من چند ماه پیش خیلی حالم بد بود
مدام تو گذشته بودم
چند جلسه رفتم تراپی
بهم گفت نامه ای به مادرت بنویس و بدون رودرواسی از هر چی ناراحتی بگو
مثلا مامان اینکه فلان کارو میکردی خیلی اذیت میشدم
ازین کارت متنفر بودم و ...
موقع نوشتن خیلی اذیت شدم
چندین صفحه بود
و رفتم پیش دکتر و با صدای بلند و باگریه خوندمشون
و بعد پارشون کردم
و بعد هم سعی کردم ارتباط با کودک درونم بگیرم
بچه ها واقعا مادرمو بخشیدم
قبلا مدام تو ذهنم خاطرات بچگیم مرور میشد
همش به همسرم یا به دوستم از مامانم گله میکردم
ولییی واقعا مغزم صاف صاف شده
نشخوار فکریم واقعا کم شده
و مادرمو بخشیدم
دیگه اذیت نمیشم
اینو گفتم که شما هم انجامش بدین
بنویسین با تمرکز وقتی تنهایین
و بعد جلو آینه بلند بخونید
به من که واقعا کمک کرد
مامانم امروز می‌گفت ببخش من مادر خوبی نبودم
قبلا سکوت میکردم ولی امروز گفتم نه مامان جون خیلی هم خوب بودی تمام توانت رو برامون گذاشتی♥️

۱۲ پاسخ

و مامان من اینجوری شده خونه ی پنجاه سالشون رو که اون زمان پیگیر نشدن و قانونی تفکیک سندش نکردن و بعد مرگ مادربزرگم عموم برداشت و اینا باید از اینجا پاشن
مامانم خیلی اذیته و این اذیت داره منم از پا درمیاره🥲

آره یادمه حتی اینجام ازشون گله میکردی، میدونی چیه گاهی شرایط زندگیا جوریه که آدم ناخواسته با بچش رفتار بدی میکنه، ببین با بخشیدنت انرژی مثبت به مامانت دادی که این حرفو زد بهت🥰

منم مامان مو خیلی دوست دارم حتی خاهرام ولی چند وقته یعنی چهار ماه ک زایمان کردم کلا دیدم بهشون بد شده البته بگم ها موقع زایمان کلی کمکم کردن ولی از تفاوت های ک بین نوه ها می‌زارن متنفرم برا همین نمیرم زیاد پیششون مامانم هر روز زنگ میزنم میگه بیا نمیدونه دلگیرم

درخواستمو لطفا قبول کنین خیلی مطالب خوبی میذارین

من برم باید یکسال برم انقد درد کشیدم ک کلی هزینه میبره 💔

چیزی راجع به نوروفيدبک شنیدین تا به حال شما؟
خوبه بنظرتون؟

چ روش خوبی حتماامتحان میکنم ولی بنظرت دررابطه با خواهرشوهرم جواب میده، منم این حالات دارم نسبت بهش چون عامل خیلی ازمشکلاتم🥺

منی که امشب مامانم بخاطر من خودکشی داشت میکرد هیچوقت اون صحنه یادم نمیره 😭

چقد خوبی شما دوست دارم بغلت کنم😍گاهی تاپیک هات عمیقا به قلبم میشینه.
در مورد هر اتفاق و هر آدم دیگه ای هم میتونیم این تکنیک رو انجام بدیم؟هرچیزی از گذشته که آزارمون میده

خیلی روش خوبی هست ممنون گلم حتما انجام مبدم

چرا مگ چیکارت کرده بود

حتی اگه از قدیمی های پیجم باشید باید یادتون باشه که اینجا هم زیاد از مامانم گله میکردم
مدام ازش خشمگین بودم انگار

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم

تجربه خود من
رزا به شدت تو کلاس ها کم حرف بود
و نمیتونین از حقش دفاع کنه

یه روز تو کلاس ژیمناستیک، من شنیدم که مربی گفت همه این حرکت رو زدن؟ و رزا بلند گفت نه من نرفتم؛
( رزا کلا بچه خجالتی ای هست، ژنتیکیه من خودمم بچگی خجالتی بودم)
من بعد از. کلاس این رفتار رو بزرگ کردم و گفتم واقعا خیلی عالی بوده
به پدرش هم شب گفتم و اونم تشویقش کرد

از اون جلسه به بعد رزا انقد سر کلاس حرف میزنه که مغز مربی رو میخوره😅
همش نظر میده
و من واقعا خوشحالم که کمکش کردم

