۶ پاسخ

زایمانت زودرس بوده دیگه درد طبیعی هم کشیدی الهی

بقیشم بذار

همش که به بیخیالی گذشت 🤣🤣
چند هفته بوده ؟

خب ادامه🥲 ...؟

ماشاالله چقدر ریلکس😂😂😂

وای دختر چقد مثل خودم بیخیالی 🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان فراز 🫰🏻✨ مامان فراز 🫰🏻✨ ۱۶ ماهگی
از عصر میخواستم برم سرویس وقت نمیکردم الان رفتم سرویس خب بخاطر بخیه ها نمیتونم زود از سرویس بیام بیرون دیدم شوهرم داره بچه رو میخوابونه تقریبا خواب بود رفتم سرویس یهو دیدم شوهرم داره با صدای بلند صدام میزنه فکر کردم توهم زدم دیدم دوباره صدام زد با دو رفتم تو خونه دیدم بچم رو دستشه از سر تا پاشو رو پتو و تشکشو بالا اورده اینقدر زیاد که حتی از دماغش هم در اومده بود ، همین که رفتم با صدای بلند دعوام کرد گفتم خب چیکار کنم خودمم درد دارم داد زد گفت اگه درد داری و نمیتونی خب برو خونه مامانت بمون که یکی کنارت باشه بچه رو برداشتم اب زدم صورتشو شستم و گرفتمش تو بغلم تا اروم بشه بعد لباسشو عوض کنم و با گریه ش گریه کردم ، شوهرم اومد پیشم گفت چیه خب گفتم هیچی گفت خیلی ترسیدم تا حالا اینجوری ندیده بودمش و وایساد توضیح داد که چطوری بوده منم هیچی نگفتم فقط گریه میکردم ، بعدش رفتم سرویس نوار بهداشتی گذاشتم و اومدم دیدم گرفته تو بغلش داره خوابش میکنه رفتم ازش بگیرم گفت خب داره میخوابه دیگه گفتم میخوام بچمو بغل کنم خودم میخوابونم بعد دید من چقد ترسیدم بهم میخندید و شوخی میکرد
خیلی سخته بچه داری واقعا سخته ، هرچی هم بشه مقصر مادر میشه
مامان سه جوجه 🐤🐤🐣 مامان سه جوجه 🐤🐤🐣 ۳ سالگی
زایمان سومم هم سزارین بودم
خب سراین پسرم عصرشنبه رفتم خونه مامانم شبش ململنم اینا خونه مامان بزرگ شام دعوت بودن اونا رفتن من تنهابودم دردای شکمی داشتم میگرفت و ول می‌کرد خیلی کم بود ومن گفتم ماه درده ساعت ده شب شوهرم اومد دنبالم اومدم خونم لگن درد بودم شدید به شوهرم چیزی نگفتم وشام خوردم خوابیدیم صبح ساعت ۶از دردش بیدارشدم همینطورکه دراز کشیده بودم هی تایم میگرفتم ببین کی ول میگیره وکی ول میکنه تا ساعت ۷ دیدم دقیق وتایمش منظمه به شوهرم گفتم که نره سرکار اینم بگم که من قبلش پیس دکتر نوبت گرفته بودم واسه زایمانم واونم واسه ۱۷ اردیبهشت بهم نوبت داد خب خلاصه ساعت ۹رفتم بیمارستان معاینه کرد گفت دوسانتی نوار قلب گرفت گفت انقباض داری وگفت بخاطر اینکه حرکات بچه خوب نبوده برویه چیز شیرین بخور بیا گفتم آخه من سزارین هستم یه وقت بخوام زایمان کنم باید چیزی نخورم گفت اشکال نداره برو بخور اگه بخواد هم عمل کنه شب میکنه منم گفتم باشه رفتم خوردم ودوباره گرفت گفت نه بازم انگارخوب نیست گفت دکتر الان اتاق عمله سرش شلوغه تایباد بیرون خیلی طول میکشه برو خونه یه ناهاری بخوروساعتای یازده بیا اومدم خونه یه سری کار داشتم انجام دادم ویه کوچولو هم کدوسبز بود خوردم