۹ پاسخ

عززززیزم❤️❤️

منم امروز خیلی با دخترم دعوا کردم

همه مون همینیممممم
با این مشکلات و اعصاب خوردی ها

خدا حفظش کنه واست ان شالله عاقبت بخیر بشه❤️

😓ما خیلی بخاطر شوهر و آدمای اطراف که نفهم هستن که بچمون آسیب رسوندیم خدا مارو ببخشه که دیوار کوتاه تر این طفل معصوم ها پیدا نکردیم 😔

منم دخترمودعوا کردنی زودمیادبغلم میکنه میگه ببخشیدناراحتت کردم بازبون خودش میگه تکارنمیکنم یعنی تکرار نمیکنم من هنونجا دهنم بسته میشه به خدا
ماهاییم که باعث عصبی بودن بچه هامون میشیم من اون روزایی که خودم ارومم بچه ها هم ارومن ولی اون روزایی که عصبی ویرخاشگرم دقیقا اونام هموننن

آره طفلکا
پسر منم هر 5دیقه میاد منو بغل می‌کنه فشار میده بوس می‌کنه میگه مامان بخند وقتی میخندم میگه مامان خندید من خوشحالم
منم بعضی موقعا سرش داد میزنم🥺

آخی
منم دیشب دخترم عین آدم بزرگا بغلم کرد اینقدر تنها بودم و دلم بغل میخاست که خدا میدونه خواب بود بیدار شد یهو منو بغل کرد یه دو دقیقه ای انگار همه دنیا رو داشتم تو بهشت بودم کلی گریه کردم
منم خیلی عصبانیتم رو سر طفل معصومم خالی میکنم خدا نبخشه منو
ولی هرسری کلی حالم بدتر میشه 😭😭😭

عزیزمممم

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی ها مامان جوجه رنگی ها ۲ سالگی
دیشب هم دخترم دل درد داشت هم برای کار خودم رفتیم بیمارستان
داخل بیمارستان پسرم با گوشی بازی میکرد دخترم از دل‌درد بی قراری میکرد و گریه میکرد
یه زنکیه هی چند بار رو ب دختر 18ماهه من می‌گفت هیس هیس من فکر کردم مونشی چیزیه ب خدا حتی دستمو گذاشتم رو دهن بچم ک گریه نکنه کسی اذیت شه
ما رفتیم جلو در اتاق پزشک منتظر بودیم نوبتمون سه بریم داخل یهو همون زنیکه اومد یهو گفت شما شعور تربیت ندارید چیه پشت هم توله پس می‌ندازید شوهرم گفت شما پزشکی زنه گفت ن شوهرم گفت پرستاری گفت نه یهو شوهرم عصبی شد گفت پس باید فرهنگ اینو داشته باشی بچه اگر گریه می‌کنه میاد بیمارستان ینی مشکلی داره نباید ب یه بچه هی بگی هیس
زنه‌شروع کرد چرت و پرت گفتن و بی احترامی کردن
اره شما از دهات اومدین فقط بلدین توله پس بندازید بیمارستان جای بچه نیست و از این چرت و پرتا
شوهرم باهاش دهن ب دهن شد من شوهرمو کشیدم کنار ک چیزی نگه پشتمو کردم ب زنیکه
یهو اومد با دست محکم زد پشت من گفت دیگه توله هاتو نیاری بیمارستان ها ک اعصابم خورد شد زدم تو گوشش
اونم زدتو گوش من ک من دستم ب موهاش افتاد
شروع کرد هرچی دلش خواست گفتن و شوهرمو زدن چون شوهرم جلوی من وایستاد ک زنع منو نزنه
دیدم یهو از بازوی دخترم گرفته میگه الهی بچت برا زیر گل اعصابم خورد شد یه فوهش بد دادم بهش
زنگ زد ب 110اومد بیمارستان
جلو مامور میگه زنش معلوم نیست زیر چند نفر خوابیده تا بهش گفتم توله تو نیار بیمارستان بهش برخورد
اینقدر حرصم گرفتا