دلم خیلی گرفته میشه بیاین نصیحت منید یا راه درستو‌نشونم بدین خواهش میکنم اول اینکه من عاشق بچم هیچوقت از نگهداری یا غذا دادن یا بزرگ کردن خستم نمیشه یا هرچی که به بچه مربوط میشه اما احساس میکنم اعصابم ظعیف شده جایی که باید صبوری کنم نمیکنم یوقتایی خیلی کم یه مدتیه سر دخترم داد میزنم باور کنید اونم چون نمیدونم چه رفتاری باید از خودم نشون بدم چطور یادش بدم چیا یادش بدم میدونم مثلا باید غذا رو بزارم جلوش بریزه بپاشه اما نمیزارم از اول خودم بهش میدادم الانم هروقت بشقابشو دستم میبینه میاد قشنگ میشینه منتظر تابهش بدم تمام بشه بعد میره قبلا یه سری کلمات میگفت مامان بابا نام به آب ددی یه چیزایی میگفت دیگه الان نمیگه اصلا احساس میکنم که به جای کلمه حرف اولشونو میگه مثلا مامان میگم ما یا آب میگه ا شایدم توهم زدم اما میفهمه باهوشه متوجه میشه چیا میگم وقشنگ بلده زمانی که باباش نیست هرچیزی که میگم نه یا نباید انجام بده رو انجام نمیده اما کافیه بابابشو ببینه

ادامه اولین تایپینگ

تصویر
۱۳ پاسخ

منم مثل توم دقیقا احساس میکنم تمام این فشارا و اعصاب خردیا بخاطر دست تنها بودنه و تنهایی بچه ای ک شلوغی میبینه مدام رفت امد هست خونشون با بچه خودم مقایسه میکنم میبنم اونا خیلیییی خوش اخلاق ترن حتی بهتر غذا میخورن و بازی میکنن منکه دیگه رد دادم مشکل اعصاب دارم بخدا گاهی اوقات داد میزنم بعدش وحشتناک پشیمونم

پیر شدیم خواهر

سرش داد نزن یا صداتو بالا نبر بچه میترسه زبونش بند میاد سلولای مغزش میسوزه کتاب مربوط به بزرگ کردن بچه بخر یا تو اینترنت مقاله های بزرگ کردن بچه بخون وقتی هم ناراحتی یه نفس عمیق بکش و به بچه کوچولوت با عشق نگاه کن

درکت میکنم اما سعی کن بیشتر بهش ازادی بدی وخودتو کنترل کنی من سر پسرم دادمیزنم کل شب عذاب وژدان دارم

سلام دوستم توب ابتا پیام میزارم برات چک کن و اگر ایتا نیستی بگو از کجا پیام بدم

عزیزم چ انتظاری از بچه داریا

دختر منم کلمات رو مخفف میگه...یعنی کاملشو بلده بعد ازیه مدت مخفف میگه.از حرفاتون اینجوری متوجه شدم که به بچه آزادی اختیار نمیدید،بخاطر همین هست وقتی باباش میاد خیلی کارو که نمی‌کرده انجام میده.

توی کتاب(کودک انسان خانواده)میگه ک اگ کودک نوپا جیغ و داد کرد بشین روبروش و بغلش کن و نوازشش کن ....دلیلش هم توضیح داده ولی خیلی طولانیه واس تایپ کردن الان اینجا..همه بچه های نوپا تا سه سالگی کم و بیش این رفتارا رو دارن

و بعد اینک سعی کن با دوست و همکار و فامیلی ک بچه همین و سال دخترت دارن ارتباط بگیری و شده درحد عصرونه خانومانه بری و بیاین فقط بخاطر اینک بچه کم کم روابط اجتماعیش اوکی بشه و برای روحیه خودتم خوبه...منم خیلی سختمه ک بخام برم جایی مهمونی و مینی پارکی چیزی چون شاغل هم هستم اما بخاطر فقط ارتباط گیری بچه ام میرم درحد یکی دوساعت هم ک شده

عزیزم چرااینقدر حس گناه و عذاب وجدان ب خودت تلقین میکنی؟؟منم ب دخترم مستقل غذا خوردن رو یاد ندادم اصلا اگاهانه و خودم غذا میزارم دهنش و کاملا هم اوکیه با غذا و بقول شما ظرفو میبینه میفهمه وقت غذاس و دوس داره بره بشینه روی صندلیش...مستقل عذا دادن و خابیدن اینا ی انتخابه نه یک اجبار ک مد کردن توی اینستا انگار اگ بچه ای مستقل نخوره و نخابه ت‌ کم کاری کردی...ن عزیزم برای هر بچه ای ی روش بهتره..برای دختر منم مستقل غذا خوردن خوب نبود و من ب روش سنتی غذا میدم

عزیزم انقد خودتو سرزنش نکن هر مادری برای بچش بهترین مامان دنیاس توهم در حد توانت داری مادری می کنی حق داری کاهی داد بزنی سر بچه عصبی بشی منم یوقتایی خیلی عصبی میشم داد میزنم ولی بعد پشیمون میشم

پسر منم همینه
اگ چیزیو بخواد و بهش ندم
موهاشو میکشه
یا ب من حمله میکنه
و ی سر گریه میکنه

اصلا اخلاقش عوض میشه همه چی انجام میده گوش نمیکنه و اینکه مدتیه همش خودشو میکوبه یعنی کافیه چیزی ما به میلش نباشه خودشو میکشه میزنه جیغ میزنه یهو گریه میکنه میره تو گوشه ها قایم میشه حتی تو خیابونم یهو خم میشه سرشو میزاره قهر میکنه اینجور مواقع بدتر حیرون میشم وعصبی میشم خدایی دیرو زدمش باورم نمیشه این فرشتمو زدم اینقدر از دست خودم کفریه منی که نازش میکنم در روز هزار بار خدارو شکر میکنم بابت داشتنش اولین و اخرین بار بود با انگشتام زدمش خیلی ناراحتم نمیدونم بابتت این رفتارش چه وکنشی نشون بدم این عادت از سرش بیفته و چطوری بازیش بدم چه کارتونی بزارم اموزنده باشه چجوری براش قصه بخونم تاحالا نخوندم کتاب دستم میبینه میکشه ازم نمیزاله بخونم براش جایی نیست ببرمش همش خونه ایم کن پیش میاد بریم خونه کسی هم سن و سالش بچه نیست ببرم پیششون خانه ی بازی اینجا خیلی وحشین گاهی فکر میکنم خیلی مادر بدیم
تاالان نه خواب بچمو تنظیم کردم
نه به موقع دارو و ویتامین و غذا بهش میدم
نه از پس رفتاراش بر میام
چیکار کنم 🥺🥺🥺🥺🥹💔

همین الان نشسته موبایل نگاه میکنه چون تلوزیونمون شکست و نمیده و خوابش نمیاد صد بار گوشو پرت کرد به خدا دارم دیونه میشم از این رفتاراش خماهش میکنم راهکار درستو یادم بدین

سوال های مرتبط