عزیزم من ازبیمارستان ک مرخص شدم اومدم خونه خودم سزارینم کردم شوهرم چندروز وشب بود نخابیده بود اونن فرستادم اتاق سیربخابه وقتی توشرایط قرارمیگیری صبورترین وبلدترین میشی نترس بعدم بچه رو بنداز رودستت توسینگ ظرفشویی حمومش بده تا زمانیکه میتونه تو وان بشینه خیلی راحته
منم میخوام فردا برگردم خونم
تنها چیزی که خیلی میترسم وقتی شیر پرید گلوش چیکار کنم واقعا دست و پام گم میکنم
خیلیی خوبه که
من تا الان کلا چهار بار پوشک عوض کردم و اصلا لباس عوض کردنشم بلد نیستم فقط شلوارشو میتونم عوض کنم شیرشو میدم و اروقش و بقیه کارا با مامانمه موندم چجوری رفتنیم خونمون و چجوری تنهایی از پس کاراش براومدنیم
با این که فقط شیرش میدم کل هیکلم استخونام تیر میکشه انقد کمبود خواب دارم
منم غریبم سر بچه اولم تا ۴۰ روز خونه مامانم بودم همه کارارم مامانم انجام میداد پوشکا را مامانم عوض میکرد لباساشو عوض میکرد یعنی در کل من فقط شیرش میدادم بعد دیگه بعد از ۴۰ روز که مجبور شدم دیگه بیام خونه خودم خیلی میترسیدم ولی خب گذشت دیگه خودم از پسش برومدم الان دخترم ۷ سالشه ان پسرمم که زایمان کردم چون دخترم میرفت مدرسه مامانم اومد اینجا بازم سر پسرم مامانم همه کاراشو انجام میداد وقتی رفت سختم بود ولی خب مجبور بودم دیگه مه کاراشو خودم انجام بدم حتی خودمم حموم میبرم میارمش
سلام عزیز اگه بتونی ی کم صبوری کنی تا چهل روزگی بمونی که بچه درشت تر بشه ترس خودتم میریزه بهتره
ولی اگه خواستی بری خونتون
من آبجیم یا با کمک شوهرش یا خواهر دیگه ام که تقریبا نزدیکه بهش بچه رو میبرد تو حمام از این تشکها که میذاری پوشکشو روش عوض میکنی ها بذار زیر بدنش بچه رو بذار روش یواش آب بریز روش حمامش کن که از دستت هم لیز نخوره ولی حتما وقتی شوهرت هست که کمکت کنه حمامش کن
منم تا زایمان کردم شوهرم رفت از پیشم و الان شهرستان خونه بابامم ان شاالله چهارشنبه آینده میخوام برم خونه خودم و مجبورم همه کارا رو خودم انجام بدم اینکه دورم از شوهرم مریضم کرده و اینجوری پیش برم افسرده میشم آره گلم ما میتوانیم چون مادر قوی ای هستیم نگران نباش منم از حموم کردن میترسم ولی فقط ترسش یکبار
من ک بعد 50روز رفتم خونه خودمون نتونستم برگشتم 😀
یکم طول میکشه تا بیفتی رو روال واسه حموم دادنشم با کمک همسرت میتونی یکی بچه رو نگه میداره یکی هم میشوره
من تا ۱۰ روز مادرم موند پیشم بعدش باهاش رفتم خونشون تا ۴۰ روزگی و بعد برگشتم شهر خودمون
سخته ولی کم کم عادت میکنی
قبل از برگشتم حمام بردنش رو خوب یاد بگیر به مامانت بگو تو حمام کمک نکنه فقط بگه چیکار کنی و خودت انجام بده تا قلقش دستت بیاد
برگردی شهرت تنها کار سختت همین حمامه چون باید یکی باشه بچه رو بگیره تا حداقل حولت رو بپوشی بقیش اوکی هست و میرسی به کارها
برگشتی غذا رو چند وعده ای بپز مثلا خورشت برای دو روز بپز اینجوری راحتتری
از روز اول نمیتونی همه چی رو با هم کنترل کنی اما کم کم اوکی میشی
روزای اول قید خونه ی همیشه تمیز و هرروز گردگیری و جارو و لباسای همیشه شسته رو باید بزنی یه کم بگذره بدنت هم جون بگیره سرپا میشی و به همه کارها میرسی
عزیزم باید خودت دیگه از پسش بر بیای
من الان تو یه شعر غریب با فاصله ۸ ساعت از مادرم دورم
و قراره هر وقت بهش گفتم دردام شروع شده بیاد
و ۱۰ روز بمونه و بره بعدش
اول و آخر خودم باید از پسش بر بیام
حموم دادن بچه هم چیزی ندارع
شوهرت یا خودتی چه رو بگیری یکی هم آب بریزه
رو صورتش آب نریزید
اره عزیزم اخرش که باید بری اگر همسرت همراه باشه میتونی اولش سخته ولی کم کم استرس و ترست کم میشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.