باید قبول کنیم که یک سری اخلاقیات ذاتی هستن مثلا دختر دوم من بسیار اجتماعی هست و قطعا نیازی نداره من اصلا کمکش کنم
ولی من چون خودم بچه خجالتی ای بودم و قبل رفتن ب مهمانی همش استرس داشتم الان رزا رو بهتر درک میکنم
اگه بچتون از جمع استرس میگیره حتما بهش کمک کنید چون با کمی کمک خوب میشه

رزا قبلا از مهمونی رفتن و مهمون اومدن خونمون بدش میومد!
ولی الان دیگه انقد که از آداب اجتماعی براش گفتم و با عروسک اش شبیه سازی کردیم مهمونی هارو و همچنین سعی کردم تو جمع بهش توجه کنم نه اینکه رهاش کنم
الان مدام با من چونه میزنه که چرا مهمون دعوت نمیکنی!!
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
بچه ها من سفت و سخت موندم چه کنم دلم‌می خواد بدونم جای من بودید چه تصمیمی می گرفتید؟؟؟درمان ماهلین رو ادامه میداد یا ولش می کردید آخه من نیبینم تو خونه همه چیش خوبه به خدا با دلوین فرقی نمی کنه از همه لحاظ مشکل من حالا این پز پی نگفتنشه که اونم گذاشتم با گذر زمان درست بشه بعد ماهلین یه جوریه که به یه غریبه نیرسه خیلی ارتباط نمیگیره و زود قاطی نمیشه دکترش میگه دیگه بعد ۶ ماه که داره میاد باید ارتباطش باهام خوب شده باشه با دوتا فیلم بهش ثابت کردم که ماهلین من فقط خجالتیه و در نهایت اعتماد به نفس پایینه داره اگر نه دوبه دو با هم از دیوار راست بالا نیرن و منو واقعا خسته کردن🙄نمی دونم تشخیصش واسه یه دکتر اینقدر سخته از اون طرف با مشاور مهدشون صحبت کردم میگه خوب قاعدتا بعد این همه مدت باید ارتباط بگیره خانوم دکترم طبق همون میگه این مشکل داره ولی از نژر خودم به خدا پشکل حادی نیست من از اول به خاطر نگفتن پی پیش بردمش که تا گفتم گفت ماله آی کیو و این حرفا قضیه رو ربط داد به چیزای دیگه ک کلا از پحور اصلی درمان خارج شد الان واقعا موندم چه کنم یه دلم میگه ادامه بدم یه دلم‌میگه نه چه پولیه واقعو این سری هم‌که رفتم ویزیت رو کرده ۸۵۰ که با هزار التماس شد ۷۵۰ هفته ای یه بارم باید ببرمش بابام‌که مدام میگه به خدا کلک پوله این بچه هیچیش نیست خیلی هم زیرک و باهوشه ولی دکترش توقعش خیلز بالاس مشاورش مبگه اگه اینجوری نباشه فردا اگه این بچه خوب نشد میای یقه ی دکترو میگیری که تو گفتی خوب میشه ولی نشد الان ازتون راهنمایی می خوام ببینم جتی من بودید چا تصمیمی می گرفتید؟؟
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
شوهرم اومد باهاش مشورت کردم در مورد ماهلین توروخدا نگید پیله کردید به بچه به خدا پیله نکردم دکترا یه جوری حرف می زنند آدمو به شک و ترید می اندازن در صورتی که خودمون کلامون رو قاضی می کنیم می فهمیم امروز با شوهرم حرف زدم گفتم ببین تمرینایی که با ماهلین انجام دادم رد ببین خداییش این بچه الان دیگه مشکل آی کی یو داره ؟؟این تمرینات سخت رو انجام میده اینو میگم چون دکترشم فقط رو همین محور داره کار می کنه و همه چیو ربط میده به آی کی یو چه خجالتی بودنش چه نگفتن مساله ی پی پیش که مشاورش یه حرف خوبی زد بجه ای که مشکلش حاد باشه جیش رو هم نمی تونه بگه چه برسه به پی پی و به من گفت واسه خجالتی بودنشم تو کلاس های تائتر شرکتش بده و بعدشم تو مهد کلاس جدا بزاریش خوب میشه الان خاله ها تمرینات ماهلین رو ببینید خداوکیلی بچه ای که آی کیوش پایین باشه می تونه این هارو حل کنه ؟؟من نهایتا یکی دوتاش رو راهنمایی کرده باشم بقیه رو خودش انجام میده بدون کمک گرفتن از من بدون حضور دلوین چون دیگه نوبتی باهاشون کار می کنم دکترشم همینارو کار می کنه نمیگم از اول خیلی خوب بوده واقعا ضعیف بود ولی با ۶ و ۷ ماه درمان از نظر من اوکی شده و دکترشم از الان به بعد فقط به فکر جیب خودشه چون به محض اینکه گفتم ماهلین خیلی خوب شده ۱۲ تا صفحه رو به خوبی حل کرد میگه نه اصلا این بچه آی کیوش پایینه و جالب تر اینکه ملاحضه بچه رو هم نمی کنه جلو خودش میگه و اعتماد به نفسش رو شدیدا پایین میاره من با شوهرم تصمیم گرفتیم دیگه نبریمش از مهر هم که میره مدرسه بهترم میشه خودمم کلی کتاب از قبل گرفتموباهاش کار می کنم دیگه نمی برمش چون بچم آسیب می بینه به نظرم حالا تمرینایی که باهاش می کنم یکی یکی میزارم شما خودتون قضاوت کنید
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
سلام بچه ها خوبید؟؟ماهلین از ۱۸ ماهگی زیر نظر دکتر قضاوی یکی بهترین دکترای مغز و اعصاب بوده فوق العاده دکتر خوبیه و من تاییدش می کنم یه مدت چشمش انحراف پیدا کرده بود دکتر دوز داروهاشو بیشتر کرد ولی بازم تاثیر نداشت یعنی کمتر شد ولی قطع نشد بعد الان یه مدتیه دندون قریچه میره تو خواب امروز بردمش پیش دکترش همه رو گفتم داروهاشو عوض کرد آزمایش نوشت براش و گفت یکماه دیگه بیارش بعد چون دکتر خیلی خوبیه و قبولش دارم گفتم شاید مشکل ماهلین که پی پی رو نمیگه از مغزش باشه با دکترش عنوان کردم و گفتم تادحالا به خاطرش خیلی دعواش کردم و خیلی کتک خورده تا الان گفت همش به خاطر همینه گفتم آخه یعنی همیشه باید اینجور کنه؟؟گفت بله بچه های این دورل رنونه به شدت لجباز و غیر منتظره هستن گفت یه مدت هیچی نگو سکوت حتی در موردش باهاش حرفم نزن انگار نه انگار اینکارو می کنه حتی پی پی کرد بگیر تو بغلت بوسش کن تا این حد نتیجشو میبینه من اغراق می کنم بارها به خاطر همبن مساله کتکش زدم یا دعواش کردم لطفا‌مادرای کاسه داغ تر از آش جواب تاپیک منو ندن اونایی که واقعا نی تونند درکم کنند بگند به نظرتون تحمل این وضع سخت نیست از نظرشما؟؟یعنی می تونم حداقل دوماه دووم بیارم و هیچی نگم😓حتی دکترش گفت پوشکش کن وقتی اینجوریه گفتم آخه ۵ سالشه گفت باشه کسی مورد مشابه من داشته با سکوت نتیجه گرفته باشه؟؟؟
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم
کتاب مادر یک دقیقه ای

