۷ پاسخ

ببخشید مشکل بچه من تنگی مجرا داره میشه بگیذ شما چیکارکردین خوب شد

ای بابا چه بد خدا بهت صبر بده خیلی ناراحت شدم حالا اشکال ندارع سعی کن بچت پیش مادر خودت بزاری من ب غیر مادرم ب هیچکس اعتماد ندارم

عزیزدلم اعصابم خرد شد
حتما ب شوهرت بگوووو باید درجریان باشع

خوب میزاشتیش پیش مادره خودت

یا خدا چه بی وجدان 🤐🤐🤐

اول شما مطمئن شو که خواهر شوهرت راستشو گفته بعد اقدام کن

موضوع ازپسرت بپرس بعد واکنش نشون یده ب مادرشوهرت بفهمون ک بچه ۵ ساله زدن ندارخ

سوال های مرتبط

مامان محمد پارسا مامان محمد پارسا ۳ سالگی
مامان دونه انار بهشتی مامان دونه انار بهشتی ۳ سالگی
شمام ب بچتون زیاد نکن نکن میکنین؟؟؟
الان ک از پوشک گرفتم بچمو مثلا یهو موقه جیش کردن دس میزنه ب اندام خصوصیش بعد تا میگم نکن زود دستشو میزنه لباسش پاک میکنه
منم مدااام درحال شستنم نمیتونمم بندازم تو ماشین
بعد عصبانی میشم داد میزنم واقعا دست خودم نیس اخه
سرویسمونم تو راهروعه
خونمونم با مادرشوهرم مشترکیم فقط بین دو طبقه یه تخته فیبر زدیم
اینم ک هررچی از ما میشنوه ک ب بقیه میگه ب کنار
بعد پسر من دیر میخوابه اینم ک خب سنش زیاده زود میخوابه ماهرسری میریم دسشویی سروصدا داره بهرحال
امروز هررچی ب پسرم گفتم پاشو بریم پیپی کن نکرد
اخر نیم ساعت پیش کرد ک مادرشوهرمم باصدای بلند ک اینا همش ۱داشون میاد و فلان
والا نمیدونم چیکار کنم
بچه اس دیگه دست من ک نیس
منم سر همین مسئله ک این میشنوه و گزارش میده ب عالم و آدم خیلی استرس میگیرم اینم دست خودم نیس کلا استرسی هستم
متاسفانه هورمونامم بهم ریخته یه هفته پاکم یه هفته پرید
تو اون یه هفته پاکی هم ک عصبی هستم
😩😩😩😩
مامان سید کوچولو مامان سید کوچولو ۳ سالگی
سلام چطورین
مادرشوهرم برای بچه های خواهرشوهرم اسباب بازی خریده تو خونه خودش گذاشته ک وقتی میان بازی کنن ، یکی دوباری که پسرم با شوهرم رفتن اونجا ، پسرم دوتا ماشین کوچیک دربو داغون با خودش آورده
پریشب رفتیم خونه مادرشوهرم ، پسرم گفت مامان جون ماشین میدی بازی کنم مادرشوهرم گفت ندارم مامان یکی دادم بردی خونتون ، بقیه اسباب بازی ها رو هم دادم ب پسر عمه هات بردن خونشون برای اونا بوده (خودش همه رو خریده ) پسرم رفت تو اتاق یدونه ازین پمپ بنزینای کوچیک اورد بازی کرد بعد موقعی ک میخاستیم بیایم پسرم گریه میکرد ک اونو هم با خودش بیاره من خودم بدم میاد پسرم جایی بریم چیزی بیاره ، تا حالا هم اینکارو نکرده ، مگه یکی دوبار خونه مادرشوهرم خلاصه اون شب پسرم گریه میکرد ک میخام بیارمش من هی میگفتم نه ، یهو مادرشوهرم رفت سمت پسرم اون میکشید پسرم میکشید انقددددد ناراحت شدممممم هی میگف این مال امیر حسینه میاد گریه میکنه و محکم از دست پسرم میکشید ، منم پاشدم پمپ بنزینو از دست پسرم گرفتم گذاشتم تو اتاق و اومدم
یکی دوتا ماشین کوچیک کهنه هم خونمونه اونارو هم میخام بفرستم خونشون شوهرم میگه ولش کن اون همه اسباب بازی برا اونا خریدن دوتا ماشینم پسر ما اورده ، ولی من از رفتارشون ناراحت شدم ، دوتا ماشین کهنه ارزش نداره واقعا که اینطوری رفتار بکنن