۱۵ پاسخ

ای بابا یه بوسه دیگه😑 چیه جدیدن مد کردین😂 درسته باید به بچه حریم یاد داد اما دیگه از اونور بوم نیفتید

این سوسول بازیا چیه

آفرین 👌

بابا بذار بوسش کنن علاقه و دوس داشتن باشه منکه هرچقدم ازشون بدم بیاد هروقت بریم خونه شون میگم ایهان بدو دست مامان جونو بابایی و ببوس .از ته دلمم میگم ‌.وه خیلیییی خوشحال میشن چون نوه شونو اندازه پسرشون دوس دارن

بنظرم کار خوبی نکردی .ببین گاهی حرف مشاوره ها بد نیس اما دیگه برا بعصی چیزا شورش در اوردن البته ک منظور اونا این نیس ک مادر و مادر بزرگ هم باید اجازه بگیرن منظور فامیل های جنس مخالف و درجه ۳ یا ۴ و اینا .بهتره ب بچه هامون یاد بدیم وقتی میریم خونه مادربزرگشون چ مادر خودمون چ مادرشوهرمون باید برن سلام کنن و دست بدن و بوس کنن پدر بزرگ مادر بزرگ رو این هم صمیمی میشن باهاشون هم ادب بچه در مورد ویروس هم خاهر جان تو ک رفتی خونش پیششون غذا اونجا خوردی آب خوردین اگر ویروسی باشه همینطور هم آدم میگیره فقط با بوس انتقال پیدا نمیکنه

حالا من این مشکلو با بابام دارم دخترم بوسش نمیده بابامم هی غصه میخوره تهدید میکنه ک دیگه نمیام خونتون میرم بابا بزرگ یکی دیگه میشم هی تو دلم حرص میخورم از کارا بابام خب بابا بچه اس نمیخاد بوس بده ول کن دختر من خیلی سلیطه تشریف داره اگه ب زور بوسش کنن پدرشونو در میاره

عجیب و جالب

پسر من نمیزاره یعنی یاد دادم کسی هم به زور بوس کنه جیغ و داد راه میندازه طرف دفعه بعد نمیگه

حرفت درسته ها اما به زور که نمیخواد بچه رو بگیره و بچلونه و ماچش کنه

حالا اگه بچه هم نخواد که دیگه هیچ بوس تعطیله

وقتی میبینی خودش میگه نه اصلا دخالت نکنه خودتو بزن اون راه بزار جواب نه رو از خودش بشنون ضایع شن دختر منو پسر جاریم اذیت میکرد من هعی پیگفتم مبشدم آدم بده یبار تو جمع دخترم داد زد سرش همه فهمیدن

چ مادرشوهر پرویی من دخترم هنوز خوب حرف نمیزنه ولی مادرشوهرم اوندفع گف بوس میدی گغ نه مامان نه گفت مامان گفته بوس ندی گفت آره

من میگم بزار برسه بعدا بوس میده
گاها بزرگترا درکی ندارن و حرفای مارو با بددلی تعبیر میکنن


مادرشوهر من صبح تا شب خونشون باشیم
سمت بچه ها نمیاد
اخرشب وقتی لباس پوشیدیم برگردیم
گیر میده بوس بوس
بچه ها هم نمیرن
میگه اصلا منو دوس ندارن بچه هات

میگم خسته هستن دیگه
صبح تا شب نشستی
الان وقت خواب و گریه خدافظی بوس میخوای

درست بوده حرفت 🤞خیلی وقتا چون بزرگترها بلد نیستن یا توقع زیاد دارن میخوان حتما حرف حرف خودشون بشه .اینجور موقع ها بیشتر میگم الان بازیش میاد یا یکم بگذره خودش میاد سرگرم بازیه و از این جور حرفا کمتر پیله میکنن

من این مشکل هم با خانواده خودم هم همسرم دارم

این‌مشکلو مام داریم؛میریم خونه مادرشوهرم همسرم هی میگه بدو ببوس؛هی میگم بابا زورش نکن

