۱۲ پاسخ

من صفر تا صد با خودمه فقط ماهی یه ساعت پیش مامانم میزارمش بخاطر لیزر

من بالاسر مادرشوهرم اینام خونوادمم خیلی دورن ازم
نه بابا کمک چی... من ازشون هیچوقت کمک نگرفتم
فقط ماه های اول دروغ نباشه چندباری خواهر شوهرم ظرفامو شست اونم شوهرم ازش خواست
الآنم شوهرم ک خونه باشه شاید بچمو ببره بذاره پایین که والا اصلا راضی ازین کارش نیستم

منم ندارم. خواهرم هست مجرده ولی شاغله. هر چند روز میاد دو سه ساعتی پسرمو میبره نگه میداره کارامو بکنم. بیشتر همسرم کمک میکنه نگهش میداره. وگرنه منم همین تنهام. اگه مادرشوهرم خوب بود منم ترجیح میدادم همش برم پیششون تا خسته نشم. ولی هیچی بلد نیست. اگه برم باید کار ۳ نفر دیگه هم بیفته گردنم

نه عزیزم کمکی ندارم ازاول تنهابودم

من کمکی دارم و خوشبختانه بچه ها هم عادت کردن از اول پیش همه میمونن

خودم تنها مادرشوهر و پدر شوهر فوت کردن مامانم اینام شهرستانن

من تک و تنهام. ماه به ماه یک هفته میرم خونه مامانم اینا. اما کل یک ماه دست تنهام تا اینکه شب همسرم بیاد یکی دو ساعت اون کمکم میکنه

نه من هیچ کمکی ندارم خودم کارهامو میکنم همسرمم یا سرکاره یا خوابه ،جمعه ها میرم خونه مامانم انقد پسرم اذیت میکنه هرلحظه دوس دارم برگردم خانواده همسرمم ی شهر دیگن

من هفته ای یه بار خونه مامانا میرم یه وعده. باقیش خونم. شوهرمم باشه کمک میکنه واقعا

نه دست تنهام از ده روزگی پسرم الان ام رو به موت دراز کشیدم چون کار خونه کردم حموم رفتیم شام گذاشتم ظرف شستم خلاصه لباس کلی جمع جور خوابم گرفته هنوز برنج بزارم بادمجون سیب زمینی سرخ کنم بشورم گاز پاک کنم میوه وچای اوووف کلی مونده

من تنهام تا 11 ماهگی دخترم من خونه بابام بودم کلا، حتی 9 ماه حاملگی و تو بگیر من دو سال خونه بابام بودم، کلا حتی وسیله هامم جم کردم اوردم، مستاجر بودم
بعد از 11 ماهگی من امدم خونم و تا الان تنهام، اگ واکسن بزنم یا مریض باشم باز میام جای مامانم وگرنه ک خونمم

من که مادر شوهر ندارم پدرشوهرم همچنین
خانواده خودمم دورم
از ۲۰ روزگی پسرم تنها بودم و دست تنها تا به حال
البته اینم بگم شوهرم خیلییییی کمکم میکنه

سوال های مرتبط

مامان عزیزدل مامان عزیزدل ۱ سالگی
#درد و دل
خانما خیلی احساس کمبود میکنم اصلا نمیرسم به هیچ کاری مثل دختر بچه های 5 . 6 ساله ام همش وایمیستم رو سر اینو اون که کار کنن من نگا کنم تنها کار مفیدم نگه داشتن دخترمه اونم به شددددددت به من وابسته ست انگار یه دختر 5 ساله ام که عروسکشو همه جا بغل میکنه و راه میره! نه غذا درست میکنم نه کاری بلدم یکم که صدای گریه ی دخترمو بشنوم کلا قاطی میکنم اینقدر هول میشم اسم خودمم یادم میره 24 ساعت رو سرشم 21 سالمه شاید بی تاثیر نباشه ولی مجردی مامانم هیچ گونه کاری نمیزاشت من انجام بدم فقط درس و درس هنوزم درس میخونم البت
الان اسباب کشی داریم شوهرم صبح خسته شد دیگه میگفت تو با بچه برو خونه ی مامانم من خودم همه ی کارا رو میکنم شما دو تا فقط دست و پا گیرید! یا قبل به دنیا اومدن بچه میرفتیم مسافرت هممممه ی وسایل رو دوش شوهرم بود من خودم تک و تنها راه میرفتم کلیم غر میزدم که خسته شدم.
در حال حاضر از خودم متنفرم خیلی احساس بی کفایت بودن دارم نمیدونم باید چیکار کنم انگار دست و پامو بستن هیچ کاری بلد نیستم
#شیرخشک #شیرمادر#رفلاکس #اسهال