خانوما ی چی تعریف کنم لنا برای زردی بستری بود ۴روز من تو بیمارستان بودم ک دیدم پرستارا با چند دوربین اینا امدن تو اتاق بچه ها بعد یکی از دستگاهارو بردن بیرون بعد ک امدن ی بچه اوردن ی پسر ۱کیلو ۵۰۰ جونم براتون بگه مامان باباش صیغه محرمیت خونده بودن ک باهم آشنا بشن بعد پسره بره سرباز ک اگه از هم خوششون امد ازدواج کنن نگوو اینا با همین صیغه کارشونو میکنن دختره حامله میشه اما چون لاغر اندام بود دیده نشده بعد مادر شوهرش میگفت خواستیم بریم شهرستان همین دختره ک حامله بوده گفته منم میام شوهرشم سرباز بود بعد تو راه با پدر شوهر مادر شوهرش دردش میگیره مادر شوهرش میگفت هی ب خودش میپیچیده گفتم چته چیزی نگفته دیگه خیلی ک بهش فشار میاد داد میزنه ک بچه داره میاد خلاصه دختره تو ماشین زایمان میکنه مادر شوهر هم ناف بچرو گره میزنه میبره سریع میارن بیمارستان این بچه انقدر کوچیک بود ک با سرنگ شیر میخورد خوب بخش اصلی بابای بچه چندسالس بود ۱۸سال مامانه هم ۱۸سالش بود پرستارا میومدن میدیدن واس هم تعریف میکردن اره نامشروع تو ماشین ب دنیا امده پرستارا گفتن ۳۳هفته ب دنیا امده اخرم مامانش نمیدونست چند ماهش بوده

۱۱ پاسخ

مگه صیغه نخوندن چطور نامشروع بوده؟

کجا نامشروع بوده..بلخره صیغه کرده بودن دیگه😕

موقعی ک نطفه تشکیل شده صیغه داشتن نامشروع نیست

چرا بهش نامشروع میگفتن وقتی باهم نامزد بودن 😒

یکی از اقوام شوهرم تعریف میکرد
می‌گفت که وقتی اومدم خاستگاریش فقط ۹ سالش بوده باورت میشه!!! البته مال زمان قدیم هستا
میگفت که وقتی شوهرم دادن من هنوز پریود نمی‌شدم حدودا یازده دوازده سالش بوده که اولین پسرشو حامله میشه الان با پسرش فکر کنم ۱۱سال اختلاف سنی دارن🫢

منم پسرم واسه زردی بستری بود همین اتفاق واسه یکی افتاده بود اونم ۱۸ سالش بود

همسایه ما با بابای خودش سیزده سال فاصله سنی داشت ،

😑😑😑😑😑

عین فیلما😐

چقدر عجیب

عجیب ترین داستان زایمانی ک شنیده بودم 😂

سوال های مرتبط

مامان نازپسروتودلی مامان نازپسروتودلی ۱۳ ماهگی
توضیح تاپیک قبل:
بعدازظهر رفتم خونه خالم داییم بهشون گفته بود ک حاملم
هم از در رفتم تو گفت خاک تو سرت میگن حامله ی من چیزی نگفتم در صورتی ک خودش دخترش 1سال و 8 ماهش بود حامله شد ناخواسته خودش میدونه چقد بده اطرافیان حرف بزنن ولی همش میگفت چطوری میخای باهم بزرگشون کنی
منم خیلی ناراحت شدم هیچی نگفتم
بعد دیگه رفت سمت خط قرمزم ب آراد گفت تو چرا هنو راه نمیری 13 ماهته گفتم 13 ماهش هنو نیس ک داری میگی 13 ماه بعدم همه بچها ک مثله هم نیستن آراد از چهارماهگی میگرفتیش پاهاشو فشار میداد ب زمین بچه خودش 6ماهشه گفتم ولی محمد رضا رو میگیری پاهاشو خم میکنه پس نباید بچه رو مقایسه کرد خیلی ازش ناراحت شدم و دیگ باهاش حرف نزدم اومدیم بیرون
دخترش و دختر داییم موهای آرادو هی می‌کشیدن ک با اوناهم تند برخورد کردم ناراحت شدن
دختر داییم خورد زمین جلو زن داییم گفتم آرادو میزنی ک از تو کوچیکتره حالا خدا زدت🥲
اعصابم خورد بود ب هرکی ی حرفی میزدم
شیرخشک
فرزندپروری
غذایی کمکی
آپتامیل