یادتون بیاد از زمانی که کارنامتون رو می‌بردین خونتون، احتمالا از بین ده تا درس پنج تاش ۲۰ بود، سه تاش ۱۷ و یکی ۱۵ و یکی ۹
خب قطعا اون چند نمره خوب اصلا توسط والدین ما دیده نمیشدن
چه حجم استرسی به ما وارد میشد

خب این کتاب چی میگه؟؟
مادر یک دقیقه ای با دیدن کارنامه بچه، میگه وااای تو پنج تا درس رو ۲۰ گرفتی و سه درس ۱۷
این واقعا خوشحال کنندس
چقدر عالی واقعا مشخصه که خیلی تلاش کردی حتما خودت هم از داشتن نمره ۲۰ خیلی حس خوبی داری؛ حالا باید برای داشتن این نمره ۲۰ تو کارنامت حسابی جشن بگیری و امروز بازی کنی
بعد از اتمام اون روز
در روزی که برای هدف‌گذاری مشخص شده به کودک میگیم خب حست از داشتن نمره ۲۰ چی بود؟ از داشتن نمره ۹ چی بود؟ و قراره چه برنامه ای براش داشته باشی؟

( من خودم یادمه یه بار یه امتحان ریاضی ک بیشتر سوالات هوش بود معلم کلاس پنجم ازمون گرفت، من ۱۱ شدم بیشترین نمره کلاس و بقیه همه ۴ و ۵ شدن، و مامان و بابام به شدت منو دعوا کردن!! من تا چند روز استرس داشتم و ریشه الان استرسی بودنم هم قطعا یکیش برمیگرده به این موضوع ها)