سوال های مرتبط

مامان رادوین مامان رادوین ۳ سالگی
اونروز با پسرک طبق معمول رفتیم پارک سرخیابون
وتا رسیدیم انگار که هزاااارساله پارک نیومده یه هوراااااییییی سرداد
منم از خجالت اینور و اونور رو نگاه کردم و مثل مامانای قدیمی لبمو گزیدم که اِ وا بچه چرا همچین میکنی اخه جلو مردم زشته🫦
(شوخی میکنم)
خلاصه مث پرنده ای که از قفس رهاشده پرید سمت سرسره ها
بعداز یکمی بازی چشمش به یه دختر که همسن و سال خودش بود افتاد اول ایستاد روبروش نگاش کرد بعد دلش میخاست بغلش کنه ولی در اخر یه لپی ازش کشید و ختم بخیر شد ماجرا🙃
بچه ها اومدن سمت سرسره من و مامان اون دختره سمت هم اومدیم و یکمی مشغول صحبت شدیم ازم پرسید به بچت زدن یاد دادی؟ منم زدم پشت دستم و با یه لحن متعجبی گفتم اِ وا بمن میاد به بچه از این چیزا یاد بدم ؟ (شوخی میکنم) بهش گفتم من برخلاف نظر روانشناسا به بچم گفتم هر کی زدت بزنش و اگه حس کردی کسی داره اذیتت میکنه از حقت دفاع کن
گفت منم همینطور ولی به بچت میاد بزنه و از پس خودش بربیاد
خندیدیم 😊
گرم صحبت بودیم و از بازی بچه ها کیف میکردیم نمیدونم چیشد بچه من تمام بچه های پارک رو بیخیال شد اَد رفت اون دختره رو زد
من و مامان اون دختر هر۲ این صحنه رو دیدیم و رفتیم سمت بچه ها
به بچم گفتم مادر چرا زدی گفت بچه ها هُل دادن(یه بچه نوبت بالا رفتن از سرسره بچه من رو گرفته و بچه من حرصی شده بود و به اولین نفری که رسیده تلافی دراورده)
خلاصه تو دلم گفتم مادر توکه از این کارا نمیکردی این دفعه هم آبروداری میکردی بچه🤣
خانمه برگشت بهم گفت دیدی گفتم 🫡🙃
خلاصه که فهمیدم نباید پشت بچه دراومد و بگی نه اهل هیچی نیس
چون واکنش بچه ها غیرقابل پیش بینیه یهو دیدی همون لحظه شد😆
واسه شما هم افتاده از این اتفاقا؟
#فرزندپروری سونوگرافی انومالی غربالگری پوشک
مامان دختر گلی🌷❤️🥹 مامان دختر گلی🌷❤️🥹 ۲ سالگی
سلام مامانا دخترم التهاب روده داره و دکتر گفته احتمال زیاد حساسیت به پروتئین گاوی داره و نباید پروتئین گاوی مصرف کنه و خیلی چیزای دیگه....دیشب رفتیم خونه ی مادر شوهرم بهش گفتم دیگه نباید ی سری خوراکی ها رو بهش بدیم و ....هرچی از دهنش دراومد بهم گفت...گفت شما نمیذارید بچه وزن بگیره برا چی بردید دکتر ازش ازمایش گرفتید لاغر شده؟ بمیرم واسه بچم(شوهرمو میگفت) میره کار میکنه تو پولاشو میدی دکترا....ماهی سه دست لباس میخری واسه بچه چرا انقد ولخرجی میکنی...دکترا گوه خوردن گفتن اینجوریه هرچی گفتن دروغ گفتن هرچی دلمون بخوادو باید بهش بدیم بخوریم جون بگیره...آزمایش ها هم دروغ میگن...ینی این زن هیچی حالیش نیست انقدر اعصابم خراب شد که حد نداره....همسرمم نمیذاره خونه بشینیم همش میگه بیاید بریم یا میگه دخترمو بده ببرم شب میارمش اما من نمیخوام تنها دخترم بره اونجا دور از چشم من هرچی دلشون میخواد بهش بدن.چیکار کنم بنظرتون؟شما بودید جواب مادرشوهرتونو میدادید؟من هیچی نتونستم بگم....😭