پارت چهارم ✍🏼🌿

اينكار باعث تأثير مثبت توى زندگیمون شد
به جرئت ميتونم بگم پس انداز كردن، منوبه يه مادر آروم تر تبديل كرد.
چون ياد گرفتم حتى با مبالغ كوچیک هم ميشه آينده رو بهتر مديريت كرد.
الان خيلى از خرج هامو راحت تر و بدون استرس پيش ميبرم
چرا چون با برنامه ريزى وپس انداز روزانه با مبلغ مشخص تعيين شده اى كه دارم
قسط هام رو به موقع پرداخت ميكنم براى سفر وخرج هاى ناگهانی آماده ام
توى قرعه كشى ها وخريدهاى يهويى اضطراب ندارم
شايد بگین اينا فقط براى كساييه كه درآمد بالا يا روز مزد دارن اما بنظرم مهم نيست چقدر در امد داریم
مهم اينه كه بلد باشيم چطور بخشى از اون رو كنار بذاريم.
مثلاً:
(فقط ١٠٪ از هر درآمد
بر فرض در آمدت ٥ ميليونه اگه روزانه نميتونى
٥٠٠ هزار ازش ماهانه كنار بذار)
همين شروع ساده مىتونه نتيجه هاى بزرگه بسازه
يا هدف کذاری كن؛ بدونى دقيقا براى چی پس انداز ميكنى اينطورى چون هدف دارى
دل كندن از پول برات آسونتر ميشه وراحتتر ميتونى از پولت كنار بذارى اين عادت ساده
چه براى خودمون و چه براى آينده ی بچه هامون، ميتونه واقعا آينده ساز باشه.
از كم شروع كن، ولى شروع كن.

تصویر
۷ پاسخ

همه اینهایی که گفتی رو تورم کشور ما رد میکنه و عملی نیست

عزیزم چیزایی گفتی برای ایران تلقی نمیشه اینجا با وجود تورما بتونی مایحتاج تو تهیه کنی گشنه نمونی کار بزرگی کردی

خیلی تاپیک های پس انداز تو دوست داشتم 😍😍😍
اما ما دیگه چیزی برای پس انداز نداریم خواهر ..
هرچی طلا پس انداز کردیم دادیم خونه 🤝
و هرچی پول و قسط داشتیم دادیم ماشینمونا عوض کردیم
و الان حقوق همسر جان ۲۰ تومن هست
ما باید برجی ۳۰ تومن قسط بدیم 🤣😍
ایشالا دوسال دیگه میوفتیم رو دور پس انداز

همه شغل شوهرشوپرسیدن خخخخ

عزیزم خیلی تاپیکت خوب بود.. میشه شغل شوهرتونو بدونم

عزیزم شغل شوهرت چیهههه؟

عزیزم شغل شوهرت چیه؟؟

سوال های مرتبط

مامان باراد مامان باراد ۴ سالگی
مامان 💙ایران💙 مامان 💙ایران💙 ۴ سالگی
اینم نتیجه یک پریز سه کاناله مخفی😂🤩🤩

امروز یه ویس گوش دادم راجب ضربه زدن بچه‌ها به مادر یا پدر

مادری بود که میگفتن بچه‌اشون تویه ۵ سالگی هنوز بهش تو شرایط خاص( مثل مهمونی، سره کار،جلساتی که مجبوره بچه‌اشو ببره و …) میاد کنارش و با دست ضربه‌ میزنه و آروم نمیشه هر چقدر باهاش همدلی میکنه

با توجه به گفتگویی که با مشاوره داشت و داشتن ریشه یابی میکردن
مادر میگفت ممکنه تقلید از دوستاش باشه که رد شد
(اکثر مامانهای اینجا میگن منو باباش اصلا اینکارو نمی‌کنیم و از بچه‌های فامیل یا دوستاشون یادگرفتن که این موضوع هم رد شده)
میدونید ریشه‌اش چی بود؟!

⭕️بی توجهی⭕️

اون لحظه‌ای که بچه شروع به اینکار میکنه مسیر توجه رو پیدا کرده
اصلا مهم نیست که خوبه یا نه( راه سریع توجه)
پس اول با بچه همدلی و بعد از محیط دورش کنید یه گوشه دنج،یه اتاق دیگه، و اونجا علت کارشو بپرسید اگر جواب نداد فقط به مدت ۱۵ دقیقه اونو بغل کنید آرامش بگیره و ممکنه پستون بزنه اما حتی دورا دور کنارش باشید و با دلایل و فکرهای دیگه سرگرمش کنید تا بتونه همراهتون شه تو اون شرایط
این مورد تویه بعضی از بچه‌ها که مهد یا مدرسه میرن هم بررسی شده
و بچه بعد از مدتی که از پدر و مادر دور میشه بعد از دیدنشون شروع به زدن و پرخاش کردن میکنه
اگر بتونید روزانه فقط ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بچه رو بغل کنید و در مورد دوست داشتنش صحبت کنید و بگید که وقتی نیست به اون فکر میکنید و دلتون براش تنگ میشه و همینطور به این فکر میکنید که وقتی برمیگرده ،چه صحبتهایی بکنید و یا چه بازیهایی

