۱۰ پاسخ

سلام طبیعی زایمان کردی بچت چیه

عزیزم دخترتو کدوم دکتر میبری ت بم

یسنا مهرالحسنی عملت کرد؟سخته سزارین؟

خوبه حالا من پسر حاملم شوهرم تا قبل تعیین جنسیت کشته مرده دختر بود همش میخاست دخترشه بچه😞😁

چه برادر شوهر عقب افتاده ای ، تو هزارو چهارصد سال پیش جاهلیت مونده ، زنش زایید یه چاقو هدیه ببر براش بگو بده شوهرش سر بچه رو ببره چالش کنه با این تفکرش دخترش دنیا نیاد بهتره

ای بابا نسل این ادما مگه منقرض نشد....اخه بگو دایناسور تو خودت پسری چه گلی به سر خونواده ت زدی الان که داری سر زنت داد میزنی این مردا یه درد پریودی ام نمیتونن تحمل کنن بعد تعیین تکلیف میکنن...خداروشکر جمعیت نر کم شده ما زنها داریم دنیا رو میگیریم🤣🤣🤣🤣🤣🤣

خدا باید بچه اینارو بده به کسی که ارزوی یه بچه دارن اینا لیاقت ندارن یکی از فامیلای ماهم همینجوره

بعضیا خیلی ناشکری میکنن
بگو یه پسر داری بسه میخا تخت پادشاهیت رو بهش بدی
انقد بدم میاد ازچنین کسایی

خدا اجرت ازجای دیگه میده🥹

همیشه همینه دلمون برای همه میسوزه اما هیشکی دلش برای ما نمیسوزه😅

توجه نکن شما کار اشتباهی نکردی انسانیتت رو نشون دادی
اگه دوست داره مثل یه جاری عامی رفتار کنه بذار تو حال خودش باشه

سوال های مرتبط

مامان آر‌وید🥹♥️ مامان آر‌وید🥹♥️ ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم♥️
دیگ دوش گرفتم و اومدم بیرون به مامایی ک همراه دکتر بود پیام دادم گفتم من کیسه آبم پاره شد دارم میرم بیمارستان ، سریع لباس پوشیدیم و همین جوری ک از من آب میرفت راهی بیمارستان شدیم حالا این وسط من ریلکس ولی مامانم به شدت هالش بد شده بود شوهرمم هول کرده بود دیگه تو راه با رویان برای خون بند ناف هماهنگ کردم ک بیاد به ناخن کار و مژه کارم خبر دادم ک دارم میرم زایمان وقتم رو کنسل کردم تو گهواره پیام گذاشتم که برام دعا کنید و رسیدیم جلو در بیمارستان - شوهرم رفت ویلچر آورد من نشستم روش خودش رفت ماشین رو پارک کنه اینقدر مامانم هول شده بود ک نمیتونست ویلچر رو هدایت کنه اینقدر منو زد به در و دیوار که بلند شدم خودم رفتم سمت تریاژ مشخصات و اینا رو دادم و اونا منو بردن بالا😅
اونجا هم بهم ان اس تی وصل کردن و یه خانم زارعی نامی بود گفت شلوارت رو در بیار میخوام مایعنه کنم( من همین جوری داشت ازم آب میومد) گفتم نه اصلا من میخوام سزارین بشم دیگه هرچی گفتم کفت باید معاینه بشی نمیشه منم خیلی میترسیدم اینقدر خودم رو سفت کرده بودم که دستش توم گیر کرده بود 😅 بعد گفت لگن خوبی داری برو طبیعی
گفتم عزیزم من اومدم اینجا ک تحت هر شرایطی منو سزارین کنید من بمیرمم طبیعی نمیارم که دیگه هیچی نگفت و
مامان ماهلین مامان ماهلین ۳ ماهگی
من با آرامش گفتم برو بالا. درد ندارم این درد که درد زایمان نیست. زنگ زدم همسرم گفتم بیا خونه که درد دارم اومد دید دارم راه میرم. لباس جمع میکنم گفت مگه نگفتی درد داری چرا راه میری گفتم راه نرم گفت فاطمه درد زایمان نیست تورو خدا. ول کن الان میریم باز یه روز بستری مرخص میکنن گفتم ماما گفته برید بیا حداقل تا همین بیمارستان نزدیک خونه بریم جای که من میخواستم برم برای زایمان 1ساعت راه بود خلاصه آماده شدم زنگ زدم مادر شوهرم. رفتم همه اومدن ذوق داشتن بردار شوهرم جاری. ماشین پر من ناراحت که جا نیست من راحت نیستم. منظورم به جاریم بود که ت نیا. خلاصه رفتم ماما گفت راز بکش معاینه کنم. دراز کشیدم گفت شل کن شل کردم. معاینه کرد گفت آفرین5سانتی که داره 6میشه همین الان سریع برو زنگ زدم ماما همراه گفت برو کار های بستری بکن منم میام. رفتیم بیمارستان تا بستری . بشم ماما بهم پیام داد موقع درد. مثل این که گل بو میکنی نفس بکش از بینی بکش از دهان بده بیرون خیلی خوب بود آرامش بخش بود برام. رفتم لباس پوشیدم از این ور ما ما اومد. گفت چرا نشستی بلند شو قر بده منظورش ورزش بود منم بلند شدم. خیلی قر میدادم. رفتیم بلوک زایمان تا ماما شیفت که برای من بود دیدیم هم ماما همراه هم من گفتم وای خدایا به ما ما بعد اخلاق. چند روز پیش آمده بود بستری بشم باهاش دعوا کرده بودم ماما همراه گفت وایستا ببینم میتونم عوض کنم