعیه، انگار یک کوه از روی دلم برداشته شد😍
همون لحظه دوباره امید توی دلم زنده شد و با خودم گفتم شاید تو خیلی زود، مهمون زندگی ما بشی👼🏻
اینارو برای تو می‌نویسم، عزیزِ مامان…🥹🤍
از خدا می‌خوام روزی که این نوشته رو با هم می‌خونیم، کنارم نشسته باشی و بدونی که برای رسیدن به تو چقدر انتظار کشیدم، چقدر دعا کردم، چقدر اشک ریختم و با وجود تمام نگرانی‌ها، باز هم امیدوار موندم
اون روز دکتر با اطمینان گفت: باردار می‌شی، نگران نباش✨
نمیدونم توی همین ماه مهمون دل و جانم میشی یا چند ماه دیگه، اما یک چیز را با تمام وجودم میدونم اینکه جای تو، خیلی قبل‌تر از آمدنت، در قلب من آماده شده بود.❤️
بی‌صبرانه منتظر روزی ام که تو رو در آغوش بگیرم، و با لبخند و اشک شوق بگم:
تمام این انتظارها، تمام دعاها و تمام اشک‌ها، ارزش رسیدن به تو رو داشت👩‍🍼.
دوستت دارم، حتی قبل از اولین تپش قلبت💓🥹
شیرین شیرین قصد بارداری
روز مادر امسال برای من رنگ دیگری دارد…
من مادری هستم که ضربان کوچکی را در وجودم حس کردم، مادری که برای مدت کوتاهی دنیا را با چشمان دیگری دید، مادری که هر چند آغوشش خالی مانده، اما قلبش سرشار از عشقی است که هیچ‌وقت از بین نمی‌رود.
من مادر شدم… حتی اگر زمان بودنش کوتاه بود.
حتی اگر امروز در آغوشم نیست، یادش در رگ‌هایم جریان دارد، در رویاهایم می‌درخشد و در سکوت شب‌هایم آرام می‌گیرد.
روز مادر، روز همه‌ی زن‌هایی است که طعم شیرین مادر بودن را برای لحظه‌ای چشیده‌اند. روز مادر، روز دل‌هایی است که به عشق یک فرشته کوچک می‌تپد؛ چه آن فرشته روی زمین باشد، چه در آغوش آسمان.
امروز به خودم یادآوری می‌کنم که مادری فقط به داشتن کودک در آغوش نیست؛
مادری یعنی عشقی که آغاز شده و هرگز تمام نمی‌شود.
و من این عشق را تا همیشه در وجودم حمل می‌کنم.
روز مادر بر تمام مادران آسمانی و زمینی مبارک.
بر من…
و بر هر زنی که قلبش برای کودکی تپیده است. 💛