اینجوری بچه آرامش میگیره

ممکنه چند روز زمان ببره اما نتیجه‌اش واقعا لذت بخشه😍✌🏼

من انجام دادم و خیلی خیلی راضی هستم❤️❤️✌🏼✌🏼
مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
همسرم خیلی وقته مخالف بچه دومه
تا همین چند ماه پیش، قبل ج ن گ باهاش حرف زدم و کمی( فقط کمی) راضیش کردم که شاید تو ۴_۵ سالگی آوا اقدام کنیم برا بچه دوم
تا اینکه این بحران ۳ سالگی آوا شروع شد
اعصاب برا من و علیرضا نمونده...
از طرفی این وضعیت جامعه و کشور
دیگه همسرم الان به شدتتتتتت مخالف سرسخت بچه دومه و جای بحث هم نذاشته!
خودمم احساس میکنم دیگه بدنم کشش حاملگی ( تازه اینبار با یه بچه و کلی مسئولیت بیشتر ) و استرس زایمان و ضعیف شدن بدن بعد زایمان و دو سال شیردهی رو واقعا نداره ( با اینکه من واقعا بارداری و زایمان به شدت راحت و خوبی داشتم و بهترین روزای زندگیم بودن )
و با بزرگ شدن آوا میبینیم که رفته رفته مسئولیت و اذیت و فکر و خیال بچه بیشتر میشه
واقعا احساس میکنم اگه یه بچه دیگه هم بیارم باید کامل خودم رو فراموش کنم و فقط بچه بزرگ کنم
و من اینو نمیخوام !
دلیلم برا آوردن بچه دوم این بود که آوا تنها نمونه
ولی الان نظرم اینه که منم آدمم !! منم میخوام زندگی کنم 
تازه آوا داره کم کم از اب و گل درمیاد و میخوام دوباره کلاس نقاشیم رو از سر بگیرم
، کلاس موسیقی ثبت نام کنم ، کنکور ارشد شرکت کنم و کلی برنامه و هدف برا زندگیم دارم و با بچه دوم باید همه اینا رو کامل بذارم کنار و بشینم دوباره بچه بزرگ کنم ( با اینکه خانواده ام مخصوصا مامانم خیلی خیلی کمکمه ، بعضی وقتا مادرشوهرم کمکمه)
ولی نمیخوام مسئولیتم دوبرابر بشه
نظرم با همسرم یکی شده ؛ که آوا تک فرزند بمونه همین یه بچه رو بزرگ کنیم ولی با کیفیت بزرگ کنیم 
همه امکانات و خرید ها و توجه و محبت و پول و ... فقط برا خودش باشه
فعلا تصمیم اینه ؛نمیدونم شاید دو سه سال بعد نظرمون عوض شد
مامان طلا مامان طلا ۴ سالگی
سلام مامانای نازنین امیدوارم حالتون خوب باشه. این تایپیک اختصاص داره به مهد کودک رفتن کوچولوهامون.

چرا مهد رفتن تبدیل به استرس میشه…

خیلی از مامان‌باباها با این صحنه آشنا هستن: بچه‌ رو می‌بری مهد، تا می‌خوای بری، اشک و جیغ و چسبیدن به پاهات شروع میشه!
حالا اگه کوچولوی ما توی طیف اتیسم باشه یا اضطراب و حساسیت بیشتری داشته باشه، این ماجرا ممکنه طولانی‌تر و سخت‌تر بشه.

🔹 سن مناسب مهد رفتن چنده؟
معمولاً از حدود ۱۸ تا ۲۴ ماهگی می‌شه به آرامی کودک رو با مهد آشنا کرد. اما مهم‌تر از سن، آمادگی کودک و شرایط خاصش هست. برای بچه‌های طیف یا با مشکلات گفتاری، مهد رفتن حتی می‌تونه کمک‌کننده باشه چون مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی‌شون بهتر تقویت میشه.

🔹 اگه کودک هنوز گفتار نداره یا کم حرف میزنه، مهد رفتن به مشکل می‌خوره؟
نه! اصلاً نگران نباشید. خیلی از بچه‌ها توی طیف اتیسم یا با تأخیر گفتاری، اولش ارتباط کلامی کمی دارن ولی مهد رفتن و بودن در جمع بهشون کمک می‌کنه تا بتونن مهارت‌های زبانی و ارتباطی‌شون رو تقویت کنن. مربی‌های خوب هم معمولاً با روش‌های غیرکلامی و بازی‌های مخصوص این بچه‌ها آشنا هستن و کمک می‌کنن بچه راحت‌تر ارتباط برقرار کنه.

🔹 چطوری کمک کنیم بچه به مهد عادت کنه؟
1. شروع تدریجی: از چند ساعت کوتاه شروع کنید، کم‌کم زمان رو زیاد کنید.

2. شیء یا بوی آشنا: یه اسباب‌بازی کوچیک یا روسری مامان با بوی خودش، حس امنیت میده.

3. آشنایی قبل از شروع: یکی‌دو بار با هم برید مهد، فقط بازی کنید، بدون اینکه جدا بشید.