۹ پاسخ

رفتم دکتر دکتر تایید کرد پسرم اوتیسمه من نفهمیدم چجوری رسیدم خونه

اوووه تا دلت بخواد مخصوصا بعد ازدواج

من خیلی از حرفای شوهرم
مثلا امروز مادر بودنمو زیر سوال برد

ی بار توی نامزدی
دوس دختر قبلی شوهرم بهش پیام داده بود شوهرمم جواب داده بود من گوشیش چک کردم اما نمیخاستم ب روی خودم بیارم .اخرم گفتم بهش و دعوا کردم
ولی خیلی جلو جمع خودم نگه داشتم

اره مثلا الان دیدم شوهرم پناه برده ب فیلم دیدن درصورتی ک من همیشه گوشی ب دست درحال فیلم دیدنم اون علاقه ای نداره گفتم چیشده فیلم باز شدیه یهو پرید بهم میخوای چکار کنم ن بیرون بزنم ن برم تو گوشی ن فیلم ببینم پ چکار کنم ولی من فقط میخواستم شروع ب حرف زدن کنیم منم بهش گفتم دهنتو ببند بهترم میتونی حرف بزنی ولی خیلی حالم بد شد قلبم شکست

اره خیلی شده قبلنا خواهر شوهر و مادر شوهر جدیدا هم حرفای همسرم بخاطر بچه یه بار دعوامون شده بود سمت بچه نرفتم بچه رو برداشت گفت مادر نداری مرده که سراغت نمیاد از دلم بیرون نمیره هروقت یادم میفته بغضم میگیره

اصلا کلا بعد زایمان از زمین و زمان شاکی میشه مسائلی که از نظر تو مهمه از نظر دیگران مسخرس

ت. دوران بعد زایمان تا دلت بخواد این اتفاق میفته

خودت بکوووو

سوال های مرتبط