۱۲ پاسخ

مبارک باشه راحت شدی دیگه 😍♥️نینی چند کیلو بود؟

قدم نو رسیده مبارک عزیزم 😍😍

سلام قدم نورسیده مبارک میشه لطفاً بگین با چه خوراکی شروع به غذا خوردن کردین و اینکه سرخود می‌تونم دیکلوفناک بذارم

عزیزم بسلامتی قدم نو رسیده مبارک قدمش پرخیر وبرکت باشه همش بفکرت بودم خداروشکر توهم راحت شدی دیگه از درد واژن وباسن خبری نیس 😂😂
اگه میشه عکس نی نیتو بزار ببینیم

واسه سزارین خانمایی که میخواین انجام بدین حتما پمپ درد بگیرین شیاف دیکلوفناک هم ببرید اینجوری کمتر اذیت میشین

عزیزم منم خیلی بد دردم و واسه سزارین اولم مردمو زنده شدم برعکس دوستم دوتا سزارین رو هیچ دردی نداشت و خیلی راحت بلند شد از جاش

به سلامتی عزیزم
مرسی که تجربه تو در اختیارمون گذاشتی

انشالله قدمش خیر باشه براتون عزیزم سلامت باشید فدای سرت اینا هم میگذره هه این هفته اذیتی هفته بعدش سرپایی انشالله

سلام عزیزم ممنونم از توضیحاتت
پمپ درد هم گرفتی ایا

قدم مبارک عزیزم❤️پر از خیر و برکت باشه برای زندگیتون❤️

الهیی🥹من از ترس همینا میخام طبیعی کنم

من میترسم هنوز

سوال های مرتبط

مامان نينى مامان نينى ۱ ماهگی
تجربه سزارين ( پارت ٦ )
من از اتاق عمل تا ساعت ٢ نيمه شب كه مجاز به غذا خوردن بودم هم نسبتا زياد صحبت ميكردم هم سرمو تا حدودى تكون ميدادم ، خودم فكر ميكردم سر درد ميگيرم بعدشكه خداروشكر امروز كه ٧ روز گذشته هنوز سر درد نگرفتم
خلاصه ساعت ٢ شب نوشيدنى خوردم گفتن چايى نبات بخورم و خودمم كاپوچينو تورابيكا بردم خوردم
( سوند رو از قبل به دكتر گفتم تو اتاق عمل بعد بى حسى برام نصب كردن )
ساعت ٥ صبح گفتن بايد بلند شم راه برم ، اولين راه رفتن سخت بود من تحملم كلا زياده و آدم صبورى هستم و به نظرم واقعا اونجورى كه ميگن سخت نيست ، درد داره اما قابل تحمله ، البته من نيم ساعت قبلش هم گفتم برام شياف بذارن كه دردم كمتر باشه
من بعد زايمان تا صبح كلا خوابم نبرد همش ذوق دخترمو داشتم
فرداش تا ظهر بيمارستان بودم و بعد مرخص شدم
از روز اول كه اومدم خونم تمام كاراى بچمو خودم كردم ، مامانم كمكم بود وكاراى خونه با مامانمه
درد بعدش با شياف كاملا قابل كنترله
از زايمانم و پزشكم راضيم و باز هم به عقب برگردم سزارين تو بيمارستان مهرگان رو انتخاب ميكنم
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۴ ماهگی
تجربه سزارین
(پارت دوم)

