۱۴ پاسخ

دقیقا همچین چیزی برای پسر من پیش اومد و یروز معلم قدشونو اندازه گرفته بود چن نفر بهش خندیده بودن که تو از ما کوتاهتری اونم ناراحت شده بود اومد گفت گفتم بهشون بگو قد چیزیه که خدا داده ادب مهمه، بعدم بهش گفتم در عوض تو هم تو کلاس از همه باهوشتری و بهش گفتم یکی چاقه یکی لاغر یکی قد بلند یکی قد کوتاه، ما نباید کسی رو مسخره کنیم

ازالان ببرش زیر نظر دکتر

در عوضش نقاط قوتش رو بهش بگو
بهش بگو همه که نباید بزرگ و گنده باشن عوضش هوش تو از همشون بیشتر و بزرگتره

سلام چجوری کلاس. اول نوشتی مگه میشه مگه. میزارن میشه ج بدی

بگو به دوستاش بگه چیزای خوب تو بسته بندی کوچیک اند😬 مثل زعفرون 😁از یه فیلم خارجی کپی کرپم این جمله رو

بهش بگو خیلیم خوبی اونا. کار بد میکنند که مسخره میکنند گناهه کار بدی میکنند

همکلاسی هاش زیادی درشتن

تو کلاس دختر منم یه دختره هست که جسش اندازه ۳ دبستانه،مادرش میگفت دکتر گفته سال دیگه ممکنه پریود بشه ،بچه همش تو رژیمه ،همه‌چیزایی که بچه های عادی میخورن براش ممنوع و حسرته،از حسودیش به دختر من که ریزه اس میگفت تو هیچکاری نمیتونی بکنی چون کوچولویی،دخترم خیلی ناراحت میشد ،یه مدت بهش یاد دادم و گفتم تو مینیاتوری هستی ،اندامت بزذگ بشی خوشگل میشه ،مربیت هم گفته هوشت از همه بچه های کلاس بیشتره و حتی میتونی مدرسه تیزهوشان بری
خودشم به دختره گفته بود تو بزرگ بشی چاق میشی من خوش اندام میشم

اقد تو مدرسه ای حرفم به من زدن که الان زندگیم خرابه

قد و وزنش ک خوبه ، اونا دیگه خیلی درشتن

خب این رسما قلدربازیه اگه اجازه میدن بری تو کلاسشون یکبار برو خودت با بچه ها کلاس حرف بزن بگو همه یه عیبی دارن کسی رو بخاطر چیزی ک دست خودش نیست نباید مسخره کرد یکی دماغش بزرگه یکی چاقه یکی چشماش ریزه همه میتونن همدیگه رو مسخره کنن.. اگه نمیتونی بری تو کلاس و معلم گوش نمیده ب مدیر بگو چون الان خیلی بچن حتی کلی حرف خوب هم بهش بزنی نمیتونه مدیریت کنه منزوی میشه ....

بگو مامان جان هرکس گفت لاغری ریزی بگو عوضش عقل وفهمم بزرگه

قدش کوتاهه یا لاغره

به معلمش گفتم میگه بچن دا عادیه این حرفا😞😞😞

سوال های مرتبط

مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۶ سالگی
پیرو تاپیک قبلی،بماند که چقد اون پسره امیرعباس به بچه من نه گفته و گفته نمیام و مامانم نمیذاره، یه روز یکی از همکلاسی های پسرم اومده بود دم خونه مون با پسرم بازی کنه، بعد پسر منم دیگه رفته پیش دوستش، این امیرعباس هم بهش برخورده و رفته به مامانش گفته پویان بیشتر با امیرعلی همکلاسیش هستش تا من،بعد که همکلاسی پسرم میره، پسرم همین امیرعباس همسایه مونو صدا میکنه ولی مامانش نمیذاره بیاد میگه اون موقع که رفتی با همکلاسیت فکر الانو میکردی 🙄🙄 اینارو امروز مامانش خودش بهم گفت، نگا توروخدا چیارو یاد بچه شون میدن و کینه و دشمنی رو، بعد اون پسره اینقد به حرف مامانش گوش میده که حد نداره ولی بچه من مارو به هیچی حساب میکنه، من وقت نکردم همون لحظه جوابشو بدم چون بچه نوزادم تو خونه بود و تنها، حالا به نظرتون به مامانش بگم ازت ناراحت شدم که بچه تو شیر میکنی که سمت بچه من نیاد چون یه بار بهش گفته همکلاسیم اومده، اینهمه خودتو و بچه ت به پسر من نه گفتین و گفته نمیاد، میدونید عادت کردن از بس بچه ساده من رفته سمتشون و صداشون میکنه،
بگم به مادره یا نه اصلا اهمیت ندم و به روی خودم نیارم؟
متاسفانه هر چی به بچه م میگم نرو سمتش، صداش نکن انگار به دیوار میگم