۶ پاسخ

خدا برات حفظشون کنه عزیزم سایه پدر مادر بالاسرشون باشه

ماشالله چقدر نازن دخترات ، وای چقدر کوچیکه بامزه دلم رفتش، کاش نزدیکم بود یکم بغلش میکردم

آدمیزاده دیگه والا گاهی آدم می بره از دست این بچه ها
دختر من وحشتناک‌ شیطونه گاهی خیلییی دیوونم می کنه دعواش می کنم

كلا بچه از پدر انتظار نداره داد بزنه بهشون بگو خودشو كنترل كنه اين كار كار مادره نه پدر كه بخواد بين بچه دخالت كنه

بلاخره پدره ولی خوب اینکه بعدش از دلش در میاره طوری نیس

عکسشو پاک کن بنده خدا

سوال های مرتبط

مامان ⚡️پِسَرَم⚡️ مامان ⚡️پِسَرَم⚡️ ۳ سالگی
شده تاحالا بخاطر اینکه همچین بابایی برای بچتون انتخاب کردین احساس پشیمونی و عذاب وجدان داشته باشین؟

شوهرِمن ،همسر و بابای بدی نیست

ولی وقتی خسته باشه و عصر نخابیده باشه دیگ کامل رد میده 😐

امشب پسرم خیلی بهونه گیری میکرد چون باباش دراز کشیده بود و سرش تو گوشی بود
اینقد رفت بالاسرش وجیغ زد و پرید روش ک محلش بذاره ولی شوهرم هی میگفت خیلی خستم ،آرومش کن سرم درد گرفت و فلان

منم گفتم محل من نمیذاره فقط تورو میخاد منم گرفتار شام درست کردن شدم

کلا با صدای جیغ پسرم
سریع عصبی میشه و واکنش نشون میده

پسرم یهو پرید رو باباش آرنج شوهرم خورد تو سرش، شوهرمم هی داد و بیداد چرا نگرفتیش کله ش داغون شد و فلان یهو گوشیشو پرت کرد سمت دیوار!!!!

پسرمم غش کرد از گریه بیشتر ترسیده بود ، منم امپرم رفت بالا گفتم مگ من چقدر میتونم بگیرمش،صبح تا شب پیشمه
اون باباشو میخاد نه من

نمیتونم همش حواسم پیشش باشه که
منم گرفتارم کار دارم
در کوبوند و رفت
(انگار مثلا من خیلی برام مهمه😒😒ولی کاش بچتم میبردی😂)

همش از این ناراحتم ک پسرم هم یادگرفته وقتی عصبی میشه جیغ و داد میکنه ،در هارو میکوبونه بهم ،وسایل پرت میکنه 😭😭😭😭
مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۴ سالگی
مامان شادمهر مامان مامان شادمهر مامان ۴ سالگی
سلام عسلا خوبین؟
شاید خیلیاتون نسرین اقوامی مربی فرزند پروری رو نشناسین من خیلی دوره های ویبینارشو شرکت کردم تا جایی ک تونستم پستای اینستاشو نگاه میگنم ولی امشب کلا فرق داشت شاید میخاست ی تلنگر بشه امشب خیلی گریه کردم واسه وقتایی ک الکی سر پسرم واسه ی چیز کوچیک داد زدم یا چند روز پیش مهمون داشتم تو اوج کارا و خستگیم اومد شکلات برداره گفتم دندونت خراب میشه لجبازی کرد و زد ظرف شکست اینقد خسته و عصبی بودم ک دستم بشکنه زدمش ناخوداگاه واسه وقتایی ک از شوهرم عصبی بودم سر بچم خالی کردم تو دوران پریودی بودم هورمونام بهم ریخته بود ی چیزی بهش گفتم شایدم زدمش
چیزی ریخته رو فرش به بچه ی کسی زده عصبی شدم دعواش کردم سرش داد زرم کسی چیزی بهش گفته چون نتونستم به طرف چیزی بگم سر بچم خالی کردم و.........
امشب پست نسرین تلنگر قشنگی بود واسم ی لحظه مکث کن نگای دستای کوچولوش کن اون دستا جز تو پناهی ندارن نزار از تیگه گاه امنش وحشت داشته باشه چیزی بریزه رو فرش چیزی بشکنه دیوار خط خطی کنه هزار کار دیگ کلش تو پنج دقیقه تمیز میشه ولی رفتاری ک تو اون لحظه بکنی اعتماد به نفسشو میگیره
یا داد میزنه تو بدتر سرش داد نزن بچه تو اون لحظه میگ یا ی چیزی خیلی کمه یا ی چیزی زیاده یا توجه نمیکنی چون نمیتونه خوب حرف بزنه ک منظورشو برسونه
مغز بچها تا پنج سالگی مثل ابر جذابه حتی اگ نبینه مینونه حس کنه و جذب کنه تا پنج سالگی شخصیت بچه شکل میگیره کاش جوری رفتاز کنیم ک میخایم ۱۸ سالگیش تربیت و رفتارشو ببینیم
من به خودم قول دادم هنوز دیر نیست میتونم رو خودم کار کنم و ی لحظه مکث کنم شاید جلو خیلی رفتارای بد بگیرم