دکتر اومد عمل رو شروع کرد فقط احساس کشش یا فشار داشتم اما هیچ دردی نداشت. بعد از گذشتن ۵ دقیقه دیدم تکون ها شدید تر شد و احساس میکردم انگار یه چیز بزرگی رو از شکمم دارن میکشن بیرون و بعد صدای گریه نی نی رو شنیدممم 😭
بهترین و قشنگترین حس زندگیم بود، عاشق صداش شدم و بعد ۲،۳ دقیقه هم صورت ماهش رو اوردن دیدم و چسبوندنش بهم 🥹❤️😍 اون لحظه دیگه همه دردها و سختی های دوران بارداری از یادم رفت🥹
بعد دکتر شکمم رو فشار داد که چون بی حسی داشتم دردی نداشت. بعد رفتم‌ تو ریکاوری و یکبار دیگه هم‌ اونجا فشار دادن که اون هم چون هنوز بی حسی بود‌ قابل تحمل بود برام. بعد از گذشت حدود یک‌ربع تا نیم ساعت که تو ریکاوری بودیم بردنم بخش و گفتن ۱۲ ساعت نباید سرت رو تکون‌‌بدی که سر درد نگیری. من‌ هم این کار رو کردم‌ و خدا رو‌ شکر سردرد نگرفتم. فقط هر چی آثار بی حسی میرفت دردها بیشتر میشد اما خدا رو شکر با مسکن هایی که تو سرم میزدن و شیاف قابل تحمل بود. در کل همه درداش قابل تحمل بود خدا رو شکر 😍 بعد از گذشت ۱۲ ساعت هم گفتند بلند شو راه برو و وقتی بلند میشی راه میری و اولین دستشویی رو میری انگار یهو همه دردهات خیلی سلک تر میشن ^_^
اگه سوالی داشتید بپرسید حتما 😍
مامان آرنیک مامان آرنیک ۸ ماهگی
مامان نیلماه مامان نیلماه ۸ ماهگی
تجربه #سزارین #پارت یک
من ۳۳هفته از پزشک نامه سزارین و گرفتم برای ۱۰ابان نوبت داد
۱۰ابان ساعت ۱۰صبح رفتم بیمارستان نبی اکرم
تا ساعت ۱۱:۳۰بستری شدم
از ساعت ۱۱
۱۰ابان دیگه هیچی نخوردم
ساعت ۱۷دکتر اومد
تا ساعت ۱۸رفتم اتاق عمل
تا ۱۸:۳۵دقیقه خدا دخترمو بهم هدیه داد
دخترم بدنیا اومد
خانوما آمپول بی حسی مثل تزریق آمپول عضلانیه هیچ دردی نداره
فقط فقط از لحظه ای که آمپول و بی حسی تزریق می‌کنه تا ۸ساعت بعد به هیچ عنوان سرتون و تکون ندین مثل من که سه روز از سردرد مردم و زنده شدم
بعد از اینکه شکمم و بخیه زدن یک ساعت و نیم تو ریکاوری بودم
بعد اوردنم بخش
بیست چهار ساعت بعد عمل مرخص شدم
اولین قدم سخت ترین قدمه واقعا خیلی درد داره و عذاب اوره
پمپ درد حتما بگین تو اتاق عمل واستون آماده کنن خیلی بدرد میخوره و مفیده شیاف داشته باشین
حتما وقتی گفت مایعات بخورین کمپوت گلابی بخورین و چایی نبات و دارچین و زنجبیل
و آب سوپ
آینم بگم ۳۵پول بیمارستان
۵۰دستمزد دکتر
سوالی بود در خدمتم
مامان آقارضا مامان آقارضا ۱۴ ماهگی
تجربه سزارین

من سرکلاژ بودم و درد رحم داشتم با وجود سرکلاژ معاینه شدم و گفتن نیم سانت باز شدی و اگه بیشتر بشه و باز نکنی ممکنه رحم دور از جون پاره بشه و من تو ۳۷هفته و ۳روز سزارین شدم (سزارین اختیاری)

صبح ساعت ۵:۳۰بیمارستان بودم و خیلی درد داشتم و وقتی بهم سوند وصل کردم به معنای واقعی کلمه داشتم از درد میمردم خیلی برای من سوند سخت بود کارامو کردم و ۵دقیقه مونده به عملاز شدت درد سوند تمام بدنم خیس عرق بودم و دردم وحشتناک تر شده بود ،رفتم تو اتاق عمل و خلاصه سزارین شدم و من پمپ درد هم گرفتم ساعت ۹رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۱از ریکاوری زدم بیرون و درد سزارین مثل یه پریودی پر درد بود ولی نه اون حدی که نشه تحمل کرد و هر وقت حس میکردم دردم یکم داره اذیتم میکنه دکمه پمپ درد رو میزدم و برام شدت درد کمتر میشد و خداروشکر پسرمم تو دستگاه نرفت و بعدم ۱۲ساعت بعد عمل گفتن بلندشو راه برو،خلاصه به جز درد سوند که اصلا برام قابل وصف نبود بقیه عمل واسم قابل تحمل بود وذخلاصه که واسه کسایی که مثل من ترس دارن یا از درد طبیعی میترسن من سزارین رو پیشنهاد میدم ان شاءالله دامن اقدامیا سبز بشه و همه ی مامانا بچه هاشون رو صحیح و سلامت بفل بگیرند🥰🤲🏻💐❤️