۹ پاسخ

۵ صبح تا ۸ چقد زیاد

منو دخترمم تو اتاق می‌خوابیم شوهرم تو‌حال اونم پنج می‌ره تا پنج عصر میگه بچه گریه می‌کنه صبح ها اذیت میشم سرکار

ما از وقتی نیلماه به دنیا اومده میایم تو پذیرایی رو زمین میخوابیم،رو تخت سه تایی خیلی سخته جا تنگ میشه.
ایشالله تا عید جداش میکنم بره رو تخت خودش ماهم بریم رو تخت
دلم واسه تختمون تنگ شده🤣

کار درستی میکنی

بچه تو بزار رو تخت خودت و همسرت رو زمین کنار تخت بخوابین که گریه کرد سریع بری آرومش کنی الان بچه وسطتتون چه فایده داره فقط اون بیچاره اذیت میشه

به هیچ عنوان نزار
همون اندازه بچه اونم هس
ما تا چله مون جدا بودیم بعدش دیدم اقا چقدر بهش خوش میگذره راحت میره میخوابه زبونشم دراز میشه
دعوا راه انداختم اونم گفت میترسم و فلان گفتم بچه رو اونورم میزارم الان عادت مرده یه لحظه م جدا نمیشه

شوهر خر خر میکنه من سه ماهه گفتم برو اتاق دیگه بخواب تو‌میگی نرو😂

عزیزم ایشون خسته میشه صبح زود میره درکش کن بعدم سه تایی چجوری میخوابین رو تخت ؟بچه رو بزارپایین تخت حداقل رو زمین

من دخترم تو گهواره میخوابید الان چون پامیشه خودش میترسیم اومده بین ما جامون تنگه دقیقا مثل شما هی بیدار میشه
براهمون اومدیم تو هال روزمین میخوابیم
هم شوهرم کنارمونه هم بچه پیش منه وسط نیس که هی صداش تو گوشش باشه میخوابه تاحدودی
به نظرم این کاروکنین
جداخوابیدنی عادت میشه براشون خوب نیس

سوال های مرتبط

مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۷ ماهگی
خانما شماهم مثل منید؟
اول اینکه بگم پسرم همیشه بغلمه نمیزاره هیچکاری بکنم
حتی ناهار ایناهم ساعت ۴ ۵ ب زور وقت میکنم بپزم بخورم
روزا کلا نیم ساعت میخوابه شب ها هم ۲۰ بار تا صبح بیدار میشه نمیدونم چرا ولی در کل خواب درستی ندارم
شوهرم کارش آزاده درکل شاید روزی ۲ ۳ ساعت درگیر باشه یا اینکه میشه روزایی ک دو روز دو روز کار نباشه
شب ها تا صبح بیداره صبح ساعت ۵ ۶ می‌خوابه تا ۴ ۵ عصر بعد که بیدار میشه بچه رو میزارم پیشش ک من سریع ظرف بشورم ی کاری انجام بدم خیلی وقت ها میگه بیا ببرش تازه از خواب بیدار شدم حوصله ندارم بعد هم میره بیرون چن ساعتی واسه کار بعد هم پیش رفیقاش تا صب ساعت ۱۱ بعضی شب ها حتی ساعت ۲ و ۳
من بهش میگم لاقل شب ها زود بیا بچه بگیر استراحت کنم کارامو بکنم میگه بچه وظیفه ی من نیست وظیفه ی توعه 😔میگه کار خونه و بچه وظیفه ی تو من فقد باید پول در بیارم
با اینکه عصر وقتی بیدار میشه میره بیرون تا شب ولی همش بهم میگه تو منو زندون کردی و...
دیروز کلا نخوابیده بود از شب قبلش صبح ک بیدار شدم گف من دیشب فکر کردم چرا باید اختیارم بدم دست تو که میگی شب زود بیا و رف بیرون پیش رفیقاش دیشب هم کلا نیومد خونه من تنها بودم هنوزم نیومده
بنظرتون چیکار کنم؟