گولشون*
پسر من عاشق شسرینی حاته
حواسم نبود بعد شام حدود 11.5 شب نمیدونم کجا رو کانتر آبنبات چوبی دید صندلیشو گذاشت برداره ازش گرفتم
کلی توضح دادم قصه گفتم گفت باشه
رفت دیدم باز صندلیشو گذاشت برداره اینبار ازش گرفتم گذاشتم تو سینک گفتم انداختم آشغالی انقد گریه ک ننداز آشغال. شما بودی چکار میکردی؟ خودم خیلی ناراحت شدم.
نعم لا اینجور چیزا جلوی چشمش نیس ولی حپاسم نبود اینبارپ
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.